کتاب طبخ طباخ مطبخ، نوشتهی علی بیگدلی، نمایشنامهای خواندنی با محوریت داستان ضحاک در شاهنامهی فردوسی است. قلم بیگدلی در این نمایشنامه، لحنی توامان طنز و جدی دارد.
در بخشی از کتاب طبخ طباخ مطبخ میخوانیم
سرآشپز: چیکار کنیم... چه غلطی میتونیم بکنیم؟ ما اومدیم اینجا که کسی که میخواد بمیره رو با غذاهامون بکشیم. اما الان چی؟ فقط 2 روز مونده و بعد تمام (دستش را به نشانه مرگ، زیر گلو میکشد) هر کوفتی بوده از روشهای خودکشی رو خودش امتحان کرده و نمرده. مارو آورده اینجا تا با خوروندن غذا بکشیمش. (آرام آرام شبیه به گزاشگران فوتبال حرف میزند و اوج میگیرد، در همین حین ملک با کمک ملوک شبیه به بازیکنان فوتبال بر روی هوا به شکلی آهسته مشغول برگردان زدن میشود) شما یه روز غذای خوب میدین یه روز بد. یه روز پر گوشت، یه روز بیگوشت. این طوری نمیشه. ما باید غذاهامون کثافت مطلق باشه... از 10 روز فرصتی که داشتیم فقط 2 روزش باقی مونده و اگه ما ضحاکو نکشیم ضحاک مارو میکشه....
(همه با هم شادی میکنند، دست میزنند، سوت میزنند. انگار که در بازی فوتبال دقیقه 95 گلی زده شده باشد)
ملوک: (بالا میپرد و طبعا ملک بر روی زمین میافتد) چه میکنه این ضحاک مار دوش.
سرآشپز: همتون ساکت شید (مَلَک که در حال زدن برگردان فوتبالی بود نقش زمین شده است)
بله


















