

برای خواندن کتاب ادکلن تلخ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب ادکلن تلخ
کتاب ادکلن تلخ، مجموعه داستانی جذاب و خواندنی است که با زبانی شیوا و دلنشین در قالب داستانهای کوتاه به رشته تحریر در آمدهاند.
دکمههای کاملاً بسته، روزی که هنوز تمام نشده است، ادکلن تلخ، مردها لیاقت ندارند و... عنوان برخی از داستانهای این کتاب هستند.
در بخشی از کتاب ادکلن تلخ میخوانیم:
انگار مسیر اتاق من تا اتاق عمل کش آمده. مسیر مطب دکتر علیپور هم از همان روزهای اول کش آمد! اینقدر که یک بار وسط راهروی مطب از حال رفتم و با کمک منشی وارد مطب شدم. یا مثل راهروی محضرخانه که اینقدر کش آمد تا دست آخر پدرت از در دیگر رفت و نتوانستم ببینمش و لااقل سیلی محکمی حوالهی صورتش بکنم. پرستار جایی تخت را نگه میدارد. سرم را کمی بلند میکنم. جلوی در ورودی اتاق عمل هستیم. حین توقف چند ثانیهای، که دلیلش را نمیدانم، صورت پرستار را میبینم و دستش را محکم فشار میدهم. از درد صورتم را جمع کردهام و در گلویم فریاد میزنم. پرستار که از قضا خیلی هم شبیه منشی دکتر علیپور است آرام میگوید: «نفس عمیق بکش و ذکر بگو!... آرومت میکنه!» و پیرزن بغل دستیام در مطب هم که لیوان آب قند در دستهای تپل اما چروکیدهاش است لیوان را به دستم میدهد و میگوید: «ذکر بگو مادر!... آروم میشی!.» و من میان درد و فشاری که فقط به قدر تنفس امانم میدهد، همهی اذکار را فراموش کردهام جز یکی؛ دانههای تسبیح از دست مامان لیلی روی هم میافتند و من با هر دانه لا حول ولا قوه الا بالله را فریاد میزنم.
و مامان لیلی تسبیحش را جمع میکند توی مشتش و پیشانیم را میبوسد و میگوید: «عاقبت به خیر بشی مادر» و پدرت، حتما از روی تزویر، گوشهی چادر کرمرنگ و گلدار مامان لیلی را میبوسد.
فهرست مطالب کتاب
ادکلن تلخ: پرستو پارسا
دکمههای کاملاً بسته: محمدامین پورحسینقلی
اپرای مرگ: مهتا عباسی
روزی که هنوز تمام نشده است: فاطمه مندنی
کسوف: پرستو پارسا
اینجا زنی میمیرد: مهتا عباسی
اسمها فقط اسماند؟: محمدامین پورحسینقلی
مردها لیاقت ندارند: مهتا عباسی
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب ادکلن تلخ |
| نویسنده | محمدامین پورحسینقلی، فاطمه مندنی، پرستو پارسا، مهتا عباسی |
| ناشر چاپی | آقاپور |
| سال انتشار | ۱۳۹۸ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 60 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-7658-89-8 |
| قیمت کتاب الکترونیک | رایگان افزودن به کتابخانه |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب ادکلن تلخ
تماما درباره خیانت انسان به خود، فریب خود، برای رهایی و فرار از رسیدگی به ظاهر به بهانه صرفه جویی در زمان و اتلاف راحت چهل و پنج برابر همان زمان را
از قصهای که اساتید دانشگاه اعاده نموده و از زنانی که از مردان زخم خوردهاند و ادمهایی که خود را فدا میکنند و بچههای که بی به به
ولی داستاناش یکجورایی ناتموم به پایان میرسید ولی خب این چیزی از خوبی هاش کم نمیکرد جملههای زیبا و تاثیر گذاری توش بود و من رو به وجد میاورد ممنون از نویسنده عزیز بابت این کتاب جالب و قشنگ ممنون که کتاب رو رایگان در اختیار دیگران قرار دادین واینجور کتاب هارو به همه پیشنهاد میکنم🌹😊
داستانهایی تامل برانگیز ک روزانه با خیلی هاش برخورد میکنیم
مثلا داستان دوم ک زمان بستن بند کفشش یا سشوار کردن موهاش که ۱ دقیقه طول میکشه به چشمش میاد و به قول خودش سیوش میکنه، ولی خیلی راحت ۴۵ مین منتظر اتوبوس میشه
ماها خیلی عادات داریم که خودمون رو برای انجامش توجیه میکنیم
این کتاب خیلی ساده و خودمونی به این نکات ریز پرداخته بود👌🏼
راستش ب نظرم قلم قوی وخوبی داشتند ولی مشکلی ک بود همه داستانها جنبه منفی گونه داشت جز داستان اخر واین توی روح خواننده تاثیر میذاره بهتر بود کنار بدیها و تلخیها یی که در جامعه هست خوبی هاونکات مثبت هم درقالب چند داستان مابین این داستاها گنجانده میشد
ممنونم
بله

















این کتاب مجموعه چند داستان کوتاه هست به قلم چند نویسنده ی مختلف، از داستان اول ک محبوب ترینها شروع میشه و اسم روی جلد هم اسم داستان اول هست که قصه ی زنی باردار را نشان میدهد که این زن به دلیل رابطه با همسر خود از خانواده ترد شده بود و علت این ترد شدن هم زن دوم داشتن این مرد بوده با این حال دختر داستان این مرد را پذیرفته و نفرین های زن اول را با وجود بی ابرویی هایش به جان خریده و عاشق این مرد شده اما نتیجه ی عشق مرد ابتلا به ایدز و بیماری پیشرونده و حاملگی تا خواسته بود. دختر ماجرا حال یک مادر تنهاست که امیدی به زنده بودن خودش ندارد و حتی از سلامت بچه هم تا امید است. تنها دل خوشی باقی مانده اش این هست که در زمان زایمان مادر و خواهر خود را برای بار دیگر ببیند. نتیجه هنگام زایمان، مادر و خواهر ۹ود را برای بار اخر میبیند و بچه را به دنیا می اورد. سایر داستان ها نیز به ترتیب پیش میروند، از نظر من نقطه اوج این کتاب داستان اول و داستان اخر بود. داستان اخر نیز درمورد دختر نویسنده ایست که در تمام رمان های خود مرد ها ی داستان را به شیوه ای زجر اور میکشد. در یکی از رمان ها یک مردی را که هم اسم معشوقه سابق خود در عالم واقعی بوده به سرطان دچار میکند ولی از اونجایی که در داستان خود دختری را عاشق این شخصیت کرده بوده، از نابود کردن این مرد در این داستان منصرف شده و داستان زندگی این زوج را با پایان شاد تمام میکند و سعی میکند نفرت خود را از مرد ها از بین ببرد.