کتاب نقش کاربردی روابط عمومی در سازمانها نوشتهی حسن کهزادی، به تأثیر روابط عمومی در یک سازمان میپردازد و جایگاه و ویژگیهای آن را مورد بررسی قرار میدهد؛ همچنین از تفاوت میان تبلیغات و روابط عمومی سخن میگوید.
در دنیای امروز نخستین و مهمترین عنصر و اصل مورد نیاز انسان ارتباطات است. در حقیقت این دانش یکی از کلیدیترین علوم و اصلیترین عوامل پیشرفت انسان امروزی و زیربنای دیگر علوم قرن معاصر است.
روابط عمومی به نوعی هنر و علم اجتماعی است که بیرون و درون یک سازمان را به یکدیگر پیوند میدهد. وظیفه روابط عمومی ترسیم هدف و برنامهها است. روابط عمومی در نقش مشاور امین مدیر و تمامی کارمندان فعالیت میکند. بنابراین نیاز است که کارکنان و مدیر به طور کامل به او اعتماد داشته باشند.
روابط عمومی را میتوان آیینه زیباییها در نظر گرفت. یک اتاق شیشهای که از هر سوی آن همه چیز زیبا به نظر میرسد. این جایگاه نقش چشم و چراغ یک سازمان را بر عهده دارد. اوست که باید تمام چیزها را ببیند و همه چیز را زیبا جلوه دهد. او حافظ منافع سازمان و مردمی است که با آنها در ارتباط هستند.
یک سازمان را میتوان سیستمی برای پردازش اطلاعات به شمار آورد که اطلاعات مربوط به هدف را از اطراف خود دریافت کرده و آن را همانطور که برای تأثیرگذاری سازمانی لازم است پردازش میکند. بزرگترین و مهمترین سرمایه یک سازمان، داشتن اطلاعات بهموقع و موثق با توجه به اهداف و ساختار سازمانها است. در واقع حیات سازمان به داشتن یک ارتباط دو طرفه درون سازمانی و برون سازمانی، به دست آوردن اطلاعات بهروز و سودمند و انجام تبلیغات وابسته است.
از این رو که روابط عمومی یک پل ارتباطی میان سازمان و مراجعان آن محسوب میشود، در این مسیر دوسویه میتواند سیاستها، برنامهها و عملکردهای سازمان را به مراجعان از یک سمت و خواستهها، نظرات، نیازها و دیدگاههای آنها را به سازمان از سمت دیگر انتقال دهد. هر چقدر این شبکه توزیع و تقاضا، دارای برنامهریزی بیشتر و منسجمتر باشد، سازمان و مخاطبان آن با رضایت از شرایط ارتباط، در جایگاه خود ارتقا پیدا میکنند.
در ابتدای کتاب به تعریفاتی از زبان دکتر نطقی اشاره شده؛ سپس تاریخچه، مقدمه، مسئولیت مدیران و کارشناسان، جایگاه روابط عمومی، تعهد سازمانی و همچنین چگونگی آموزش کارشناسان و مدیران مورد مطالعه قرار گرفته است.
خواندن کتاب نقش کاربردی روابط عمومی در سازمانها (The practical role of public relations in organizations) به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
خواندن این کتاب به تمام کسانی که در حوزه روابط عمومی فعالیت دارند از قبیل: مدیران، کارشناسان، دانشجویان و ... توصیه میشود.
<در بخشی از کتاب نقش کاربردی روابط عمومی در سازمانها میخوانیم:
آوازهگری و تبلیغات تجاری شکل یک سویه ارتباطات هستند. در حالی که روابط عمومی آرمانی، یک ارتباط دو سویه است. یک بنگاه مطبوعاتی با استفاده از تبلیغ میکوشد تا به هر قیمت، نام مشتری در رسانهها ذکر شود. در حالی که روابط عمومی تنها به این دلیل به تبلیغ میپردازد که قصد دارد آن را در درون برنامه گسترده که اهداف سازمان و افکار عمومی را مد نظر خود قرار میدهد، بگنجاند.
در تبلیغات تجاری، پیامهای ارسالی تحت کنترل مؤسسه تبلیغاتی است، در حالی که بیشتر پیامهای روابط عمومی غیرقابل کنترل هستند، یعنی چون پیامها در اختیار رسانهها قرار میگیرد، توسط آنها دستخوش تفسیر و تغییر میشوند. یکی از تفاوتهای بسیار اساسی بین روابط عمومی و تبلیغات، وجود موازین و اخلاق حرفهای در روابط عمومی است که در واقع ضامن سلامت فعالیتهای روابط عمومی میباشد، و آن را به سطح یک فعالیت صادقانه، صریح، روشن و در خدمت مخاطب ارتقاء میدهد. در اینجا، اشاره به یک تفاوت دیگر نیز ضروری است. در تبلیغات، غرایز طبیعی مورد هدف است، در حالی که در روابط عمومی، هدف عقلانیت ارتباطی است و روابط عمومی سعی میکند ضمن گفتو گو با مخاطب، بحث استدلالی و بهرهگیری از دیدگاههای مخاطب، به اجماع و نظر مشترکی برسد. تفاوت روابط عمومی با تبلیغات را باید از نظر غایب و هدف نیز مورد توجه قرار داد. غایت فعالیتهای روابط عمومی، آگاهیبخشی به مخاطب است و مخاطب گزینشی عمل میکند و تأثیرپذیری از روابط عمومی ارادی بوده و بین روابط عمومی و مخاطب، کنش متقابل دو سویه وجود دارد، در حالیکه تبلیغات صرف در پی تحمیل عقیدهای است که مورد نظر مبلغ است.
بنابراین هرگاه مخاطب بدون اطلاع و آگاهی از غایت روابط عمومی تأثیرپذیر شود، تحت تأثیر تبلیغ قرار گرفته است. تفاوت عمده دیگر بین تبلیغات و روابط عمومی این است که روابط عمومی با مخاطب یک تعامل دموکراتیک را دنبال میکند و از زبان مخاطب سخن میگوید، در حالی که تبلیغات در پی بهرهبرداری از مخاطب برای تأمین مقاصد مبلغ است و آزادی مخاطب را مورد تهدید قرار میدهد.
بله

















