من کتابهای دیگهای هم در ژانر جنایی_روانشناسی خونده بودم و به نظرم این نویسنده با این که موضوع خوبی رو انتخاب کرده بود، اما انگار مهارت رقبای خودش رو در این زمینه نداره. ابتدای کتاب خیلی گنگه وای گنگ بودن بیش از حد طولانی میشه، بعد از اون هم که ماجراهایی که بین زن و مرد اتفاق میفته خیلی کشدار و طولانی میشه، در مقابل پایان قصه خیلی کوتاهه و فقط اتفاقات خیلی سریع توضیح داده شده و کاش بیشتر بهش پرداخته میشد. لااقل اونقدری که وقت گذاشته شده برای پرداختن به اتفاقات توی خونه، پایان رو هم با جزئیات بیشتر مینوشتند. یا شخصیت استر که از اول به همه چیز شک داشت و حتی در بعضی موقعیتها رفتارهایی از روی بدجنسی داشت، فقط در آخر به رنگ اتاق میلی اشاره کرد، در حالی که به نظر میرسید به موارد بیشتری مشکوک شده باشه. انگار که تناقضهای زیادی داشت، گاهی هم سعی در کمک کردن داشت، گرچه با وجود اونهمه کنجکاوی، هیچ کار خاصی هم برای کمک نکرد. با همهی اینها، جو رمان بسیار تلخ و سیاهه و واقعا هم تاثیرش رو روی خواننده میذاره، برای من که خیلی عذابآور بود، اما ایراداتی که گفتم هم بهش وارد هست.
خدایا! واقعا نفسگیر بود. موضوع داستان چیز جدیدی نیست اما با پردازش عالی و نحوه نگارش و نحوه داستانپردازی خلاقانه، به اثری یونیک و منحصر به فرد تبدیل شده. من رمان جنایی-روانشناختی زیاد خوندم اما این اثر، یک چیز عجیبیه. با اینکه لحظه به لحظه اتفاقات و حس و حال واقعا بیمار حاکم بر اون شدیدا حالم رو بد میکرد اما به هیچ وجه نمیتونستم کتاب رو زمین بذارم.
اینکه در اکثر داستانهای معمایی، غافلگیری بزرگی در انتهای داستان در انتظارت باشه یک چیزه اما اینکه بتونی در سراسر طول کتاب، در سطر سطر داستان، حس درماندگی و استیصال و در عین حال هیجان و التهاب و کنجکاوی رو در خواننده نگه داری به نظر من هنر بزرگیه که نویسنده و البته مترجم، کاملا ماهرانه از عهده ش براومدن.
یه چیزی هم دوست دارم بگم: من قربون «میلی» برم:))
کتابش روان و گیرا بود، واقعا ژانر روانشناختی و تریلر داره و ضربان قلب رو میبره بالا، احساسات انسان رو درگیر میکنه و در پایان هم که به اوج خودش میرسه. البته ایرادهایی میشه به منطق داستان وارد کرد. خطر اسپویل ❌ اگه کتاب رو نخوندین ازینجا به بعد رو نخونین ❌به نظرم قهرمان داستان خیلی راحت تر ازینها میشد از دست اون مرد فرار کنه، چون اون رو میبرد بیرون و کامل تو خونه حبس نبود. به جای اینکه وحشت زده بخواد پلیس رو قانع کنه یک دستور منع از دادگاه بگیره و بره برای درخواست حضانت خواهرش هم درخواست بده که به خودش برگرده. حتی به خاطر خشونت خانگی شکایت کنه و به این بهانه بخواد پلیس بیاد زیرزمین خونه رو ببینه یا کلی کار دیگه.
کتاب اصلا معمایی نیست و صرفا مروری بر بی عقلی و بی فکری زن داستان هست اینگونه بی فکری ها همه جا رایجه و اکثر افراد اون رو سرنوشت میدونن بسیار برام آزاردهنده بود "اعتمادکردن" گریس به جک همینطور برام آزاردهنده بود که هر حامی که باید میداشت که از کنارش حذف کرد اولا طبقه اجتماعی جک به گریس نمیخورد و چرا گریس حتی به فکرش نرسید اینهمه پنهون کاری یه جای کارش میلنگه؟ برای هر خانمی واجبه این کتابو با تمام آزاردهندگیش بخونه تا بفهمه هیچکس قابل اعتماد نیست. و در نهایت من خوندن این کتابو مفید میدونم.
فوق العاده زیبا و جذاب بود و تا انتهای داستان نمیتونستم ازش چشم بردارم و خیلی سریع تمومش کردم داستان یه مرد بیمار سادیسمی بود ک از آزار و شکنجه و ترس دیگران لذت میبرد و من ب شخضه عاشق این سبک رمانهای جنایی و روانشناختی و معمایی هستم کتابی ک دوست دارم بفهمم آخرش چی میشه و منو ب سمت خودش جذب کنه این کتاب دقیقا همه اون خصوصیات جذاب رو داشت ب علاقمندان ب ژانر معمایی ب شدت پیشنهاد میکنم بخونن امیدوارم مثل من از خوندن این داستان لذت. ببرن
اگر بشه به یه رمان فقط لقب روانشناختی داد همین داستان هستش که جنایی و معمایی نیست و فقط روانشناختی. جک یه وکیل ماهر بسیار خوش تیپ وپولدار والبته یه بیمار روانی که از آزار وشکنجه زنان لذت میبره که البته ریشه در زندگی بچگی پس رفتار پدرش داره. البته آزارهای جک در این داستلن اونقدر پیجیده و هولناک نیست و مثل فیلمهای اسلشر نیست منکه هیجانی از داستان نگرفتم اخرش هم خیلی ابکی بود و غیر واقعی
ضعفهایی داشت. به نظرم خیلی غیرواقعی بود که راههای ساده تری پیدا نشد براش تپ این مدت یک سال و نیم به خصوص که گه گاهی بیرون میرفت و با ادمای دیگه ارتباطی هر از گاهی داشت. ولی از بقیه لحاظ به شدت کناب خوب و جذابی بود. و خیلی همزاد پنداری کردم باهاش. اینقدر کتاب منو تحت تاثیر قرارداد که پا به پای شخصیت اول دنبال انتقام بودن و ارزوی مرگ دردناک برا مرده داشتم.
کتابی زیبا و تکان دهنده از یک شوهر روانی که ب خاطر خواهرزنی که مبتلا ب سندروم داون است با همسرش ازدواج میکند تا بتوانداورا زندانی کندو از ترسی که ب او بخاطر محیط القامیشود لذت ببرد. که گریس تصمیم میگیرد تا قبل ورود خواهرش ازشر شوهر روانیاش خلاص شود. توصیه میکنم بسیار زیاد.
کتاب جالبیه برای استارت شروع روانشناسی. ضعفهایی داره که برای اولین کتاب چاپ شده از این نویسنده زیاد به چشم نمیاد. ازینکه راوی کلی وقت داشته که فرار کنه یا کمک بخواد خب کمی تعجب برانگیزه که نکرده این کار رو. ولی در کل امتیاز سه یا دو براش بد نیست. با تشکر از سایت دوست داشتنی شما
ولی کم کم دارم به این نتیجه میرسم کتابهایی که نویسندهاش زنه رو نخونم. بابا خسته شدم از بس تو همشون مردا هیولا بودند زنا مظلوم و بی پناه و تو سری خور.
دیگه جدا شورش رو دارند در میارند.
من تو زندگیم مرد خوب و زن هیولام کم ندیدم
کتاب پر کشش و پر از هیجان بود، واقعا نمیتونستم برای لحظه ای کنار بذارمش تا تموم شدنش. پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش شماهایی که اهل ژانر جنایی و معمایی هستید. خیلی دوست داشتم جک رو وحشتناک شکنجه ی روحی بدم. ممنون از کتابراه عزیز، مانا باشید
داستانش قشنگ بود اما اتفاق خاصی نداشت خیلی راحت میشد انتهای داستان رو حدس زد تمام کتاب توضیح کارهای جک بود و آخر داستان یه جوری بود که انگار نویسنده خواسته بود زود جمع کنه تمامش رو خوش شانسی گریس گشت ولی انتهای داستان رو به خاطر کمکهای استر خیلی دوست داشتم
کتاب رو خیلی دوست داشتم خیلی کشش میداد. یه جاهایی نقدهای دوستان رو خوندم و فکر میکنم تا در اون موقعیت نباشیم نمیتونیم بگیم خودمون چکار میکنیم در کل من از داستان خانم پاریس خوشم آمد و جنایی و هیجانی دوست دارم با تشکر از کتابراه
در کل کتاب خوبیه ولی درمقایسه با کتابهای دیگهی بیای پاریس به نسبت ضعیف بود واینکه بخش تلخ و آزاردهنده کتاب کشدار و طولانی بود و بخش هیجانیش رو که منتظر بودم زودتر اتفاق بیوفته خیلی کوتاه و بی هیجان اتفاق افتاد.
من تا صفحه ۱۰۰ خوندم خیلی داستان بی منطق و غیر واقعی که در واقعیت اصلا امکان پذیر نیست. نمیدونم قراراست چه اتفاقی بیفتد فقط به دلیل اینکه بابتش هزینه کردم دارم میخونم. امیدوارم از این به بعد بهتر بشه
داستانی غیر قابل باور راجع به یک بیمار سادیسمی که همسرش رو زندانی میکنه و ارتباط او رو با کل جامعه و اطرافیانش قطع میکنه که این هم غیر قابل باور بود و فقط پایان خوبی داشت
داستان جالبی بود ولی بخش هاییش اصلا منطقی نبود و تا انتهای کتاب منتظر بودم جوابی براش پیدا کنم ولی متأسفانه این اتفاق نیفتاد.
این کتاب در مقایسه با نویسندگان هم ترازش ضعیف بود.
خیلی دوسش داشتمعاشق استر شدم عاشق خانمایی هستم که به بقیه خانما کمک میکنن واقعا قشنگ بود که قهرمانای کتاب خانمای قوی و حمایتگر و باهوش بودن خیلی کتاب خوبی بود