بایرون کتی در کتاب آیا به عشق تو محتاجم؟ شرح میدهد که با وجود نیاز ذاتیتان به عشق و تداوم ارتباط با دیگران چگونه با تنهایی و رهاشدگی یا از دست دادن دیگران کنار بیایید و بتوانید از موهبت تنهایی در جهت رسیدن به رشد و کمال بهره ببرید.
درباره کتاب آیا به عشق تو محتاجم؟
از نیازهای مهم و بزرگ آدمی برقراری ارتباط با دیگران، پذیرفته شدن، دوست داشته شدن و حتی عشق است. چه بسا آرامش و سکونی منحصر به فرد در پس ارتباطات پایدار و عمیق موج میزند و آنچه انسان را به تکاپو وا میدارد، تلاش برای ایجاد و حفظ روابط است. با این حال آنچه ممکن است سبب برهم خوردن هستی شود، به تباهی کشیده شدن احساس ارتباط است. قطع ارتباط، نادیده گرفته شدن، بیوفایی حتی در زمانی که خطایی از شما سرنزده باشد تنهایی عمیق و رنجی مایوس کننده به بار خواهد آورد. اما باید بدانید که از میان این تنهایی میتوان راهی به سمت تجدید و احیای احساس ارتباط هموار ساخت.
پریشانی در روابط انسانی نیز نتیجه باورها و نگاه به مارهایی است که طنابی بیش نیستند، این ترسها هستند که آتشِ پریشانی را در وجود افرادشعلهور میسازند. این ترس که بدون تأیید یا عشقِ دیگران زنده نخواهید ماند یا خوشبخت نمیشوید و اگر روزانه بیستوچهار ساعت کار نکنید، رئیس، همسر و همکارتان از شما راضی نخواهند بود، شکلهای مختلفِ همان ترسی است که بر وجودتان چیره گشته است. بایرون کتی در کتاب آیا به عشق تو محتاجم؟ (I Need Your Love - Is That True) به شما میآموزد که برای جلبِ عشق و توجه دیگران، راههای سادهتر، زیباتر و ارزشمندتری وجود دارد و نیاز نیست که شما سختترین راه را برای رسیدن به این مقصود انتخاب کنید. آنچه در ذهن او میگذرد و آنچه تلاش میکند تا به آن دست یابد این است:
«چگونه میتوانم به افرادی که فکر میکنند طناب، همان مار است، کمک کنم؟ من نمیتوانم. آنها باید خودشان این موضوع را درک کنند. آنها حرفهایم را قبول میکنند، زیرا تمایل دارند حقیقت داشته باشد؛ اما تا زمانی که با چشمِ خود نبینند، همیشه در قلبشان باور دارند که طناب، ماری سمی است و در معرض خطری مهلک قرار دارند.
بسیار خوب، افکار نیز به همین شکل هستند و تمرکز ما در این کتاب در ارتباط با مارهایی است که در ذهن وجود دارند، افکاری که ما را از عشق و آگاهی از دوست داشته شدن دور میکنند. میتوانم ببینم که هر اندیشه بیعشق و استرسآوری در ذهن، یک طناب است. هدف از این پژوهش، کمک به شما برای کشف خودتان است تا به این باور برسید که همه مارهای ذهنتان در حقیقت فقط طناب هستند.»
بهترین کشفِ بایرون کتی (Byron Katie) این است که وقتی افکار خود را مورد سؤال قرار میدهید، متوجه میشوید که جهان بسیار مهربانتر از آن چیزی است که تصور میکردید و هیچ دلیلی وجود ندارد که با ترس بخوابید و با نگرانی بیدار شوید. هنگامیکه درست بنگرید، جهان پر از عشق است و مناطق بسیاری جهت گشتوگذار دارد.
عشق چیزی است خارقالعاده و کتاب آیا به عشق تو محتاجم؟ میکوشد که نحوه درست عشق ورزیدن را به شما نشان دهد. در نگاه اول، عشق پدیدهای ساده و بدیهی به نظر میرسد، ولی اگر امتحانش کنید، زندگیتان را تغییر خواهد داد. سفر در جغرافیای این کتاب راههای ارزشمندی در جهت فهم و درک به شما نشان خواهد داد، راههایی که شما را با دنیای شادی و خوشبختی آشنا خواهد ساخت.
کتاب آیا به عشق تو محتاجم؟ مناسب چه کسانی است؟
اگر به این دلیل در رنج هستید که تلاشتان برای تأیید شدن در رابطه عاشقانه یا دوستانه به نتیجه خوبی نرسیده است، تمرینهای این کتاب برایتان مفید خواهد بود، هم چنین به شما کمک میکند روابط شادتر و موثرتری با دیگران برقرار کنید.
با بایرون کتی بیشتر اشنا شوبم:
نویسنده و سخنران آمریکایی بایرون کیتلین میشل (Byron Kathleen Mitchell) در سال 1942 در ایالت تگزاس متولد شد. او بنیان گذار راهکاری برای واکاوی شخصی به نام «کار بایرن کیتی» است و سازمانی در ایالت کالیفرنیا راه اندازی کرده که در همین زمینه فعالیت میکند. مجله تایم بایرون کتی را به عنوان نوآور معنوی قرن اخیر معرفی کرده است. از دیگر آثار او میتوان به کتاب «آنچه هست را دوست بداریم: چهار پرسشی که زندگیتان را دگرگون خواهد کرد» اشاره کرد.
جملات بر گزیده کتاب آیا به عشق تو محتاجم؟
- پیروزی بر دیگران با تظاهر به علاقهمندی به آنها، بخشی از یک پروژه بزرگ: «تلاش برای تبدیلشدن به فردی دوستداشتنی» است.
- پذیرش، همان بخشش و اصیلترین چیزی است که میتوانید به کسی بدهید. این، همان هدیهای است که آنها از ابتدا درصدد بخشیدنِ آن به شما بودند.
- طلبِ تأیید زمانی از بین میرود که متوجه شوید افکار غیرواقعی و رفتارهای ناشی از آن، در مورد تأیید در ذهنتان ایجاد شده است. هرگاه این افکار از وجود شما رخت بربندند، زندگی رویِ شاد خود را به شما نشان خواهد داد.
- آگاهی از تفاوت بین دوست داشتن کسی و انتظار انجام کارهایی که میخواهید توسط او انجام شود، به معنای این نیست که نمیتوانید آنچه را میخواهید درخواست کنید. میتوانید این کار را با آگاهی از اینکه جوابش هیچ ارتباطی با عشق او به شما ندارد، انجام دهید.
- کافی است درک درستی از زندگی داشته باشیم، در این صورت زندگی ما به یک رؤیای فوقالعاده تبدیل خواهد شد.
در بخشی از کتاب آیا به عشق تو محتاجم؟ میخوانیم:
در صورتی که واقعاً خواستار آزادی هستید، انتقادِ دیگران برایتان هدیهای ارزشمند است. احساس ناراحتی از هر انتقادی، احساس کوچکترین تمایلی به دفاع از خود، بدان معنی است که چیزی وجود دارد که شما نمیپذیرید و آن را در مورد خودتان دوست دارید. این همان بخشی از شماست که میخواهید پنهان بماند. شما میخواهید دوست داشته شده و درک شوید، بیآنکه انتقادپذیر باشید؛ اما همانطور که دیدیم، پنهانکاری باعث جدایی از خودتان و دیگران میشود.
بدترین چیزی که کسی میتواند در مورد شما بگوید چیست؟ اینکه بسیار پرخاشگر هستید؟ بعضی اوقات اینطور هستید؟ خوب پس حق با آنها است! بنابراین بدترین چیزی که میتواند رخ دهد این است که آنها حقیقت را به شما میگویند. وقتی کسی میگوید «شما پرخاشگر هستید» و دوست ندارید که این جمله را بشنوید، میتوانید بگویید: «بله، از این نظرگاه هم میتوانم به آن نگاه کنم.» سپس آرامش بهوجود میآید، یا میتوانید بگویید: «نه من اینطور نیستم! شما پرخاشگر هستید»؛ اما خودتان میدانید که این واکنش، منجر به چه مسائلی میشود.
مهم نیست چه کسی به شما یا درباره شما چه چیزی میگوید، اگر در آن هنگام استرس را تجربه میکنید، کسی که رنج میبرد، شما هستید. استرس علامتی است که نشان میدهد زمان آن رسیده که تفکر خود را مورد سؤال قرار دهید. هنگامیکه درک کردید که چگونه انتقاد را بشنوید و ارزش آن را تجربه کنید، شاید بخواهید تمرین زیر را به خود هدیه دهید.
بله


























