کتاب رویکردهای صنعت برق ایران نوشتهی سولماز باشقره، به تحلیل و بررسی بازار این صنعت، وضعیت کنونی و روند تجدید ساختار آن در کشورهای مختلف میپردازد.
بهرهمندی از انرژی جهت توسعه اجتماعی و اقتصادی، همچنین بهبود کیفیت زندگی در تمامی کشورهای دنیا امر مهمی است. به طوری که در دنیای امروز برق به عنوان یکی از مصادیق انرژی به یک درونداد حیاتی تبدیل شده که حوزه وسیعی از فعالیتهای مرتبط با تولید، انتقال و مصرف را حمایت میکند. کنترل گازهای گلخانهای موجود در جو و انواع دیگر گازها هم نیازمند تمرکز بر کارایی تولید، انتقال، توزیع و مصرف انرژی است. امروزه تولید و توزیع برق تبدیل به یکی از بزرگترین کسب و کارهای دنیا شده که درآمد سالانهی آن تقریباً یک تریلیون دلار تخمین زده میشود.
تفکر تجدید ساختار این صنعت مطابق با روند افزایش کارایی و رقابت در دیگر صنایع، یکی از مسائلی است که امروزه تصمیمگیران و سیاستگذاران صنعت برق در کشورهای فراوانی به آن میاندیشند. به عبارت دیگر قانونزدایی و تجدید ساختار صنعت برق یکی از مهمترین موضوعات مرتبط با توسعه انرژی جهانی در قرن اخیر محسوب میشود. ضروری بودن حرکت در این مسیر به علل مختلفی مثل سرمایهبر بودن، ناکارایی اقتصادی، ساختار سنتی و انحصاری بودن آن غیرقابل انکار است.
بررسی ساختار صنعت برق در کشورهای دیگر نشان میدهد که تجدید ساختار آن در کشورهای بسیاری در حال انجام و یا در دست بررسی است. تا سال 1980 بیشتر کشورهای دنیا به انحصارات دولتی اتکا داشتند اما در اواسط دهه 1990 بیش از 30 کشور و یا نواحی مختلف در کشورهای متفاوت، سیاستهایی را برای اصلاح صنعت برق خود در پیش گرفتند. به بیان دیگر، بیشتر از دو دهه میگذرد که صنعت برق در نقاط مختلف جهان درگیر تحولات بنیادینی به شکل گذار از الگوی انحصار طبیعی و کنترل شده به سوی ساختار بازار رقابتی شده است.
در بخشی از کتاب رویکردهای صنعت برق ایران میخوانیم:
فرایند تجدیدساختار صنعت برق چین از حدود دو دههی پیش آغاز گردید و طی این فرایند، بخش برق اساساً شکل جدیدی بهخود گرفت. اگرچه جهت پیشبرد این امور، سیاستهای مهمی معرفی و پیادهسازی شد، اما همچنان چالشهای زیادی باقی است. برای مثال بازار عمدهفروشی رقابتی و دسترسی به بازار خردهفروشی هنوز در مرحلهی آزمایشی بوده و توافق کمی راجع به نحوهی اجرای اصلاحات در آنها وجود دارد. به علاوه اگرچه به صورت تئوریک گفته میشود که ایجاد بازار عمدهفروشی و دسترسی به بازار خردهفروشی، کارایی بازار را افزایش میدهد، اما تضمین وقوع چنین امری در عمل، دشوار است. از سوی دیگر در حال حاضر ایجاد یک بدنهی قانونگذاری کاملاً مستقل در صنعت برق چین غیرممکن به نظر میرسد. در مجموع، به این دلیل که چین در مراحل آغازین تجدیدساختار خود میباشد نمیتوان به صورت دقیق راجع به شکست و یا موفقیت آن سخن گفت.
در طول دههی گذشته صنعت برق ترکیه اصلاحات عمیقی را در ساختار و مالکیت خود تجربه کردهاست. با افزایش نگرانیهای عمومی راجع به میزان کارایی بخش برق، ترکیه نیز تصمیم به جایگزینی مدلهای سنتی و یکپارچهی عمودی صنعت برق با عملیات مربوط به تفکیک فعالیتها و ورود رقابت به این صنعت گرفت. بنابراین، صنعت برق در این کشور به بخشهای تولید، انتقال، توزیع و بازار خردهفروشی تقسیم گردید. درحالحاضر، کشور ترکیه برای ورود رقبا به بخشهای رقابتپذیر (تولید و خردهفروشی) و همچنین پرورش رقابت در بخشهای رقابتناپذیر برنامهریزی کردهاست. اکنون با وجود چارچوب قانونی مناسب و مطلوب در این کشور، میتوان گفت که سیاستهای دولت درمورد خصوصیسازی بخش توزیع، با ایدهآلهای آن فاصلهی بسیار دارد. در واقع دولت ترکیه بایستی به این سؤال اساسی پاسخدهد که: آیا عملیات و مدیریت صنعت برق این کشور باید در قالب یک تجارت رشد و نمو کند و یا اینکه همچنان به صورت نوعی از خدمات و تسهیلات عمومی باقی بماند؟
بله
















