محمدرضا کلان فریبایی در کتاب گفتمان ایران و جهان آینده به مباحثهی میان جنگ و صلح در جوامع سیاسی - اجتماعی امروز پرداخته است. از دیدگاه این کتاب تحلیل گفتمان میتواند گسست تاریخی را کاهش داده و منافع ملتها را تامین نماید.
دربارهی کتاب گفتمان ایران و جهان آینده:
گفتگو بین ادیان از گفتگوهای مهم عصر حاضر است که در زمان حال و آینده پیوسته با هدف جلوگیری از مناقشات و جنگهای مذهبی مورد توجه ادیان قرار دارد. این مفهوم به سبب نقشی که در دور کردن خشونت از جامعه و مورد بهانه قرار گرفتن توسط برخی از قدرتهای جهانی در سطح منطقه و جهان دارند، بایستی به طور فراگیر مورد توجه قرار گیرد. زیرا نقش برجستهای در حوزههای مهم سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی دارد. به دلیل بروز تحولات ساختاری دین اسلام پس از انقلاب در چهارچوب عمومی ایران، گفتگوی ادیان شکل بدیعی به خود گرفت. همین امر موجب شکلگیری و طرح دیدگاههای گوناگون از سوی اندیشمندان در جامعه ایران گردید.
از گذشته تاکنون ملاحظات سیاسی و دیپلماسی در پیگیری خواستهها و منافع کشورها، توجه دولتمردان و سیاستگذاران را به خود جلب کرده و در اسلام نیز حائز اهمیت است. محمدرضا کلان فریبایی معتقد است از نظر تاریخی، دیپلماسی درقالب شیوههای مسالمتآمیز و استفاده از مذاکره و گفتگو برای ختم جنگ، اعاده صلح و تامین آسایش در جامعه معنا یافته است و سابقه آن به حکومتها و نیز دورههای قبل ازمیلاد باز میگردد. در این کتاب گفتگوی دو جانبه برخلاف گفتمان جنگ و مناقشات مذهبی که جهان اسلام را به واگرایی کشانده، بهترین گزینه روی میز مذاکرات ملتهای خاورمیانه معرفی شده است.
کلان فریبایی تاکید دارد به یقین راه ایران و جهان آینده گفتگو، تعامل سازنده و توسعه رفاه و سازندگی ایران و جهان خواهد بود و سیاستهای کلان ملتهای خاورمیانه باید در این مسیر حرکت کند و با این معیار نقش تاریخی خود را تنظیم نماید. همچنین وی میزان خسارتهای وارد شده به ملتها از ناحیه گفتمان جنگ و مناقشات مذهبی را بسیار زیاد ارزیابی کرده و به منظور جلوگیری از اتلاف سرمایههای ملتهای خاورمیانه که مهمترین آن سرمایههای انسانی است؛ بازگشت به گفتمان صلح و دموکراتیزهسازی جامعه و ایجاد توسعه همهجانبه پیشروی خاورمیانه و جهان را تنها راه دانسته است. کتاب «گفتمان ایران و جهان آینده» در شش فصل تلاش می کند در مسیر سیاستهای کلان، دیدگاهها و ایدههای خود را در اختیار ملتها قرار داده و چالشهای پیشروی ایران و جهان را مورد بازبینی قرار دهد.
در بخشی از کتاب گفتمان ایران و جهان آینده میخوانیم:
اگر چه قرن بیستم شاهد بسیاری ازاقدامات وحشتناک مانند میدانهای کشتار بوده است، اما میتوان گفت که چند پدیده جهانی نیز برای جهان سودمند بوده است، اتحاد مجدد آلمان و فرانسه که راه را برای تقویت اتحادیه اروپا باز کرد، پایان استعمار دنیای غرب و پایان مسالمت آمیز جنگ سرد. شکست نظامی آلمان و ژاپن در جنگ دوم جهانی از طریق سیستم جهانی نظامی اتفاق افتاد که در آن متفقین سنتهای یهودی مسیحی را با انگیزههای لیبرال دمکراسی آمیختند. اتحاد اروپا از هر چهار سیستم استفاده کردکه باعث اتحاد و نزدیکی هرچه بیشتر را فراهم نماید. دمکراسی یک دیدگاه را مطرح کرد و مسیحیت خواهان گذشت نسبت به اشتباهات گذشته مذاهب و ادیان شد.
پایان استعمار نیز در این قرن، پیروزی عصر روشنگری، اصل برابری و دمکراسی بین مردم و ملتهای جهان را به ارمغان آورده است. اما وابستگی متقابل سیاسی در یک نظام اقتصادی، نظامی و ارتباطات نابرابر، آثار و چالشهای خود را به همراه دارد. نتیجه صلحآمیز جنگ سرد از لحاظ سیاسی اجتماعی پروژهای ناتمام درکشورهای آزاد شده محسوب میشود. در چنین وضعیتی از جهان، دین ضمن سلب مشروعیت از کشورهای کمونیستی، به اتحاد کشورهای غربی کمک کرده است.
بله























