صد و شصت و یک نفر از چهرههای مهم تاریخ هنر، ادبیات، فلسفه و علم در یک جا جمع شدهاند تا به شما یاد بدهند، برنامه روزانهتان را به بهترین شیوه تنظیم کنید. میسن کاری سعی دارد در کتاب آداب روزانه به شما نشان دهد که شخصیتهای مولد و تاثیرگذار دنیا در طول شبانهروز چه کارهایی میکردهاند.
درباره کتاب آداب روزانه:
چنانچه نسبت به روال زندگی برخی از اشخاص مشهور و تاثیرگذار کنجکاو هستید و میخواهید بدانید روند زندگی روزانه آنها چطور بوده است تا بتوانید برای تقویت خلاقیت خود و بهبود روند زندگیتان از آنها الهام بگیرید، به احتمال قوی این اثر انتخاب مناسبی برای شما خواهد بود.
کتاب آداب روزانه (Daily Rituals: How Artists Work) به شما کمک میکند تا بیش از هرچیز بتوانید برنامهای روزانه برای مطالعه آن تنظیم کنید و با استفاده از مطالب متنوعی که در آن ارائه شده است، به نتایج مثبت و سازندهای در سبک زندگیتان برسید. این اثر همچون دانشنامهای کوچک و مختصر است که میتوانید با استفاده از آن خلاصهای از زندگی دانشمند یا هنرمند محبوبتان را مطالعه کنید.
مهمترین هدف و دغدغه اصلی نگارنده این اثر مسالههایی بود که بسیاری از افراد در طول زندگیشان با آن سر و کار دارند. برای مثال چطور میتوان اثری شیوا و خلاقانه آفرید و هم زمان از پس مخارج زندگی هم برآمد. آیا بهتر است تمام انرژی و وقت خود را صرف خلق اثری منحصر به فرد و خلاقانه کنیم یا آن که تنها ساعاتی از روز را به آن اختصاص دهیم؟ هنگامی که به نظر مىرسد براى بهدستآوردن آنچه بدان امید بستهایم وقت کافى وجود ندارد، کدام راه بهتر است: بعضى چیزها (مثل خواب، درآمد، نظافت خانه) را فدا کنیم یا اینکه یاد بگیریم چگونه کارهایمان را فشرده سازیم تا در کمترین زمان ممکن بیشترین بازده را داشته باشیم؟ پاسخ به این سولات همگی در گروه پاسخ به یک پرسش اساسی هستند. این پرسش این است که «آیا آسودگی و خلاقیت با هم سازگاری دارند یا خیر؟»
باری تضمینی وجود ندارد که بتوان برای تمامی این پرسشها پاسخی قاطعانه یافت و یک رویه کل ارائه داد چراکه طرز تفکر افراد مختلف با هم تفاوت دارد و بسته به شرایط مختلف هم متفاوت عمل میکنند. به هر حال تمرکز اصلی این کتاب بر برنامه روزانه کسانی بوده است که زندگی پرثمر و تاثیرگذاری داشتند. آنچه که باید به آن توجه نمو،د، این است که زندگی روزانه با روزمرگیهای افراد تفاوت دارد. روزمرگی درواقع بر بیفکری دلالت دارد اما آداب زندگی روزانه نشان دهنده بهرهمندی هوشمندانه از فرصتهاست.
نکوداشتهای کتاب آداب روزانه:
- کتابی که نمیشود به راحتی آن را زمین گذاشت. (The Boston Globe)
- اثری که توامان لذت بخش است و روشنگری میکند. (Booklist)
- کتابی که شما را به مطالعه معتاد میکند. (Austin Kleon)
- جذاب... این کتاب به طرز جالبی نشان میدهد که هیچ فرمول خاصی برای تاثیرگذار بودن و تبدیل به فردی عظیم الشان وجود ندارد. بلکه همه چیز در گرو خصوصیات ویژهای است که هر فرد میتواند داشته باشد. (هافینگتون پست)
- آنچه که از مینی بیوگرافیهای منتشر شده در این کتاب دستگیرتان میشود، تنوع بینهایت و روند غیرقابل پیشبینی زندگی آنهاست. (وال استریت ژورنال)
کتاب آداب روزانه مناسب چه کسانی است؟
هرکسی که در فکر این است که چطور میتواند روزش را به بهترین شکل ممکن سپری کند و تاثیرگذار باشد، مجذوب مطالعه این اثر خواهد شد.
با میسن کاری بیشتر آشنا شویم:
او نویسنده و ویراستار اهل پنسیلوانیای آمریکا و ساکن لسآنجلس است. نخستین اثرش کتاب آداب روزانه است. میسن کاری (Mason Currey) از دانشگاه کارولینای شمالی فارغ التحصیل شد. او علاوه بر نویسندگی برای ده سال هم به عنوان سردبیر نشریه متروپولیس فعالیت میکرد. برخی از مقالهها و نوشتههای او در نیویورکر، وال استریت ژورنال، آتلانتیک و اسلای نیز منتشر شدهاند. همچنین او در زمینه رشد خلاقیت برای دانشجویان هنر و نویسندگان مختلف سخنرانی نموده است.
در بخشی از کتاب آداب روزانه میخوانیم:
این شاعر، مورخ، فیلسوف و نمایشنامهنویس آلمانى در اتاق کارش کشویى داشت پر از سیبهاى گندیده. مىگفت باید بوى پوسیدگى آنها را احساس کند تا براى نوشتن انگیزه بیابد. شیلر تقریبا همیشه شبها مىنوشت، چون تحمل مزاحمت کسى را نداشت. تابستانها ترجیح مىداد در هواى آزاد کار کند، در مجاورت خانهباغ کوچکش در حومهى شهر ینا. یکى از نخستین زندگىنامهنویسانش جزئیات کار شبانهى شیلر را چنین شرح مىدهد:
عادت کرده بود، حین کار شبانه، قهوهى غلیظ یا شکلات شرابى روى میزش باشد، اما اغلب یک تُنگ شراب کهنهى راین یا شامپاین دم دستش بود که هر از گاه خستگىاش را با آنها در مىکرد. همسایهها اغلب صداى بلندخوانىهاى پرحرارتش را در سکوت شب مىشنیدند. از بلندىهاى آنسوى دره، که مشرف به خانهباغ کوچک شیلر بود، بهآسانى مىشد داخل خانه را دید، و اگر کسى فرصت مىکرد از آنجا به تماشاى شاعر بنشیند، وى را مىدید که به صداى بلند سخنورى مىکند، در اتاقش شتابان از سویى به سوى دیگر مىرود و بعد ناگهان خود را روى صندلى مىاندازد و شروع مىکند به نوشتن و کمى که مىنویسد، لیوان کنار دستش را برمىدارد و لبى تر مىکند، گاه تا دو سه بار. زمستانها تا ساعت چهار یا حتى پنج صبح مشغول کار بود و تابستان تا ساعت سه. بعد به بستر مىرفت و اغلب تا نُه یا ده صبح برنمىخاست.
این ساعات دراز تألیف شبانه نهتنها به مدد قهوه، شراب، شکلات و بوى سیب گندیده، بلکه با توسل به دود و انفیه ممکن مىشد. احتمالاً این شببیدارىها خود یکى از علل مزاج بیمار و نارسایىهاى جسمانى همیشگى شیلر بود. اما او نمىتوانست از این عادت دست بردارد. تنها با به کارگیرى این شیوه بود که مىتوانست زمانى را که لازمهى خلاقیتش بود به دست آورد و از مزاحمت دیگران مصون بماند. یک بار به دوستى نوشت: «ما از شناخت گنجینهى عظیم خویش غافل بودهایم، زمان. اگر از آن بهرهى وافى ببریم، ما را به چیزى شگرف بدل مىکند.»
بله

















پس فقط به توانمندی هاتون تکیه کنید شما ذاتا موفقید.