کتاب پنجاه سال پس از هیروشیما مجموعهای از قطعههای ادبی عاشقانه و روحنواز میکائیل قلی پور است که احساسات مختلفی چون اندوه دوری، دلتنگی، دوست داشتن و دوست داشته شدن را توصیف میکند.
در بخشی از کتاب پنجاه سال پس از هیروشیما میخوانیم:
درست آنجایی که برایم پایان یافتی، آغاز شدم؛
آغازی نو
با چشمانی باز
که انگار از قبل دنیایی را میدید پر از وهم و تخیّل کودکانه!
چشمانِ بازی که لحظهها را تازه یافت،
برایش تازگی داشت؛
نفس کشیدن بدون اضطراب تو،
راه رفتن بدون سست شدن افکار نگران تو
و مهمتر از آن
فکر کردن بدون آیندهای در کنار تو!
شاید اگر تو مانده بودی
آن تخیل بچهگانه فقط
فقط و فقط
رنگش عوض میشد
و آن کودک متوهّم، کودک میماند...
بله

















