صنعت تشخیص یا جانبخشی به اشیاء در جریان گفتمان ادبی و نثر فارسی، همواره مورد استفادهی نویسندگان و حتی عموم مردم بوده است. کتاب تحلیل نشانه - معناشناسی گفتمانی نوشتهی پانتهآ نبیئیان رسالهای تحقیقاتی است که با رویکرد نمونهمحور، کارکرد این آرایهی ادبی را مورد تحلیل قرار داده و نوع استفاده از آن را در پنج داستان کوتاه فارسی از ادبیات معاصر ایران بررسی کرده است.
دربارهی کتاب تحلیل نشانه - معناشناسی گفتمانی
نظریات گوناگون در حوزهی نشانه - معناشناسی که عموماً برگرفته از یافتههای علمی افرادی چون گرمس، پییرس و سوسور هستند، اساس نوشتههای پانتهآ نبیئیان در کتاب تحلیل نشانه - معناشناسی گفتمانی را شکل میدهند. او در این کتاب با شرح مفصلی از نظریات متخصصان ساختارگرایی و عینیتگرایی، سیر تاریخی پژوهشهای ادبی را در دسترس خوانندگان قرار داده است. نبیئیان سپس با کمک مفاهیم اصلی این نظریات و با تأکید بیشتر بر ساختارگرایی، به بررسی صنعت تشخیص و نحوهی کاربرد آن در داستانهای کوتاه فارسی پرداخته است.
کتاب تحلیل نشانه - معناشناسی گفتمانی در پنج بخش به تحلیل صنعت تشخیص بهعنوان فرایندی در چارچوب نشانه - معناشناسی گفتمانی پرداخته و در بخش اول با داستان «روز اول قبر» از صادق چوبک آغاز میکند. نویسنده در هر بخش خلاصهای از داستان را آورده و سپس به تحلیل و بررسی کارکرد استعاری گفتمان در آن پرداخته است. این پژوهش فرم و عناصر ساختاری داستانها را بررسی کرده و کارکردهای عاطفی، القایی، تنشی، قابلیت مکانشدگی، کارکرد اتیک و... گفتمان و فرایند تشخیص را نیز به بحث و تحلیل گذاشته است. دیگر داستانهایی که در این کتاب به همین شیوه تحلیل شدهاند عبارتاند از: «عروسکفروشی» از صادق چوبک، «سنگی بر گوری» از جلال آل احمد، «داش آکل» از صادق هدایت و «شازده احتجاب» از هوشنگ گلشیری.
خلاصهی یکی از داستانهای آمده در کتاب یعنی «داش آکل» از صادق هدایت به این شرح است: «با اینکه داشآکل، از لوطیهای شهر، مردی سیوپنج ساله و بدسیمایی است، هرکس، داستان جوانمردیهایش را میشنود، شیفتهاَش میشود. پدرش از ملاکین بزرگ بود که داراییاش را بعد از مرگ به پسرش میبخشد؛ ولی داشآکل، به مال دنیا ارزشی نمیگذارد. زندگیاش را به جوانمردی و بزرگمنشی میگذراند. همهی داراییاش را به مردم تنگدست، بخشش میکند و با مردم، مهربان است. رقیب وی، به نام "کاکا رستم" از میان لاتهای شهر، کینهی داشآکل را به دل دارد.»
بخشی از تحلیل نشانه - معناشناسی این داستان را میتوان با ذکر سپهرهای گفتمانی آن ارائه داد. لوتمان، درمورد سپهرهای گفتمانی میگوید: «انسانیت، در فضای فرهنگی، غوطهور است و همواره به دور خود، سپهری فضایی ایجاد میکن.» سپهر، ایدهها، الگوهای نشانهای و کنشهای افراد را در برمیگیرد.

سپهر اول در این داستان به این ترتیب خواهد بود: در جریان روایت، درمییابیم که داشآکُل، در تقابل با کاکا رُستم است. این دو شخصیت، در تقابل زیاد باهم قرار دارند. حضور آنها در مقابل هم نگاه تحقیرآمیزشان به هم و نشستن روبهروی یکدیگر، باعث ایجاد تَنِش و فشار میشود. کاکا رستم با نشستن در مقابل داشآکُل، به نوعی، تحریک و جلب توجّه وی را برمیانگیزد. این امر، نشان میدهد که کاکا رستم تحتتأثیر فعل مؤثر خواستن قرار دارد. او، از اُبژهی ارزشیِ پهلوانی و لوطیصفتی بسیار دور است. در عین حال، مردم، داشآکُلِ سرشناس را قبول دارند. او از جایگاه مردمی، قدرت و شأن، برخوردار است. خود کاکا هم میداند که حریف مناسبی برای داشآکُل نیست. کاربرد فعل مؤثر «دانستن»، نشاندهندهی این موضوع است که کاکا، از مقام پایینترش نسبت به داشآکُل، خبر دارد. کاکا رُستمِ بختبرگشته، در تقابل با داشآکُلِ اَجل معلّق، قرار میگیرد. در نتیجه، فضایی تَنِشی- تقابلی میان داشآکُل و کاکا رُستم، برقرار میگردد و روند تشخیص، نیز مسیری تَنِشی- تقابلی در پیش میگیرد. در کتاب تحلیل نشانه - معناشناسی گفتمانی میتوانید تحلیل کامل این داستان و دیگر داستانهای طرح شده در فهرست را مطالعه کنید.
پانتهآ نبیئیان در کتاب تحلیل نشانه - معناشناسی گفتمانی با تأکید بر فرایندمحور بودن صنعت تشخیص در گفتمان، در چارچوب نظریات ساختارگرایانه هر داستان را بررسی کرده است. باتوجه به کمبود منابع فارسی که حاوی اعتبار علمی در حوزهی فرم و ساختار باشند، ضرورت پرداختن به ساحت ساختاری نثر فارسی و تحلیل نشانهشناسی از خلل آن، غیرقابلانکار است؛ مسئلهای که اثر پیش رو را به منبعی ارزشمند در این زمینه تبدیل میکند.
کتاب پیش رو به همت انتشارات نوآوران سینا در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
کتاب تحلیل نشانه - معناشناسی گفتمانی برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب به نظریهپردازان، متخصصان حوزهی ادبیات، دانشجویان و علاقهمندان به پژوهشهای علمی مرتبط با این حوزه، توصیه میشود.
در بخشی از کتاب تحلیل نشانه - معناشناسی گفتمانی: پنج داستان کوتاه فارسی و شکل گیری فرایند تشخیص میخوانیم
در حوزهی مطالعات زبانی، استفاده از کنش اظهاری یا گفتمان با دو هدف بسیار مهم شکل گرفت: عبور از ساختگرایی که نظامی بسیار ایدهآل است به شمار میآمد؛ و توجّه به بافت، موقعیت، تعامل و کُنِش به عنوان اصل حاکم بر پویایی و فرایندی بودند. کنش گفتمانی نیز باید از صورت و محتوا تشکیل شده باشد و کنش زبانی باید به تولید معنا منجر شود. در این صورت، بر اساس فرایند کُنِشی، جریان معناسازی صورت میگیرد، تغییر معنایی تحقّق میپذیرد تا فرایند کنشی معنای هدف گرفته شده توسّط کنش را به معنای آن کنش تبدیل کند. در این صورت، برخلاف معناشناسی روایی که از یک سو بر معنای مستخرج از اهداف از پیش تعیینشده و از سوی دیگر بر اصل تغییر اولیة معنا استوار است، نشانه-معناشناسی گفتمانی مبتنی بر کنشی تلقّی میگردد که مدیریت زنجیرهی فرایندی گفتمان را عهدهدار است و معنا در آن نه بر اساس اهداف از پیش تعیینشده، بلکه بر اساس کارکردهای موقعیتی گفتمان شکل میگیرد (همان).
از همان زمانی که گرمَس نشان داد هر تولید زبانی نیازمند یک سوژه در مقام گفتهپرداز و یک اُبژه است که همان گفته یا متن زبانی است و بر اساس این، گفتمان، عملی است که به واسطه آن گفته پرداز و گفته با یکدیگر مرتبط میشود، دیگر محدودیتهای مطالعات زبانی دیدگاه ساختگرایی که زبان را اُبژهای بیش نمیدانست، پایان یافت. گفتمان، به دلیل پویایی آن، همواره ما را با نوعی موضعگیری گفتمانی، بسط روابط، تعامل بین نیروهای همسو یا همگرا و ناهمسو یا واگرا روبهرو میکند. تَنِش گفتمانی، سبب ایجاد فشارهها و گسترههایی میشود که گفتمان را به کنشی زنده تبدیل میکند. پس در طول گفتمان است که کنش گفتمانی شکل میگیرد و کنشگر با تولید معنا خود را بیشازپیش به ما میشناساند. امّا به سخن شعیری (همان)، گرمَس معتقد است که دنیای انسانی دنیایی است که تنها به دلیل معنادار بودن آن قابل توصیف است؛ پس اگر میتوان دنیا را انسانی نامید، فقط به این دلیل است که دارای معنایی است؛ چرا که انسان، دنیا و معنا به هم گره خورده و جریانی زنده را رقم میزنند. (شعیری، 1388: 37).
بله


















