کتاب پیشگیری از جرم از منظر نهج البلاغه و صحیفه سجادیه نوشتهی علی احمدی میر قائد، نکات بسیار ارزشمندی در زمینه اقداماتی که مسلمانان یا حکومت اسلامی در راستای پیشگیری از وقوع جرم (بزهکاری) باید عملی سازند، دربردارد.
دربارهی کتاب پیشگیری از جرم از منظر نهج البلاغه و صحیفه سجادیه:
دانش جرم شناسی، به عنوان شاخهای نه چندان قدیمی در حقوق کیفری، به طور مستقیم، از جمله بر امر پیشگیری از جرم توجه داشته و در این زمینه، درباره بهترین طرق و راهکارهای پیشگیری از جرم، نظریه پردازیهای فراوانی صورت گرفته است. انواع و اقسام متعددی از پیشگیری از جرم، تاکنون در دانش جرم شناسی ارائه شدهاند و احتمالاً در آینده نیز وضع به همین ترتیب خواهد بود. این تقسیم بندیها بر مبناها و ملاکهای مختلفی صورت گرفته است.
برخی از جرم شناسان که بر مولفههای محیطی به عنوان عوامل موثر در وقوع بزهکاریها توجه دارند، راهبردهایی را پیشنهاد میدهند که ناظر بر محیط فیزیکی و مادی اطراف هستند و زمینهها و بسترهای وقوع جرم را کاهش داده و تضعیف میکنند. این دسته از اندیشمندان، به ویژه بر امر طراحیهای محیطی در راستای پیشگیری از جرم توجه و تأمل دارند.
برخی دیگر از جرم شناسان نظریه پرداز در زمینه پیشگیری از جرم، بر عوامل غیرمحیطی از جمله عوامل انسانی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... تمرکز کرده و بزهکاری را محصول این عوامل میدانند و مثلاً فقر، بیکاری، تجرد، کمبودهای فرهنگی، عدم آموزش و تحصیلات، جنگ زدگی و بی خانمانی و مهاجرت و... را عامل موثر در بزهکار شدن افراد میپندارند و بدین ترتیب معتقدند که باید در راستای کاهش وقوع این قبیل رخدادها و یا در صورت رخداد، در راستای کاهش و تضعیف اثر اینگونه وقایع تلاش نمود.
دین مبین اسلام نیز به عنوان یکی از ادیان بزرگ الهی، بر امر پیشگیری از انحرافات فردی و اجتماعی به منظور برخورداری انسانها از یک زندگی سالم و مطلوب و در نهایت، تأمین سلامت و سعادت افراد توجه ویژهای دارد. در این زمینه، دین اسلام، حائز آموزهها و تعالیم مهمی است و دستورات و توصیههای بسیار ارزشمندی را ارائه نموده است.
این آموزهها را میتوان در منابع و کتب اصلی و بنیادی که محورهای تفکر معتقدین به این دین را شکل دادهاند یافت. در مذهب تشیع به عنوان یک شاخه از دین اسلام، در کنار قرآن کریم (به عنوان مهمترین کتاب)، دو کتاب دیگر نیز اهمیت تعیین کننده در تدوین و تعریف آموزهها و تعالیم والای اسلامی دارند. این دو کتاب عبارتند از نهج البلاغه و صحیفه سجادیه.
نهج البلاغه، حاوی فرمایشهای گهربار امیر مومنان حضرت علی (ع) در قالب خطبهها، نامهها و قصار (سخنان کوتاه) است و صحیفه سجادیه نیز مجموع 53 دعای وارد شده از سوی امام چهارم شیعیان حضرت زین العابدین امام سجاد (ع) است. در این تعالیم و آموزهها به ویژه بر تأثیر مقولات و مولفههای اعتقادی، تربیتی و پرورشی به منظور رشد انسانهایی متعهد و متخلّق تأکید شده و بهترین راه دور نمودن افراد از معصیت و نافرمانی از دستورات الهی، تلاش بر پرورش و تربیت درست و اخلاق مدار آنها قلمداد شده است.
کتاب پیشگیری از جرم از منظر نهج البلاغه و صحیفه سجادیه (Crime prevention from the perspective Nahj al-balaghah Al-Sahifa al-Sajjadiyya) مناسب چه کسانی است؟
مطالعه این کتاب به تمامی حقوقدانان، وکلا، دانشجویان و پژوهشگران رشته حقوق پیشنهاد میگردد.
در بخشی از کتاب پیشگیری از جرم از منظر نهج البلاغه و صحیفه سجادیه میخوانیم:
دین حقیقتی است معنوی و گوهری روحانی که با جان و دل آدمی سر و کار دارد و اگر پذیرش قلبی نسبت به آن نباشد، کردار و سلوک و رفتار دینی عاری از هویت حقیقی و به درو از اهلیت فطری دین خواهد بود. باور دینی و ایمان چیزی نیست که با اکراه و اجبار و با تهدید و تطمیع و با شدت و خشونت شکل گیرد و تداوم یابد زیرا باور دینی از سنخ دلدادگی و پیوند یافتن قلب آدمی با زیباترین جلوه رحمانیت حق یعنی دین است و اگر این زیباترین جلوه رحمانیت با اکراه و اجبار و با تهدید و تطمیع و با شدت و خشونت قلب ماهیت یابد، دیگر دلدادگی و پذیرش با همه وجود و تسلیم حقیقی و پیروی آگاهانه و انتخاب گرانه معنایی نخواهد داشت. در اموری که با جان وقلب آدمی سر و کار دارد اکراه و اجبار بی معناست و دین با قلب و جان آدمی نسبت برقرار میکند و از این رو، اکراه و اجبار در دین موجب آسیب اساسی به دین و دینداری است. در اموری که با جان و دل و قلب آدمی سر و کار دارد، اگر پای اکراه و اجبار به میان آید، موجب ناخواهی دل و کوری آن میشود و آنچه از دل کور برمی خیزد، آسیب دیده و آفت زده و بی ارزش میگردد.
امیر مومنان علی (ع) در این باره میفرمایند: «ان للقلوب شهوه و اقبالاً و ادباراً فأتوها من قبل شهوتها و اقبالها، فان القلب اذا اکره عمی؛ دلها را هوایی است و روی آوردنی و پشت کردنی، پس دلها را آن گاه به کار گیرید که خواهان است و روی در کار، زیرا اگر دل به ناخواه به کاری وادار شود، کور گردد.»
بله
















