



برای خواندن کتاب دعای خیر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب دعای خیر
کتاب دعای خیر به قلم شیوا بابا گپ پور، شامل دو داستان کوتاه با مضمون احترام و مهربانی به سالمندان است. در این دنیا هیچکس بینیاز از دعای خیر پدر و مادر و بهویژه پدربزرگ و مادربزرگها نیست. دعای خیر والدین میتواند ما را خوشبخت و عاقبتبهخیر کند و بهقدری اهمیت دارد که بارها در کتاب آسمانی مسلمانان یعنی قرآن و دیگر کتابهای آسمانی بر آن توجه و تاکید شده است.
در بخشی از کتاب دعای خیر میخوانیم
آن روز اولین غروب سال نو بود. باران بهاری با شدت تندی میبارید.
پیرزنی کمبینا از خیابان در حال گذر بود. او لباسی بلند و آبیرنگ بر تن و عصایی سفید رنگ در دست داشت. هنگامی که به نزدیکی چهارراه رسید از رهگذران درخواست کرد تا او را از خیابان عبور دهند ولی همه میخواستند تا خود را به جایی برسانند تا خیس نشوند. روبهروی چهارراه، خانهای قدیمی و زیبا قرار داشت. چراغهایی پر نور در بالای آن چشم هر بینندهای را به سوی خود جلب میکرد. در همان لحظه خواهرانی که در آن خانه زندگی میکردند به سمت پنجره آمدند. چای و کیک آماده کرده بودند و از پنجره به چهارراه مینگریستند، چای نوشیدند و با یکدیگر به گفتوگو پرداختند.
خواهر بزرگتر ناگهان متوجه پیرزن شد که در چهارراه مانده است و در حال خیس شدن است. او به خواهرش گفت: بیا با هم به نزدش برویم شاید کمکی نیاز داشته باشد. خواهر کوچکتر از رفتن به سوی پیرزن سر باز زد و با غرور بسیار گفت: من نمیخواهم خیس شوم. خواهر بزرگتر خود تصمیم گرفت تا به نزد پیرزن برود.
او لباس سبز رنگ خود را پوشید، چتر چون رنگینکمان خود را برداشت و به سوی پیرزن رفت. دستان پیرزن را گرفت و او را از خیابان عبور داد. دستان پیرزن از سرما میلرزید. پیرزن از دخترک تشکر کرد و از آن جا دور گشت. بعد از دور شدن پیرزن، دخترک متوجه جا ماندن دستبند او شد و دید که دستبند پیرزن بر زمین افتاده است.
فهرست مطالب کتاب
مقدمه
خانهی آرزوها
چهار راه خوشبختی
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب دعای خیر |
| نویسنده | شیوا بابا گپ پور |
| ناشر چاپی | نشر مانیان |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 42 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-7026-60-3 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۳۹,۲۰۰ تومان خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان پندآموز ایرانی کتابهای داستان کوتاه ایرانی |
بله















