شما با کتاب شکارچیان مجازی 1: چشم ذھن وارد دنیای مجازی اما بسیار وحشتناک و دلهرهآوری میشوید که اگر مهارتهایتان در بازی و هک کردن را افزایش دهید، همه چیز برایتان هیجانانگیزتر میشود! جیمز دشنر در اثر پرفروش خود، شما را به جهانی خیالی میبرد که خطر در آن واقعی است. این رمان که در فهرست کتابهای منتخب قرار دارد، نخستین جلد از مجموعه شکارچیان مجازی به شمار میرود.
درباره کتاب شکارچیان مجازی 1: چشم ذھن (The eye of minds):
پسری به نام مایکل در آیندهای بسیار دور و در جهانی مملو از کامپیوترهای فوق حرفهای و فناوریهای جدید در حال زندگی است. او در یک محیط بازی باعث نجات جان دختری به نام تانیا از خودکشی میشود و از این طریق امتیاز خوبی به دست میآورد. در حالی که مایکل سعی در متقاعد کردن تانیا دارد، خیلی زود متوجه میشود که این نه تنها یک بازی نیست بلکه تانیا واقعاً قصد دارد خودش را بکشد.
دخترک مرتباً میگوید که فردی به نام کین او را اسیر کرده و اجازه نمیدهد به دنیای حقیقی بازگردد. سرانجام مایکل موفق به نجات جان دختر نمیشود و تانیا به زندگی خود هم در دنیای مجازی و هم در جهان واقعی خاتمه میدهد. مایکل پس از این ماجرا به شدت پریشان و آشفته میشود، از این رو به سراغ دو دوست مجازی خود برایسون و سارا میرود و از آنها قول میگیرد برای یافتن کین به او کمک کنند.
در دیدار بعدی در همان محیط مجازی، مایکل و دوستانش که در حال گفتوگو با یکدیگر هستند، ناگهان فضایی تاریک و محو شده را در اطرافشان احساس میکنند، تا اینکه کین خود را نشان داده و به هر سه نفرشان هشدار میدهد که تلاش برای یافتن او را کنار بگذارند؛ در غیر این صورت مشکلی اساسی برایشان به وجود میآید. با وجود هشدار کین، مایکل و دوستانش از تلاش برای پیدا کردنش بازنمیایستند و برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر، نزد افراد دیگری نیز میروند.
درباره مجموعه شکارچیان مجازی (The mortality doctrine):
این رمان شما را دعوت میکند تا در ویرنت حضور یابید. ویرنت در حقیقت دنیایی مجازی است که جهان واقعیتان را تحت تأثیر خود قرار میدهد؛ بهخصوص اگر برخی از مقررات را زیرپا گذاشته باشید و خودتان را به چالش بکشید. در این صورت شاید اتفاقی برایتان بیفتد که مرز بین دنیای مجازی و واقعی را گم کنید و اینگونه شما واقعاً به خطر میافتید. درست شبیه به همان خطری که مایکل را در ویرنت تهدید میکند.
نکوداشتهای کتاب چشم ذهن:
- کتابی گیرا و جذاب، جدیدترین اثر دشنر قطع به یقین راضیکننده است. (BookPage)
- با مفهومی عالی، این یک خوانش جذاب برای نسل دیجیتال است. (Kirkus Reviews)
- دشنر یک بار دیگر دنیایی دیستوفیایی خلق میکند که در آن هیچ چیزی آن طور که به نظر میرسد نیست. (VOYA)
- پر از ماجراهای هیجانانگیز و پیچ و تابی نسبتاً شگفتآور که باعث میشود شما صفحات دیگر را پشت سر هم بخوانید. (fanboynation.com)
- ترکیبی درخشان، احشایی و بازیسازی شده از "ماتریکس" و "تلقین"، که حتی آنانی که گیمر نیستند را نیز هیجانزده میکند. (Christian Science Monitor)
کتاب چشم ذهن برای چه کسانی مناسب است؟
این رمان هیجانانگیز برای نوجوانانی که به ژانر علمی تخیلی علاقهمند، بسیار جذاب خواهد بود.
با جیمز دشنر بیشتر (James Dashner) آشنا شویم:
این نویسنده معروف آمریکایی در 26 نوامبر سال 1972 در جورجیا متولد شد. او در خانوادهای پرجمعیت با پنج خواهر و برادر رشد کرد. دشنر در 10 سالگی میتوانست به طور حرفهای با ماشین تحریر پدر و مادرش تایپ کند. او به یوتا رفت تا در دانشگاه بریگام یانگ در رشته حسابداری به تحصیل بپردازد. کتابهای دشنر اغلب برای مخاطبین نوجوان و در ژانرهای علمی تخیلی نوشته شدهاند.
در بخشی از کتاب چشم ذهن میخوانیم:
مایکل به همراه برایسون و سارا پشت میز معمولشان بیرونِ دان دِ من دِلی نشسته و به بشقابی بزرگ از ناچوز و گوشت حملهور شده بودند، در حالی که در دنیای واقعی، تابوت داشت از راه وریدی، بدنهایشان را با غذاهای سالم و مُغذی، تغذیه میکرد. البته انسان نمیتوانست فقط به غذاهای تابوت متکی باشد. این قابلیت به منظور پایداری زندگی انسان به مدت چندین ماه پشت سر هم تعبیه نشده بود؛ ولی قطعاً در طی دورههای طولانی بازی، لذتبخش بود. بهترین بخشَش هم این بود که مهم نبود چقدر میخوری، چون تنها در خواب چاق میشدی، تازه آن هم اگر برنامه را طوری نوشته بودی که چاق شوی.
بهرغم غذای لذیذ، مکالمهی آنها بهسرعت جوّی افسرده ایجاد کرد.
سارا گفت: «همین که برایسون بهم گفت، خبر رو توی نیوزبابز خوندم.» ظاهرش در ویرتنت خیلی ساده بود؛ صورتی زیبا، موهای بلند قهوهای، پوست تیره و بدون هیچ آرایشی. «تو هفتهی اخیر یا همین حدودها، چندین مورد مربوط به هسته ثبت شده. خبرها باعث میشن موهای تنم سیخ بشه. شایعات میگن این پسره کِین، به یه نحوی مردم رو توی خواب گیر میندازه و اجازه نمیده بیدار بشن. برای همین چند نفر از آدمها خودشون رو کشتن. باورت میشه؟ یه تروریستِ سایبری.»
برایسون داشت با سرش تأیید میکرد. شبیه بازیکن فوتبالِ صدمه دیدهای به نظر میرسید؛ گنده، پهن و همهی اعضایش نامتعادل بود. همیشه میگفت آنقدر در دنیای واقعی جذاب است که در ویرتنت نمیخواهد دخترها به او نزدیک شوند. تکرار کرد: «موی تنت سیخ میشه؟ دوست عزیزمون که اینجاست، دیده دختره دستش رو تو مغز خودش فرو کرده و هستهش رو کشیده بیرون، انداخته دور و از پل پریده پایین. فکر کنم سیخ شدن موها تازه اول کاره.»
بله



























