کتاب گفتارهایی در قلمرو توسعه نوشتهی سید فاخر علوی، مبحث توسعه اقتصادی را از سه منظر فلسفی، مشارکتی و جغرافیایی مورد بررسی قرار میدهد.
کتاب گفتارهایی در قلمرو توسعه (Speeches In The Realm of Development) شامل سه مقاله در قلمرو توسعه اقتصادی از سه منظر مختلف است. مقاله "توسعه اقتصادی و ضرورت بررسی فلسفی آن" سعی میکند امر توسعه را از نظر فلسفی مورد بحث قرار دهد. مقاله "توسعه و مشارکت مردم" از رابطه توسعه و مشارکت سخن میگوید. مقاله "خاورمیانه در مسیر توسعه جمعی" که دیدگاهی جغرافیایی دارد و توسعه را در یک منطقه خاص از جهان بررسی میکند. البته توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بنا بر ماهیت خود ابعاد زیادی دارد که به برخی از آنها در متن اشاره شده است.
هدف اصلی کتاب بررسی فلسفی اقتصاد توسعه و رسیدن به مسائل آن از دیدگاه فلسفی است. چگونه میتوانیم امر توسعه را درک کنیم؟ توسعه از لحاظ ارزشی چگونه است؟ اقتصاد توسعه با چه مسائل فلسفی روبهرو میشود؟ بررسی وضعیت کشورهای درحال توسعه طی هفتاد سالی که از عمر علم اقتصاد توسعه میگذرد نشان میدهد که تنها چند کشور توانستهاند تا حدودی از مدار توسعه نیافتگی خارج شده و به محدوده کشورهای پیشرفته راه یابند.
در این کتاب تعاریف متعددی از توسعه اقتصادی نظیر "تغییرات همیشگی و خود به خودی در کشورهای در حال پیشرفت"، "فرایند بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی"، "تغییر مبانی علمی و فنی تولید از شرایطی سنتی به وضعیتی مدرن" و... وجود دارد.
برخی از اقتصاددانان اعتقاد دارند که توسعه یک واژه تاریخی و تجربی است نه یک واژه فلسفی یا اخلاقی! صاحب نظران اقتصاد توسعه باید بدانند که سیاستها و راهبردهای برنامههای توسعه از چه نظریه یا نظریههایی نشأت گرفتهاند و به چه میزان عقاید فلسفی و نظری کشور مورد نظر در تدوین برنامهها مؤثر بوده است.
در بخشی از کتاب گفتارهایی در قلمرو توسعه میخوانیم:
مسائل فلسفی علم اقتصاد به سه دسته مسائل هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی تقسیم میشود. از نظر تاریخی روش بررسی اقتصاد به سه صورت اخلاقیات فلسفی و مذهبی، سیاستهای مالی و دولتی و نظام علمی ارزیابی میشود.
از جمله مسائل مورد اختلاف اقتصاددانان مسئله منطقی و یا تجربی بودن علم اقتصاد است. حسین عظیمی معتقد است که مفاهیم مورد استفاده در علوم اجتماعی، ماهیتاً مفاهیمی تاریخی و تجربی هستند. بنابراین توسعه یک واژه تاریخی و تجربی است و نه یک واژه فلسفی یا اخلاقی.
بخش عمدهای از آشفتگی موجود در تعریف توسعه، ناشی از کوششی است که سعی میکند دو رهیافت کاملاً متفاوت شامل اول زمینه علوم تجربی و دوم محدوده فلسفه و اخلاق را در مطالعه توسعه را با هم تلفیق نماید، بنابراین درک علمی از مفهوم توسعه، باید در مطالعه از دخالت فلسفه و اخلاق در بررسی پدیده توسعه احتراز کرد.
جان راولز معتقد است که فلسفه اقتصاد توسعه باید اثبات کند توسعه مفهومی ایدههای اقتصادی به اندازه اقتصاد برای فرآیندهای توسعه مهم بوده و مفهوم توسعه اقتصادی نیازمند توسعه فلسفی مفاهیم است.
آیا کشورهای در حال توسعه از نقطه نظرات صاحب نظران کشورهای مشابه (همگن) استفاده کرده است؟ آیا اساساً امکان استفاده وجود داشته است؟ مثلاً کشورهای مشابه را میتوان بر اساس ایدئولوژی، همجواری، زبان و فرهنگ مشترک، منطقههای معین مانند کشورهای آمریکای لاتین، خاورمیانه، کشورهای استقلال یافته شوروی سابق، کشورهای جنوب آسیا، خاور دور، آفریقای مرکزی، افریقای جنوبی و... تعریف کرد؟
برخی از صاحبنظران نظیر دکتر محمد علی اسلامی ندوشن بر اتکاء به خود در توسعه تأکید نموده و هر ملت را در درون مرزهایش مسئول زندگی خود دانستهاند.
بله



















