کتاب همگرایی رسانه و تبلیغات نوشتهی ارسلان خانزاده، موضوعاتی مانند مزایا و معایب روند همگرایی رسانهای، تبلیغات تجاری و مصرفگرایی، همگرایی واگرایی رسانهای، شبکههای برند مشتری و... را مورد بررسی قرار میدهد.
دربارهی کتاب همگرایی رسانه و تبلیغات (Media convergence and advertising):
همگرایی به معنای ادغام کردن ابزارهای رسانهای نیست؛ بلکه فقط شیوههای صنعت، بازار، بهرهگیری مخاطب از محتواها را تغییر خواهد داد. همگرایی بستری برای تغییر در چگونگی تولید، توزیع و مصرف رسانهای در تمام زمینهها مانند تلویزیون، رادیو، شبکههای اجتماعی، کامپیوتر و... فراهم کرده است.
مهمترین بخشهای همگرایی رسانهای عبارتند از: تکنولوژیکی، حرفهای، ساختاری و عملیاتی. همگرایی تکنولوژیکی یعنی امکان پخش و توزیع هر نوع محتوایی با موضوعات گسترده فرهنگی و رسانهای را در گوشی هوشمند، تبلت، کنسول ویدئویی و... فراهم میکند.
همگرایی حرفهای منجر به ایجاد تغییراتی چشمگیر در سازمانها برای عملکرد حرفهای و تولید محتوا در رسانهها میشود. همگرایی ساختاری شرکتها را به سمت مدلی از تولید و توزیع هدایت میکند که مورد توجه و استقبال مخاطب قرار بگیرد و در همگرایی عملیاتی بخشهای تولید محتوای رسانهای با یکدیگر یکی میشوند و تیمهای حرفهای را تشکیل میدهند.
تحولات اخیر و موج جدید همگرایی رسانهای موجب ایجاد چند صدایی در قالبهای رسانهای شده است و به نوعی به از بین رفتن دیکتاتوری تلویزیون به عنوان یک رسانه واحد اشاره میکند. هرچند که این مسئله به معنای مرگ تلویزیون و دسترسی به انواع محتوا به اشکال مختلف نیست.
در بخشی از کتاب همگرایی رسانه و تبلیغات میخوانیم:
آگاهی از برند به توانایی خریدار در تشخیص یا یادآوری یک نام و نشان تجاری در گروهی از محصولات اشاره دارد. تداعی برند موجب میشود مشتریان در شرایط انتخاب چندین برند، موارد ویژه را در ذهن مرور کنند و بهترین انتخاب را انجام دهند، آکر تداعی برند را هرچیز مرتبط با ذهن در مورد نوع ویژهای از برند یا تصویر آن تعریف کرده است. آگاهی از برند رابطه نزدیکی با تداعی برند دارد. همچنین محققان معتقدند، تداعی برند در حافظه با یک برند ویژه ارتباط دارد.
آگاهی از برند و تداعی آن، اولین قدم در ایجاد ارزش ویژه برند است. این بعد به عوامل زیادی بستگی دارد؛ مانند اینکه مشتریان تا چه میزان یک برند را به یاد میآورد، تشخیص میدهند، آن را در ذهن دارند و تداعیهای مثبتی درباره آن در ذهنشان بوجود میآید. ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری، هنگامی رخ میدهد که مشتری آگاهی و آشنایی زیادی درباره آن داشته باشد و برخی از نشانهها و تداعیهای منحصر به فرد، قوی و مطلوب برند را به یاد آورد. پژوهشهای پیشین رابطه مثبتی میان آگاهی همراه با تداعیهای ذهنی از برند و کیفیت ادراک شده از برند و وفاداری برند نشان میدهد.
بله


















