کتاب روابط خارجی ایران و آمریکا در دوره اول ریاست جمهوری نیکسون (1352 - 1348 ش) نوشتهی مرتضی برشنده، به روابط سیاسی، نظامی و اقتصادی ایران و آمریکا در دوره محمدرضاشاه و نیکسون میپردازد.
یکی از دلایل اهمیت پرداختن به موضوع رابطه ایران و آمریکا، وجود روابط گسترده و نزدیک ایران در دوره محمدرضاشاه با این کشور محسوب میشود. شکلگیری نخستین روابط میان ایرانیان و آمریکاییها جنبه فرهنگی و دینی داشت، چرا که در آغاز مبلغان مذهبی از آمریکا راهی ایران شدند و فعالیتهای فرهنگی خود را در بین آسوریهای ارومیه آغاز کرده و در کنار آن به کارهای خیرخواهانهای مانند ساخت مدارس و درمانگاهها پرداختند.
این افراد تحت پوشش فعالیتهای نوعدوستانه برای تغییر آیین ایرانیها، اقدامات بیشماری را در ایران انجام میدادند. از جمله اقدام «هوارد باسکرویل» در دفاع از مشروطهخواهان تبریز و کشته شدن او به همراه آزادیخواهان و مشروطهخواهان ایرانی و همچنین حضور افرادی چون مورگان شوستر، دکتر ساموئل مارتین جردن، دکتر ژوزف. پ. کاکران و دیگران در ایران بود که فعالیتهایشان خوشنامی آمریکاییان را نزد ایرانیان به همراه داشت.
آمریکاییها از همان بدو ورود به ایران با حضور در کارهای اجتماعی و آموزشی در پی به دست آوردن محبوبیت سیاسی در بین قشر پایین جامعه ایرانی برآمدند. از سوی دیگر برای روشنفکران ایرانی که به تازگی با تاریخ تمدن غرب و شرایط سیاسی دنیا آشنا میشدند، آمریکا به علت نداشتن سابقه دخالت در امور ایران تا آن تاریخ و پنهان بودن هدفهای امپریالیستی، از جاذبه زیادی برخوردار بود. بنابراین این نیروی نوظهور در عرصه جهانی در پی ایفای نقشی ویژه در معاملات سیاسی جهان بود؛ به همین دلیل ایرانیان روشنفکر به این فکر افتادند که از این اهرم قدرت برای نجات یافتن از سلطهی انگلیس و روس استفاده کنند.
از طرف دیگر، محمدرضاشاه که در جریان جنگ جهانی دوم، شاهد از دست رفتن ارتش ایران در برابر نیروهای برتر دو ابرقدرت آن زمان انگلیس و شوروی و خلع پدرش از سلطنت بود، در پی یافتن راهحلی برای ممانعت از این اتفاق تلخ برای خود بود.
بخش اول کتاب روابط سیاسی میان ایران و آمریکا در زمان ریاستجمهوری نیکسون را بررسی میکند. در فصل اول از ایجاد قدرت در ایران و آمریکا و اثرش در گسترش روابط بین دو کشور سخن گفته شده، در فصل دوم عوامل تأثیرگذار در گسترش روابط سیاسی میان ایران و آمریکا مانند جایگاه استراتژیکی و ژئوپلتیکی، وجود منابع عظیم نفتی و خطر نفوذ کمونیسم بیان شده است. فصل سوم به موضوع به قدرت رسیدن نیکسون در ایالات متحده و شرایط ناشی از جنگ ویتنام و اقدامات او میپردازد.
بخش دوم روابط نظامی میان ایران و آمریکا و نتایج آن را بررسی میکند. فصل اول در این بخش به دلایل گسترش ارتباط نظامی میان دو کشور میپردازد و فصل دوم نیز نتایج این گسترش روابط در عرصه نظامی را ارزیابی میکند.
بخش آخر کتاب روابط اقتصادی دو کشور را بررسی میکند. فصل اول این بخش پیشینه ارتباط اقتصادی ایران و آمریکا، فصل دوم بالا رفتن قیمت نفت و پیامدهای آن و فصل پایانی بررسی سال به سال روابط اقتصادی ایران و آمریکا در زمان نیکسون را شامل میشود.
در بخشی از کتاب روابط خارجی ایران و آمریکا در دوره اول ریاست جمهوری نیکسون میخوانیم:
نیکسون برای نجات امریکا از بحرانهای داخلی و خارجی، با کمک کیسینجر معاون امنیت ملی خود سیاستهای جدیدی را پایهگذاری کرد تا شاید بتواند این کشور را از جهنم ویتنام بیرون بکشد. در سایه این سیاست، کارخانجات اسلحهسازی امریکا که سالیان سال برای جنگ با ویتنام اسلحه تولید میکردند با کمبود سفارش و در نتیجه خطر ورشکستگی مواجه میشدند. بر این اساس این شرکتها و نمایندگان طرفدار آنها فشار زیادی را بر نیکسون وارد آوردند. وی که برای اجرای این طرح با فشار صنایع اسلحهسازی و نمایندگان آنها مواجه بود، صادرات اسلحه به جهان سوم را آزاد کرد و در کنار آن به حمایت پنهانی از افزایش بهای نفت پرداخت. زیرا تنها با سرازیر کردن دلارهای نفتی به سوی کمپانیهای سازنده اسلحه، میشد از ورشکستگی این شرکتها جلوگیری کرد. در نتیجه، صنایع نظامی امریکا که با پایان یافتن جنگ ویتنام به شدت با افت سفارش از سوی پنتاگون مواجه شده بودند، از طریق سفارشهای جدید، تا حدودی احساس بهبود کردند.
محمدرضاشاه هم که منتظر چنین فرصتی بود نمایندگان خود را برای خریدهای کلان روانه شرکتهای امریکایی کرد. بنابراین کمپانیهای اسلحهسازی و پیمانکاران امریکایی هم که با استفاده از این سیاست و جاهطلبیهای شاه، بازار مناسبی برای فروش مصنوعات نظامی خود پیدا کرده بودند، به ایران هجوم آوردند.
البته این سیل صادرات اسلحه به ایران در بعضی از محافل امریکایی، با نگرانیهایی همراه شد. از جمله، در یکی از اسناد به دست آمده از سفارت امریکا در تهران، این نگرانی چنین بیان شده است که «تمایل ایران برای خریداری سلاحهای امریکایی و تمایل ایالات متحده برای اجازه دادن هر چه بیشتر این خریدها، این نتیجه عملی و انحرافی را داشته است که عامل نظامی را در روابط دوجانبه، عامل کلیدی ساخته است. در بلندمدت، شاید این امر بهترین مبنا برای یک رابطه سازنده نباشد.» از سوی دیگر در کنگره امریکا هم مخالفتهایی با فروش تجهیزات نظامی و به ویژه هواپیماهای «اف4» به ایران به عمل آمد، ولی مقامات وزارت امور خارجه امریکا با توضیحات خود درباره تحویل جنگندههای پیشرفته روسی از نوع «میگ21» به عراق و مصر و تهدیداتی که از این مسیر متوجه منافع ایران و در نهایت ایالات متحده میشد، موافقت کنگره را با ارسال این هواپیماها به ایران جلب کردند.
بله

















