نقد، بررسی و نظرات کتاب 1Q84 (جلد سوم) - هاروکی موراکامی
4.6
12 رای
چرا من این مجموعه رو به اندازه بقیه کتاب های موراکامی دوست نداشتم؟ شاید به خاطر ایمان کورکورانه ش به عشق! چرا باید عشق باعث بشه دنیاهایی به وجود بیان و از بین برن؟ چمیدونم... در مجموع شخصیت پردازی ها خوب بود. کلی نکات پخت و پز و تغذیه سالم داشت. در مورد سیاست و حقوق زنان هم کلی نوشته بود. جذابیت های سورئال موراکامی سر جای خودشون بودن ولی خب من عشق های بی سرانجام قبلی مراکامی رو به این پایان شاد ترجیح میدادم. بیمارم، نه؟ اینجوری شبیه کی درامای تخیلی شده تو مایه های مثلا W ترکیب عشق و سورئالیسم و سیاست... حالا قطعا عمیق تر ولی تصور کنید اگه سریال بشه میشه تو همون مایه ها! در اخرم پایان داستان پایان یه دنیا و شروع یه دنیای جدیده با نگاه امیدوارانه ولی انگار کلی چیز بد به دنبالشون خواهد اومد. بقیه در فصل بعد... و تمام میشه! عاقا من خیلی راضی نبودم. نمیدونم دیگه بخونید خودتون ببینید چه خبره.
شاید برای دیگر خوانندگان این داستان مثل من خوب یا حتی عالی بوده باشد.....
اما برای من فقط خوب بود!!!
وقتی جلد آخر کتاب را خواندم فقط چون در تمام داستان ماجرای اتفاق افتاده شده را که یک بار انجام شده از دید هر شخصیت جداگانه تعریف میکند...
من از نوع نگارش داستان خوشم نیومد
با اینکه خیلی تأثیر گذار بود و از دید هر شخص کامل میفهمیدی که عمل انجام شده چگونه روی او اثر گذاشته....
اما با تمام این اوصاف برای من جذابیت کمتری داشت.
ولی از عمق داستان چیزی کم نمیکند.
اما برای من فقط خوب بود!!!
وقتی جلد آخر کتاب را خواندم فقط چون در تمام داستان ماجرای اتفاق افتاده شده را که یک بار انجام شده از دید هر شخصیت جداگانه تعریف میکند...
من از نوع نگارش داستان خوشم نیومد
با اینکه خیلی تأثیر گذار بود و از دید هر شخص کامل میفهمیدی که عمل انجام شده چگونه روی او اثر گذاشته....
اما با تمام این اوصاف برای من جذابیت کمتری داشت.
ولی از عمق داستان چیزی کم نمیکند.

در کتاب آخر علاوه بر فصلهای تنگو و آیومامه شاهد اضافه شدن فصلهای یوشیکاوا هم بودیم که بر جذابیت داستان میافزود. و نهایت این جذبه در بخشی بود که یوشیکاوا به دنبال تنگو میافتد و آیومامه به دنبال یوشیکاوا.
توصیف دو تا ماه در آسمان به حدی دقیق بود که در طول خواندن رمان گاهی میترسیدم اگر سربلند کنم من هم دو تا ماه ببینم.
در کل سه کتاب، موراکامی به بحث فرقههای شبه مذهبی و اعمال رفتار عجیب و بعضا مجرمانه آنها پرداخته که در هیچ دورهای قدیمی نمیشود.
موراکامی جهانهای موازی را توصیف کرده و همچون رمانهای کافکا در کرانه و سرزمین عجایب بیرحم و... به بحث انتقال از جهانی به جهان دیگر پرداخته. و تنها اوست که میتواند با شکستن کلیشهها، مدخل این جهان دیگر را راه پلهای در آزادراه و در وسط روز قرار دهد.
مدخلی که در کافکا در کرانه سنگی در معبد بود حالا وسط شهر است و در دل شلوغی و ما باز باورش میکنیم حتی وقتی این راه ورود و خروج به جهان دیگر در ظاهر بسیار ساده است از توصیفات عجیب و هریک خبری نیست.
در کل شخصیتهای موراکامی در رمان هایش به سفر میروند و سیر تکاملی را طی میکنند و یکی از بهترین این سفرها را میشود در رمان دو جلدی کشتن شوالیه دلیر شاهد بود.
با سپاس از کتابراه