کتاب مهارتهای اندیشیدن، تفکر انتقادی و حل مسئله به قلم جان باترورث و کئوف ثوایتز در مورد تفکر آگاهانه خوب یا بد است، همچنین مهارتهایی مانند تحلیل، ارزیابی، حل مسئله و تصمیمگیری را بررسی و تحلیل میکند.
روانشناسان، متخصصان آموزشی، فیلسوفان و دیگر افراد تلاش کردهاند تا انواع تفکر را طبقهبندی یا رتبهبندی کنند. اغلب افراد معتقدند که فعالیتهایی مانند تحلیل، ارزیابی، حل مسئله و تصمیمگیری چالشهای بزرگتری نسبت به دانش یا به خاطرآوری یا درک حقایق ساده ایجاد میکنند. آنچه اولویت تفکر را مشخص میکند این است که آنها دانش را اعمال و آن را با اهداف مختلف اقتباس میکنند؛ بنابراین نیازمند ابتکار عمل و استقلال افراد متفکرند. مهارتهایی از این دست محتوای کتاب مهارتهای اندیشیدن؛ تفکر انتقادی و حل مسئله (Thinking skills : Critical thinking and problem solving) را تشکیل میدهند.
جان باترورث (John Butterworth) و کئوف ثوایتز (Geoff Thwaites) معتقدند ارزیابی کیفیت تفکر افراد، پیچیده است؛ چرا که عملکردهای ذهنی برخلاف عملکردهای فیزیکی در ذهن پنهان شدهاند. اگر دو دانشآموز پاسخ مشابهی به یک پرسش دهند، نمیتوان گفت این پاسخ چگونه به دست آمده است.
ممکن است یکی از این دو پاسخ را بداند یا با استفاده از راهحل خاصی به آن رسیده باشد یا آن را حدس بزند و دیگری با استدلال و پافشاری و تصویرسازی به آن سوال پاسخ داده باشد. این تفاوت از پاسخ ارائه شده قابل مشاهده نیست، اما دانشآموز دوم در طولانی مدت امتیازات بهتری از نفر اول کسب میکند؛ زیرا توانایی تعامل با چالشهای متفاوت را دارد. نفر اول محدود به چیزی است که از قبل میدانست و میتوانست آن را به یاد آورد یا حدس بزند.
در بخشی از کتاب مهارتهای اندیشیدن، تفکر انتقادی و حل مسئله میخوانیم:
استدلال نوعی توانایی است که با پیشرفت انسان بیشترین ارتباط را دارد. این اصطلاح اغلب به عنوان استعدادی در نظر گرفته میشود که انسان را از حیوان متمایز میکند. ولفگانگ کوهلر روانشناس نوعی میمون را مورد مطالعه قرار داد که روشهایی برای غلبه بر مسائل خود آموخته بودند؛ مثلاً با استفاده از یک تکه چوب غذای دور از دسترس خود را به دست میآوردند.
آنها این روشها را با آزمون و خطا کشف کرده و به خاطر سپرده بودند. این امر نشان دهنده هوش حیوانات و مهارت آنها است؛ اما نشانه این نیست که میمونها میتوانند «استدلال» کنند. تا جایی که میدانیم، تاکنون هیچ حیوانی نتوانسته بر مبنای حقایق قابل مشاهده نتیجهگیری کند.
هیچ یک از میمونهای کوهلر بدین شکل تفکر نکردهاند که «آن موز دور از دسترس من است؛ پس باید یک تکه چوب پیدا کنم» یا «اگر این چوب کوتاه است، باید چوب بلندتر انتخاب کنم».
از طریق فرآیند استدلال از آنچه میدانیم به دانش و درک جدیدی میرسیم. شناخت عقاید یا باورهای دیگران و استفاده از آنها برای تصمیمگیری یا قضاوت درست، معقول به نظر میرسد. یکی از اهداف اصلی این کتاب، ارتقای اعتمادبهنفس دانشجویان در استدلال است.
بله


















