شمیلا شهرابی در مجموعه کتابهای عروسک آرزوها به نگارش داستانهای سرگرمکننده و جذاب میپردازد. کتاب عصای پدربزرگ داستانی کوتاه و زیبا از این مجموعه است که قصهی دختری به نام شیرین و آرزوی او را برای درد پاهای پدربزرگش تعریف میکند.
دربارهی کتاب عصای پدربزرگ
داستان از جایی شروع شد که دایی شیرین کوچولو به او عروسکی جادویی هدیه داد که میتوانست همهی آرزوها را برآورده کند و در هر یک از ماجراهای جذابش، نقش مهمی داشت! حالا این بار شیرین مهمان خانهی پدربزرگ است و درد پاهای او شیرین را رنجیدهخاطر کرده. کتاب عصای پدربزرگ نوشتهی شمیلا شهرابی داستانی سرگرمکننده را برای شما روایت میکند که از خواندن آن لذت میبرید.
کتاب عصای پدربزرگ مناسب چه کسانی است؟
تمام کودکان 6 تا 12 سالهی علاقهمند به داستان مخاطب این کتاب هستند.
در بخشی از کتاب عصای پدربزرگ میخوانیم
به قدری عصا زیبا بود که شیرین مبهوت، نگاهش میکرد. هدیه، با شیطنتی خاص گفت: «بدو برو تو حیاط، بَرش دار و پشت در منتظر باش! تا دایی محسن از خرید آمد، این را به او بده و ماجرا را برایش تعریف کن، دایی محسن خودش میداند که به پدربزرگ چه بگوید.» شیرین، هدیه را در آغوش گرفت. چند بار محکم بوسیدش یک چرخ بزرگ زد. هدیه خندید و گفت: «نکن دختر، سرمان گیج میرود. برو دیگر، دایی نزدیک است، صدای پایش را میشنوم.»
بله























