کتاب رابطهها در گیتی نوشتۀ راضیه یادگار، قصۀ مردی را به تصویر میکشد که بعد از جنگ با اسرائیل در خارج از ایران و سالها مفقودالاثر بودنش، به کشور و نزد خانوادهاش برمیگردد، غافل از اینکه در غیاب او اتفاقاتی رخ داده که از آنها خبر ندارد.
دربارۀ کتاب رابطهها در گیتی:
این کتاب ماجرای دختری است که پس از یک ازدواج ناموفق با پسری که او نیز ازدواج ناموفق داشته و برادر شوهر یکی از دوستانش است، ازدواج میکند. همسرش پس از مدتی برای جنگ با اسرائیل از ایران میرود و سالهای زیادی مفقود میشود. ماجرا زمانی حاد میشود که او پیدا شده و برمیگردد.
کتاب رابطهها در گیتی برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به داستان و رمانهای عاشقانه علاقهمند هستید، از این کتاب لذت خواهید برد.
در بخشی از کتاب رابطهها در گیتی میخوانیم:
آرام قهقههای کرد و گفت: راستی وقتی الیاس را دیدم، تا چند لحظه فقط نگاش کردم و عازر وایساده بود و از چشمای الیاس معلوم بود که حداقل مثل همیشه او رو را در آغوش بگیرم و خوشحالیم رو ابراز کنم، وای دیشب نبودی که صحنه رو ببینی، تراژدی و کمدی همراه شده بود، هم دوست داشتم بغلش کنم و از غم دوریش که همیشه به انتظارش گریه میکردم و آروم نمیشدم. برای یه لحظه دوست داشتم که بغلش کنم و احساسش کنم، آخه خیلی سخت بود که شوهرم رو بعد از این همه سال دیده بودم و کاری از دست برنمیاومد و فقط به هم نگاه کردیم. دیشب خیلی بهمون سخت گذشت. الیاس عکس جشن منو عازر رو تو اتاق دیده بود، منو دید جلو نیومد و با حسرت نگام کرد و منم مثل خودش نگاش کردم و نمیدونستم چی بهش بگم. او خیلی عوض شده و مسنتر شده بود. مادر الیاس خیلی مسن شده، نشده؟
- آره نسبت به عازر خیلی سنش بالا میزنه، مگه عازر چند سال از الیاس کوچکتره؟
آرام گفت: سه سال.
افسانه پرسید: الیاس دیشب چی به حالش گذشته وقتی فهمیده که تو با برادرش ازدواج کردی؟
آرام گفت: من فوری رفتار خودم رو تغییر دادم و سعی کردم که بهش بفهمونم که هنوز هم دوستش دارم و بهش گفتم ما از آینده خبر نداشتیم، اون هم قبول کرد. افسانه کاسههای تکمیل شده از ترشی را در سینی منظم گذاشت و باز پرسید: برای خواب چه کار کردی؟ پیش عازر خوابیدی؟!
-نه مادر، به عازر گفتم تو برو پیش الیاس بخواب منم با پری و آرزو تو یه اتاق میخوابیم. عازر خیلی ناراحته که الیاس بهش گفته من زنم رو میخوامش و دوستش دارم و از دیشب تا حالا پاش رو کرده تو یه کفش که فردا یا پس فردا میره و شکایت میکنه و توافقی از هم جدا میشیم. عازر میگه از نگاه تنفرآمیز الیاس بدم میاد و دوست ندارم بیشتر از این ناراحتم کنه.
بله











