نقد، بررسی و نظرات کتاب کوری - ژوزه ساراماگو

HIBA
۱۴۰۵/۰۲/۱۰
از وقتی بچه بودم قصد داشتم یک روزی در بزرگسالی کوری رو بخونم ولی الان که خوندم و تمومش کردم متعجبم که چقدر تموم کردن این کتاب سخت و دشوار بود کتاب تا یک جایی داستان فراگیری یک ویروس ناشناخته ست که آدم هارو کور میکنه ولی از یه جا به بعد داستان درباره یک جامعه سرکوب شده، گرسنگی و اخلاقیاته متاسفانه کتاب شما رو با خودتون تنها میکنه مجبورتون میکنه فضای وحشتناک و دردناکش رو تصور کنید و از یه جایی به بعد احساس کنید که خودتون هم کور هستید بهتون پیشنهاد میکنم که اگر خیلی درحال حاضر حوصله کتاب خوندن و فکر کردن ندارین و نیاز به چیز سبکی دارید سمت این کتاب نیاین من که فکر نمیکنم بتونم دوباره این کتاب رو بخونم بقولی "کوری رو باید خوند ولی اصلا نمیشه دوبار خوند ".
مریم نوری
۱۴۰۴/۰۸/۲۲
یکی از بهترین کتابهای مطالعه شده‌ام در کتابراه عجب کتابی عجب داستانی ادم رو میخکوب می‌کنه و به فکر فرو میبره از اول پایان داستان رو حدس میزدم فکر می‌کنم همه ما در زندگی دچار کوری هستیم کم و بیش با ندیدن واقعیت‌ها با ظلمها با بی عدالتی‌ها ووو این داستان پیام اصلیش همین میتونه باشه همسر دکتر هیچ وقت کور نشد چون اول به همسرش و بعد به همه کمک کرد و وقتی که همه مجازات شدن کوری دوباره از بین رفت به نظر من این کوری یک نوع از کارما بود که اون شهر و کشور رو در بر گرفته بود و منظور نویسنده همین بوده در کل کتاب جذاب و گیرایی بود به همه توصیه میکنم بخوننش ممنون از کتابراهی‌های عزیز برای انتشار این اثر زیبا
سیمین پرویزی
۱۴۰۵/۰۳/۲۵
سلام بنظر من کتاب بسیار خوب و آموزنده‌ای بود و واقعا انسان رو به فکر وا میداره که قدر نعمتهایی که داریم و برامون عادی شده رو مثل نعمت بینایی بیشتر بدونیم و این وقتی پیش میاد که اون نعمت بزرگ رو از دست میدیم و همچنین میخواست به ما بگه که کوری واقعی ندیدن ظلم‌ها ورعایت نکردن آداب و رسوم زندگی و محبت نکردن به دیگران و.... هست ولی یک ایراد به کتاب میگیرم و اون اینکه شخصیت‌ها اسم نداشتن و مثلا پسر لوچ یا دختری که عینک دودی به چشم داشت معرفی می‌شد شاید هم تمایز این کتاب با کتاب‌های دیگه بود نمیدونم ولی در کل من از خواندن اون لذت بردم و به دوستان هم پیشنهاد میکنم که بخونن از کتابراه هم بسیار ممنونم
Mika
۱۴۰۳/۰۶/۱۰
کتاب جالبی بود و داستان جدیدی داشت. البته چند مشکل وجود داشت. اولیش اینه که برای شخصیت‌ها اسمی انتخاب نشده بود و با صفاتی مثل دکتر یا پسر لوچ شخصیت‌ها توصیف میشد و این عیبی بزرگ در شخصیت پردازی هاست. صد البته که ادبیات ما با ادبیات اروپا تفاوت‌های مشهودی داره ولی این دست نویسنده را میبوسد که کتاب را تا حد روان و عام پسند ترجمه کند و در برخی مواقع نوشته‌ها اندکی گیج کننده میشد. وقتی این کتاب رو میخونیم متوجه میشیم که چقدر نعمت بینایی که این همه ازش استفاده میکنیم با ارزش هستش و از دست دادن نعماتی که در اختیارمونه چقدر آسونه.
امیرحسین شاهرخیان
۱۴۰۳/۰۷/۰۶
با سلام. موضوع کلی کتاب جالبه اما بنظرم روند داستان خیلی کند و کسل کننده ست و در بیان اتفاقات داستان نویسنده شاخ و برگ اضافی داده. در کل نپسندیدم.
رضا نادی
۱۴۰۵/۰۳/۰۹
تا نیمه کتاب آمده ام اما روایت جالبی است از درد های فرو خفته جامعه که هشیارانه بیان شده است.
Pani malak
۱۴۰۳/۰۱/۰۷
عالی بود پیشنهاد میشه
👋 سوالی دارید؟