کتاب امید در تاریکی: تاریخهای ناگفته، احتمالات بیکران به قلم ربکا سولنیت، اثری شگفتانگیز و خواندنیست که مقولۀ امید را در سایهی تحولات تاریخی و سیاسی بررسی میکند و با مرور رخدادهای تاریخی تلخ معاصر، اهمیت امیدوار بودن به زندگی را نشان میدهد.
درباره کتاب امید در تاریکی، تاریخ های ناگفته، احتمالات بیکران:
امید به معنی انکار واقعیت نیست! امید یعنی مواجه شدن با تمامی موانع و مصمم بودن برای رفع آنها.
ربکا سولنیت (Rebecca Solnit) در کتاب امید در تاریکی (Hope in the Dark) با بررسی حوادث تاریخی معاصر و رویکردی واقعگرایانه، از اهمیت امیدواری سخن میگوید.
این اثر، سال 2004 در فضای پرتنش دوران ملتهب سیاسی آمریکا منتشر شد؛ از سویی جنگ آمریکا و عراق، از سوی دیگر اوج گرفتن و گسترش حوادث تروریستی وحشتانگیزی همچون حادثه 11 سپتامبر، همگی باعث نوعی ناامیدی و بیانگیزگی اجتماعی و سیاسی میان مردم عادی، سیاستمداران و اهالی رسانه شده بود. در چنین شرایطی کتاب امید در تاریکی همچون معجزهای در اختیار مردم آمریکا قرار گرفت که با استقبال خوبی نیز روبرو شد.
سولنیت با بهره گیری از سالها فعالیت خود در زمینههای گوناگون اجتماعی و مطالعه گسترده تاریخ زیست محیطی، فرهنگی و سیاسی، استدلالهایی ارائه میدهد که تحولات تاریخی همیشه آن گونه که به نظر میآیند نیستند و ممکن است پیامدهای مثبت آن بلافاصله قابل مشاهده نباشد. در حقیقت آنها حتی قابل اندازهگیری و پیشبینی نیستند. پس بهتر است بدبینی و ناامیدی بیجا نسبت به آنچه قرار است در آینده رخ دهد را کنار گذاشت.
نکوداشتهای کتاب امید در تاریکی، تاریخ های ناگفته، احتمالات بیکران:
- این کتاب، به طرز شگفتانگیزی زندگی من را تغییر داد. در طی دوره بدبینی فراگیر و ناامیدی سیاسی، چاپ اول این کتاب همچون چراغی روشنیبخش در دل تاریکی بود. (آسترا تیلور)
- هیچ نویسندهای بهتر از ربکا سولینت نمیتوانست ترکیبی چنین زیبا از ترس و احتمال، خطر و شور و نشاط را به رشته تحریر در آورد. (بیل مک کیبن)
خواندن کتاب امید در تاریکی، تاریخ های ناگفته، احتمالات بیکران به چه کسانی مناسب است؟
تمامی علاقمندان کتابهای انگیزشی با رویکرد تاریخی را به خواندن این اثر جذاب دعوت میکنیم.
با ربکا سولنیت بیشتر آشنا شویم:
این نویسنده، مورخ، فعال اجتماعی و بانوی فمنیست تأثیرگذار، سال 1961 در آمریکا متولد شد. او تا کنون بیش از دهها کتاب در زمینه حقوق زنان و تاریخ آمریکا تألیف کرده است و از سالهای دور تا کنون مطالبی پیرامون محیط زیست، سیاست، نقد ادبی و... برای نشریات گاردین و هارپرز منتشر میکند. ربکا زمانی که هفده ساله بود برای ادامه تحصیل به پاریس نقل مکان کرد و پس از مدتی به سانفرانسیسکو و در آنجا رشته روزنامهنگاری را برای تحصیلات تکمیلی برگزید و نهایتاً در سال 1984 مدرک کارشناسی ارشدش را از دانشگاه کالیفرنیا اخد کرد.
این نویسنده آزادی خواه از دهه هشتاد میلادی فعالیتهای انساندوستانه خود را به طور جدی آغاز نمود در کمپینهای گوناگون همچون نه به جنگ شرکت کرد. وی همواره در جهت آگاهیرسانی و رشد اجتماعی بانوان فعال بوده است و مسئله محیط زیست، یکی از دغدغههای جدی وی به شمار میآمده است.
از جمله آثار و افتخارات این بانوی تأثیرگذار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- کتاب «این داستان از آنِ کیست؟ نام صحیحشان را بخوان» نامزد دریافت جایزه ملی کتاب در سال 2018
- برنده جایزه کرکس در بخش غیر داستانی سال 2018
- کتاب «نقشههایی برای گم شدن» اثر پرفروش و پر مخاطبی که به چندین زبان (از جمله فارسی) در سراسر دنیا ترجمه شد.
- کتاب «رودخانه سایهها» دریافت جایزه ادبی لندن، دریافت کمکهزینه بنیاد گوگنهایم
جملات برگزیده کتاب امید در تاریکی، تاریخ های ناگفته، احتمالات بیکران:
- هر آنچه تاکنون رخ داده را نباید برای تاریخ، گمشده انگاشت. (والتر بنیامین)
- اگر اخبار را دوست ندارید... بروید بیرون و خودتان خبرساز شوید. (وس نیسکر)
در بخشی از کتاب امید در تاریکی، تاریخ های ناگفته، احتمالات بیکران میخوانیم:
خدای عهد عتیق جابرانه بر یک دنیای راکد اخلاقی حکم میراند اما به عقیدهی من دنیای ما تحت نظارت یک کلیت دیگر یعنی کایوت، خدای بومی امریکا است. یک حقهباز نابودنشدنی، شهوتران، خندهدار و بداههپرداز که خود را به دامن فاجعه میاندازد و جان به در میبرد (کمی شبیه به نوادهی سادهشدهاش، شخصیت کارتونی وایل ای. کایوت مخلوق چاک جونز). بسیاری از افسانههای آفرینش امریکای شمالی دنیایی را به تصویر نمیکشند که در آغاز بینقص بوده باشد. بلکه دنیا به دست خالقان شوخ و معیوبی آفریده شده است که هرگز کار خود را به اتمام نرساندند. در آن دنیا هرگز یک وضعیت فیض الهی وجود نداشته، هرگز هبوطی در کار نبوده و آفرینش ادامه دارد (به همین خاطر این که سفیدپوستان دوست دارند بومیان امریکا را در شهرفرنگ یخبستهی بهشتِ پیش از هبوط بگنجانند، وارونهنما و شاید مضحک است). در دنیای یهوه تنها آدم خوب کار خوب میکند و تنها فضیلت پاداش میبیند. دنیای کایوت پیچیدهتر از اینهاست.
مثلاً معلوم شد که ویاگرا برای گونههای در خطر انقراض سودمند است. اعضای بدن حیوانات که طب سنتی چینی برای افزایش میل جنسی و درمان ناتوانی جنسی تجویز میکرد – از لاکپشت سبز، اسب دریایی، مارمولک، فک سرپوشدار و فک چنگی و پوستهی مخملی شاخ گوزین شمالی نیمهبالغ- به لطف این داروها دیگر تقاضای زیادی ندارند. چه چیز خندهدارتری از این نوع آشکارسازی رازآمیز دنیا هست که نشان بدهد هدف غایی ویاگرا شاید بقای حیوانات در کرانههای دنیا باشد؟ آیا تقلای اروتیک فردِ آکنده از ویاگرا نه خودخواهانه بلکه در نهان به هواداری از گوزنهای شمالی است که از این پس شاخشان وقتی هنوز تروتازه و در حال رشد مثل درخت پرخون است، به خاطر شیرهی زیر آن پوستهی مخمل بریده نمیشود؟ بادهای سیروکو خاک صحراهای افریقا را تا نقاط مرطوب اروپا میبرند و باد دیگری، به قدرتمندی و بیاخلاقی باد شکم یک کایوت، تأثیراتی را از اتاقخوابهای چینی تا توندرای قطبی میکشاند.
بله



















