کتاب ازدواج موفق: چگونه اختلافات زناشوییتان را حل کنید نوشته مهتاب علیمرادی، به شما کمک میکند تا چالشهای زندگیتان را با موفقیت پشت سر بگذارید و زندگی مشترک سرشار از آرامش و آسایشی را با همسرتان تجربه کنید.
درباره کتاب ازدواج موفق: چگونه اختلافات زناشوییتان را حل کنید:
بیشتر اختلافات زناشویی ناشی از مسائل ذهنی است و البته در سایر اختلالات مثل افسردگی، اضطراب و وسواس هم این موضوع بهوضوح بهچشم میخورد. وقتی از روش اصلاح «فکر» و «گفتگوی درونی» برای درمان استفاده میکنید، یعنی رویکرد درمانی شما «شناختدرمانی» است.
شما اگر فکر سالم و نرمالی داشته باشید، خیلی راحتتر میتوانید به زندگی سالمتر و شادتر برسید. اما اگر ذهنیاتتان مریض بوده و پر از استدلالهای غیرمنطقی و تعبیر و تفسیرهای غلط باشد، مسلماً واقعیات اطرافتان را نمیبینید، به دیگران گیر میدهید، نمیدانید راه درست چیست و به خودتان و همه آسیب میزنید، مرتب قضاوتهای غلط کرده و تلخی رابطه را زیادتر میکنید.
بیشتر وقتها شما متوجه اشتباهتان میشوید و با تمام وجود سعی میکنید مشکل را حل کنید، اما متأسفانه در رابطه زناشویی چنین چیزی کمتر اتفاق میافتد. احتمالاً دلیلش این است که در شناخت و اصلاح قضاوتها و تفسیرهایی که از همسرتان دارید، با مشکل مواجهاید: «من یک چیز میگویم و او چیز دیگری برداشت میکند!» همین میشود که این سوءتفاهمها به اختلافات و جدایی منجر میشود.
کتاب پیشرو، پیشنیازهای یک ازدواج موفق مثل شناخت کافی، قدرت ذهن، گفتگوهای درونی، تفاهم، انعطافپذیری، حل مسئله، طرز صحبت، مدیریت خشم و استرس و تکنیکهای صمیمت را بهخوبی مطرح کرده است. کافی است فقط هر روز آن را بههمراه داشته باشید و بخشی از آن را بخوانید.
شک نکنید با خواندن و تحلیل این کتاب بهطور روزانه و بهکارگیری قوانین و مهارتهای درست، اختلافهای زناشوییتان کمرنگ و عشق و صمیمت جایگزین آن میشود.
کتاب ازدواج موفق: چگونه اختلافات زناشوییتان را حل کنید به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
تمامی مردان و زنان جوان در آغاز زندگی مشترک به اختلافات بسیاری دچار میشوند و قادر به درک یکدیگر نیستند، از این رو زوجهای جوان را به خواندن این کتاب دعوت میکنیم تا بتوانند بر مشکلاتشان غلبه کنند.
در بخشی از کتاب ازدواج موفق: چگونه اختلافات زناشوییتان را حل کنید میخوانیم:
وقتی زن و شوهر زیر قول و قرارهای دوره نامزدی خود میزنند، کمکم متهم به «بیمحبتی» میشوند. علی در دوران نامزدی به مرجان قول داده بود که تمام فیلمهای اکران شده در سینماها را با هم ببینند. اما بعد از شروع زندگی مشترک دیگر خبری از رفتن به سینما نشد. برای مرجان، این بیتفاوتی به آن معنا بود که «شوهرش دیگر او را دوست ندارد.»
در دوران نامزدی، هر دو نفر بسیار خوشاخلاق و صمیمی هستند و سعی میکنند باب میل طرف مقابلشان رفتار کنند. اما خیلی از علایق مشترک پس از ازدواج کمرنگ میشوند.
در حالت شیدایی، دختر و پسر فقط بر روی خصوصیات مثبت هم متمرکز میشوند. دختر، پسر را قهرمان خود میپندارد و پسر، دختر را فرشته نجات خود تصور میکند. اما متأسفانه اینها خیالاتی بیش نیست و فقط زائیدهی بزرگنمایی ذهن آنان است.
زن و مرد دوست دارند همسرشان خصوصیاتی مثل مهربانی، توجه، همدلی، بخشندگی، رفتار منطقی و احساس مسئولیت را داشته باشد، اما وقتی ببینند همسرشان به این معیارها پایبند نیست، تنفر و ناامیدی جای خود را به عشق میدهد. در این شرایط، حتی یک بار توجه نکردن شوهر، از او یک فرد «بیاحساس» میسازد و اگر زن فقط یکبار به شوهر بیمحبتی کند، «نامهربان» میشود.
بله




















