سوژه داستان خوب بود ولی نویسنده نه به فرهنگ ونه به اعتقادات نقشهای داستان توجهی نکرده بود خیلی از مطالب معقول نبود رویا یه دختر با سواد وامروزی نمیتونه اینقدر پرت باشه که بدون هیچ ادرس وشماره تلفنی از دخترعموش به سمت تهران بیاد وتصادفی از محله سرگرد سردربیاره
دیگه اینکه هرکسی میدونه بعد از عمل پیوند قلب راحت مریض به بخش منتقل نمیشه یه جوری به شعور خواننده توهین میشه
دیگه اینکه به مکرر از خوردن صبحانه ونهار استراحت تواتاق نوشته شده والکی داستان طولانی شده
واینکه بعداز مدت ۷ ماه خانواده رویا به راحتی پذیرای خواهر فراری خود میشوند این بعیده
ودر آخر اسامی جابه جا میشد
من خودم در صدد نوشتن کتاب هستم به همین دلیل همه جور کتاب و از نویسندههای مختلف میخونم یه نویسنده خوب وتوانا باید به همه چیز با دقت توجه کنه یه جوان باسواد به صرف شهرستانی بودن اونقدر بی عرضه نمیشه که براحتی تو خیابون گم بشه
ودیگه اینکه نویسنده نتونست علاقه امین روبه تصویر بکشه وبه نظر اومد که به خاطر مادرش به سمت رویا رفت
کتاب «آن سوی رویا» داستان دختری به اسم رویا رو روایت میکنه که از خونه فرار میکنه و وارد تهران میشه. داستان با نثری ساده و روان نوشته شده و شخصیتها خیلی ملموس و واقعی هستن. ماجراها گاهی تعلیق داره و آدمو تا آخر کتاب میکشونه. با این حال، بعضی جاها منطقی به نظر نمیاد و جزئیاتش کامل نیست، ولی در کل موضوعات اجتماعی مثل تنهایی، فرار از خونه و روابط انسانی رو خوب نشون میده و باعث فکر کردن میشه. در نهایت، کتاب سرگرم کننده و قابل تامل برای کساییه که به داستانهای اجتماعی و روان شناختی علاقه دارن.
سلام و تشکر. رمان ساده با قلمی روان. بسیار آرمانی خانواده امینی رو ارتباطشون با دخترئ غریب و ناشناخته رو در غالب داستان به خواننده معرفی میکنن. سرنوشتی زیبا رو برای دختری فراری که با یک تصمیم اشتباه از خانه میگریزد بیان میکند. به راستی حامعهی امروز ما اینگونه است؟! همه خوب و سر به راه. همه چی عالی.
سلام به همهی دوستان خوبم کتاب خوبی بود... البته اشکالات زیادی وجود داشت اسمها بیشتر اوقات جابجا میشد... توضیحات کامل نبود... خیلی سریع نویسندهی محترم از موضوعات رد میشد... آخر داستان هم خیلی سرسری و خلاصه تمام شد... در مجموع توصیه میکنم بخونید
سوژه خوب بود ولی خیلی آبکی بود، از دست امین دلگیر شدم، این جمله هزار بار تکرار شد، خسته نباشد ولی قوی نبود، هر چی بیشتر میره جلو از رویا متنفر میشم بیشتر، به نظرم پر از مشکلات روانی، باید با مهناز تراپی برداره
داستانی بسیار ضعیف و پر اشتباه بود. به نظرم نویسنده گرامی باید اول چند باری نوشته هاشون رو میخوندن و ایرادهای اونو میگرفتن. امیدوارم کارهای بعدیشون قوی تر باشه
داستان بدی نبود به هرحال ارزش یه بار خوندن و داشت ولی آخر خیلی بد تموم شد هیجان در وسطای کتاب بود ولی اخرا اصلا جذاب نبود به هرحال چندشبی من روسرگرم کرد
دیگه اینکه هرکسی میدونه بعد از عمل پیوند قلب راحت مریض به بخش منتقل نمیشه یه جوری به شعور خواننده توهین میشه
دیگه اینکه به مکرر از خوردن صبحانه ونهار استراحت تواتاق نوشته شده والکی داستان طولانی شده
واینکه بعداز مدت ۷ ماه خانواده رویا به راحتی پذیرای خواهر فراری خود میشوند این بعیده
ودر آخر اسامی جابه جا میشد
من خودم در صدد نوشتن کتاب هستم به همین دلیل همه جور کتاب و از نویسندههای مختلف میخونم یه نویسنده خوب وتوانا باید به همه چیز با دقت توجه کنه یه جوان باسواد به صرف شهرستانی بودن اونقدر بی عرضه نمیشه که براحتی تو خیابون گم بشه
ودیگه اینکه نویسنده نتونست علاقه امین روبه تصویر بکشه وبه نظر اومد که به خاطر مادرش به سمت رویا رفت