نقد، بررسی و نظرات کتاب مادام بواری - گوستاو فلوبر
سمیرا رحیمی
۱۴۰۳/۰۶/۲۴
00
رمان مادام بواری به طور بی نظیری واقع گرایی، نقد اجتماعی و تحلیل روان شناختی شخصیت ها را با هم ترکیب می کند. این رمان، داستان زنی به نام اِما بواری را روایت می کند که با ازدواجی ناامیدکننده و زندگی روزمره ای یکنواخت در شهر کوچکی در فرانسه، دچار بحران های شخصی و احساسی می شود. یکی از نقاط قوت اصلی *مادام بواری*، شخصیت پردازی عمیق و واقع گرایانه ی اِما است. فلوبر با دقت و جزئیات، نارضایتی و سرخوردگی اِما را از زندگی اش به تصویر می کشد. او زنی است که در جستجوی عشق و شور زندگی به خیالات رمانتیک و لوکس روی می آورد، اما در نهایت با شکست ها و ناکامی ها مواجه می شود. اِما، که نماد انسانی سرخورده از انتظارات غیرواقعی و ناکارآمد از زندگی است، به مرور در دنیای توهمات خود فرو می رود و به سمت نابودی می رود. فلوبر با استفاده از سبک واقع گرایانه ی خاص خود، به خواننده اجازه می دهد تا نه تنها با احساسات و درونیات شخصیت هایش هم ذات پنداری کند، بلکه به تحلیل انتقادی از جامعه ی آن زمان بپردازد. او به خوبی نارضایتی طبقه ی متوسط از زندگی روزمره و میل به فرار از این واقعیت را نشان می دهد. جامعه ای که در آن افراد، در پی آرزوهای دست نیافتنی و ایده آل های دروغین به سر می برند، موضوعی محوری در رمان است. یکی دیگر از ویژگی های این اثر، ساختار منسجم و زبان دقیق فلوبر است. او به خاطر دقت در جزئیات و سبک نویسندگی بسیار ظریف و کنترل شده اش معروف است. هر صحنه و هر جمله با دقتی خاص انتخاب شده تا حس ناامیدی و پوچی شخصیت اصلی را منتقل کند. این حال، برخی ممکن است این رمان را به دلیل آهستگی و توجه زیاد به جزئیات خسته کننده بدانند که در واقع نمایش واقعیت های سخت و خسته کننده زندگی بدون هیچ گونه رمانتیزه کردن
داستان با ظرافت کامل و جزئیات نوشته شده بود، اگرچه این جزئیات مخصوصا در یک سوم اول کتاب برای خواننده کمی خسته کننده بود ولی برای ساخت فیلم مفید هست، توصیفاتی برای معرفی شخصیت "شارل" و "اما". اگر با سرعت از این صفحات بگذریم از اواسط داستان موضوع جالبتر میشود و هرچه به انتهای داستان برسیم جذابتر میشود. نویسنده با نگاهی روانشناسانه و ظریف به گونهای درباره شخصیت "اما" نوشته که نه میتوان او را مقصر دانست و نه حق به جانب، او که از زندگی خود ناراضی است به دنبال خوشبختی قدم در راه اشتباه میگذارد و آنقدر ادامه میدهد که باعث نابودی زندگی خودش و همسر و کودکش میشود. و شخصی مثل "لورو" که از این وضعیت سوء استفاده میکند. شارل هم در این ماجرا تاثیرگذار بوده انسانی بسیار ساده لوح و بی عرضه که که حتی "رودلف" در بخش آخر داستان او را انسانی مضحک تلقی میکند. و اما در کل داستانی عبرت آموز از یک زندگی و آدمها و دوستان و اطرافیان آن
باتوجه به اینکه نویسنده زمان زیادی رو صرف نوشتن داستان کرده و در انتخاب کلمات حساسیت بالایی داشته، اما متأسفانه این مهم در ترجمه لحاظ نشده، ترجمه بسیار سطحی و بدون در نظر گرفتن شیوایی متن اصلی به سادهترین شکل ممکن انجام گرفته تا حدی که حتی ضرب المثلهای موجود در متن بدون در نظر گرفتن اینکه ضرب المثل هستند عینا به فارسی ترجمه شدهاند.
نکته منفی کتاب این بود کا بسیار به حاشیه گویی و جملات توصیفی و پرگوییهای زیادی پرداخته. طوریکه اگر از اینها صرفنظر میشد داستان با دویست صفحه به پایان میرسید. قسمتهای پایانی داستان سرعت بیشتری به خودش میگیره و حاشیه کم میشه. به همین دلیل فصول آخر داستان خیلی بهتر میشه. در کل بد نبود فقط بیخود نویسنده کشش داده بود.
