کتاب تعارض قوانین به زبان ساده به قلم الهام شراعی، ابتدا مسئله مهم تعارض قوانین، جایگاه آن در حقوق بینالملل خصوصی و اصطلاحات این حوزه را مورد مطالعه قرار داده، سپس قلمروی آن را مشخص مینماید.
الهام شراعی در این کتاب پیدایش و تکامل تاریخی تعارض قوانین را شرح داده و پس از بررسی آن به مطالعه و تحلیل مکاتب گوناگون در حقوق بینالملل خصوصی میپردازد. فصل دوم کتاب تعارض قوانین به زبان ساده و به صورت کامل و دقیق به این بحث مهم اختصاص داده شده است.
فصل سوم به واکاوی اعمال قاعدهی ایرانی حل تعارض پرداخته و رابطه میان سیستمهای حل تعارض قوانین را مورد بررسی قرار میدهد و تعارض مفاهیم مرتبط با این بحث را تحلیل خواهد نمود. در نهایت فصل پایانی این کتاب موانع اعمال قاعده حل تعارض و موضوعات اساسی و مهم تعارض قوانین را تحلیل کرده و مسائل مهم تعارض قوانین را مورد مطالعه اجمالی قرار میدهد.
در بخشی از کتاب تعارض قوانین به زبان ساده میخوانیم:
تعارض قوانین به دو صورت تعارض در زمان و تعارض در مکان ممکن است پدیدار شود. تعارض در مکان عبارت است از اینکه راجع به یک موضوع واحد در دو یا چند کشور، در یک زمان تعارض به وجود آید. اما اختلاف موجود بین نظامهای متعدد حقوقی، ایجاد نوعی تعارض دیگر قوانین، به نام تعارض در زمان میکند، اعمال حقوقی و هم چنین وقایع حقوقی همواره آثار خود را در یک زمان ظاهر نمیکنند، بلکه ممکن است دارای آثار تدریجی باشند.
بنابراین اگر در جریان به وجود آمدن این آثار، قانون جدیدی متفاوت یا مغایر با قانون زمان حدوث عمل یا واقعهی حقوقی مطرح شود، تعارض قوانین در زمان را به وجود میآورد. به این ترتیب که هنگامی که رابطهای حقوقی واحدی در طی زمان، تحت حکومت دو قانون از دو کشور مختلف، قرار میگیرد، باید وضعیت آن رابطهی حقوقی را بررسی کنیم تا مشخص شود کدام یک از دو قانون در مرحلهی ایجاد حق حکم فرما بوده است و کدام یک از آنها بر آثار حق حاکم است.
به نظر پیه و نی بوایه؛ هرگاه حقی به موجب قانون صلاحیتدار، در کشوری ایجاد شود، این حق به عنوان یک حق مکتسبه همراه با آثار آن، باید در کشورهای دیگر شناخته شود؛ حتی اگر چنین حقی در کشور اخیر اصولاً شناخته نشده باشد. به نظر آنها قواعد حل تعارض قادر نیستند کلیهی مشکلاتی را که در حقوق بین الملل خصوصی مطرح میشوند، حل نمایند و این قواعد فقط مربوط به مرحلهی ایجاد حق میباشند و در مرحلهی تأثیر حق، نیاز به وجود قواعد دیگری است.
این دو دانشمند قواعد مربوط به مرحلهی تأثیر حق را، مبتنی بر اصل احترام به حقوق مکتسبه میدانند و میگویند این اصل باید از طرف تمام کشورها مورد قبول واقع شود. زیرا در صورتی که رابطهی حقوقی که در کشوری ایجاد شده، در کشور دیگر معتبر نباشد، هیچ گاه روابط، در سطح بینالمللی توسعه نخواهد یافت و کلیهی روابط در سطح داخلی باقی خواهند ماند.
بله
















