اخرشم نفهمیدم سیبلا واقعا توسط پلیسای سفید پوست بهش تجاوزشد یااینکه اون شایعاتی که پشت سرش بود درست بود واقعا سردرنیاوردم کلا حقیقت جریان سیبلا تو هاله یای ازابهام موند. خیلی وحشتناکه حتی تصورکردنش قلب ادم رو جریحه دارمیکنه بلاهایکه انسانها سرهم میارن خارج ازتصوره بدتراینکه سیبلا توسطی کشیش که ادعای همدردی و حمایت میکنه بازم مورد تجاوزو سواستفاده قرارمیگیره شاید نوع این تجاوز جسمی نباشه اما به مراتب زخم عمیقی روی روح سیبلا به جا گذاشته. بنظرم بلایکه سر کشیش مارول اومدکمترین مجازات بودامیدوارم ریشه همچین ظلم و ستمهایی خیلی زود خشک بشه و هیچ انسانی اینطور وحشیانه مورد تجاوزو اذیت و ازار قرارنگیره این حجم ازوحشیگری و نژادپرستی واقعا غیرقابل تصوره چطورمیشه که ادم بخاطر رنگ پوست. مذهب. زبان. عقایدش قضاوت شه وی سری ادم که حتی صلاحیت ندارن بخاطر همچین مواردی به خودشون اجازهی قضاوت و تصمیم گیری بدن.
نویسنده گزارش، اخبار، حوادث و روایتها را بسیار زیبا کنار هم چیده و تبدیل به یک رمان زیبا، خواندنی، اثرگذار و جذاب کرده است. مبارزهی دائمی رنگین پوستان برای احقاق حقوق انسانی شان بسیار تکان دهنده و دردناک است و دردناکتر آنکه مدعیان عدالت و آزادی باعث و بانی خشونتها، تبعیضها و ستمها هستند یعنی قانون بدست قانون شکنان نوشته و اجرا میشود. آنهم قانونی که با روحیهی خودکامهی آنها تناسب دارد. در اواخر داستان نکتهای که باعث تعجب من شد تبلیغ برای دین اسلام توسط نویسندهای غیر مسلمان بود نمیدانم مترجم دقیقا منظور نویسنده را منتقل کرده است یا دیدگاه خود مترجم در داستان منعکس و القا شده است؟
از اینکه شرح جنایات آمریکاییان درحق اقلیتهای نژادی به قلم آورده شده جای تحسین داشت وجای تاسف از اینکه کشوری که خود را ابرقدرت مینامد و حامی حقوق بشر اینگونه بخشی از مردمش تحقیر کشته و مظلوم واقع شوند
روند کتاب را دوست نداشتم و علت بعضی از اقدامات مادر دختر نامفهوم بود وهمچنین تکرار همان تهمت همیشگی که مسلمانان تروریست هستند غافل از اینکه چه کسانی از این مسلمان گمراه تروریست ساخته اند
کتابی نیست که با خوندنش حال خوشی پیدا کنید و با آهی از سر رضایت کتاب رو کنار بگذارین. کتاب درباره جنایات ادامهدار سفیدپوستهای آمریکا از بردهداری و لینچ کردن سیاهان تا امروزه. ظلمی که پایان ناپذیر به نظر میاد. در پایان کتاب هیچ دردی دوا نشده و هیچکس به عدالت نرسیده، و به نظرم قرار هم نبوده که چنین بشه، بیشتر شبیه یه افشاگری علیه نظام حاکم بر آمریکاست
فکر میکردم با یک داستان با محوریت نژادپرستی مواجه هستم که سرشار از احساسات و افکار دردآور انسانی هست اما با خوندن تقریبا ۱۰۰ صفحه از کتاب از دادمه دادن منصرف شدم و نخواستم وقتم بیشتر از این به هدر بره
واقعا هیچ نکته مثبتی در مورد این کتاب وجود نداره!!!
قربانی با روایتی تیره و روانکاوانه، به چرخهی خشونت و فروپاشی تدریجی شخصیتها میپردازد و خواننده را مدام در حالت تعلیق emotional نگه میدارد. هرچند گاهی در توصیفها زیادهروی میشود، اما ضربهی نهایی و فضای سنگینش کتاب را به اثری ماندگار تبدیل میکند
بی محتوا بود. اینجا تو این داستان به نظرم تنها کسی که قربانی شداون پلیس سفیدپوست بود که الکی بهش اتهام تجاوز زده بودند. همینطور چهره بدی از مسلمونها نشان داد. در کل برای یک بار خوندن خوبه ولی توصیه نمیکنم چون کتابهای بهتر و بامحتواتری وجود داره
داستان خیلی پر حاشیه و خسته کننده است و اخرش نفهمیدم اصلا تجاوزی در کار بوده؟ چرا دختر ادعا کرده بهش تجاوز بشه؟ چطور پلیس نتونسته معاینهاش کنه؟ اخرش کشیش و کارهاش و سوء استفادهاش خیلی داستاان رو به تباهی گشونده
کتاب جالبی نبود پایان بندی خوبی نداشت اصلا مشخص نشد که واقعا به سیبلا تجاوز شده یا نه. نمیدونم خوب ترجمه نشده بود یا واقعا اصل متن اینطوری بود طوری که پیوستگی مطالب رو من ندیدم.