کتاب قوام السلطنه در آیینه تاریخ نوشتهی فاطمه تقی زاده، ضمن بیان زندگینامه یکی از بزرگترین سیاستمداران معاصر ایران تاثیرات سیاسی او را در دوره مشروطه و اوایل دوره رضاخان به تصویر میکشد.
احمد قوام السلطنه آشتیانی یکی از سیاستمداران تاریخ معاصر ایران بود که در دوران حیاتش رویدادهای تاریخی مهمی نظیر انقلاب مشروطیت، جنگ جهانی دوم، حضور متفقین در ایران و... به وقوع پیوست، حوادثی که هر کدام به نوبه خود تاثیر بسزایی در تاریخ معاصر کشور ایران داشتهاند.
قوام السلطنه در سالهای آخر سلطنت ناصرالدین شاه شروع به کار کرد و در دوران سلطنت پنج پادشاه دیگر مصدر مقامات بزرگی گردید. او در سال 1285 که همزمان با اوج فعالیتهای سیاسی آزادی خواهان برای به دست آوردن نظام مشروطیت بود در پست منشی حضور که از نزدیکترین مشاغل به شاه و دربار شناخته میشد حضور داشت.
او با سیاست محافظه کارانه خود به جمع مشروطه خواهان پیوست و آنان را با زیرکی از اخبار درون دربار مطلع ساخت. احمد قوام کسی است که به همراه یار همیشگیاش اعلم الدوله (پزشک مخصوص دربار) توانست مظفرالدین شاه را به امضای فرمان مشروطیت ترغیب کرده و آن را با خط و انشای زیبای خود بنویسد.
آشتیانی ظرف سی و یک سال پنج بار جامه صدارت پوشید و ده کابینه معرفی کرد و یازده فرمان نخست وزیری برای او صادر شد و علاوه بر آن سه سال فرمانروای کل خراسان و سیستان بود که در تمامی این مناصب توانست با هوشمندی نسبت به اوضاع داخلی و خارجی اقدام و با شورشها و کج رویهای برخی متجاسرین مبارزه و آنها را سرکوب سازد. به همین خاطر او را میتوان ناجی بحرانها و چالشهای زمانه خود دانست.
در بخشی از کتاب قوام السلطنه در آیینه تاریخ میخوانیم:
میرزا حسن خان مستوفی الممالک در دی 1296 از طرف سلطان احمد شاه برای بار چهارم به رئیس الوزرایی انتخاب گردید. اوضاع آشفتۀ آن روز ایران که به علت جنگ جهانگیر اول و توقف قشون روس و انگلیس و عثمانی در تمام ایران و زد و خوردهای موضعی بین آنان امکان هر اصلاحی را در مملکت از دولت سلب کرده بود، مخصوصاً قحطی و نبودن قوت لایموت در سرتاسر کشور بحران بزرگی ایجاد نموده، همه روزه عدۀ زیادی از مردم از گرسنگی تلف میشدند. به سبب به هم خوردن اوضاع داخلی روسیه و انقلاب خونین آن کشور هر آن امکان حمله به سرحدات ایران میرفت، مخصوصاً خراسان از هر منطقۀ دیگری بیشتر در مسیر این بحران قرار داشت. قبل از انتخاب قوام السلطنه، کامران میرزا نایب السلطنه پسر ناصر الدین شاه و پدر بزرگ مادری احمد والی خراسان بود. او در مدت دو سال حکومت خود کمتر در خراسان دیده میشد و غالبأ در تهران به سر میبرد و همین بیتوجهی والی موجب شده بود که امنیت استان خراسان را عدۀ زیادی راهزن و غارتگر و شورشی به خطر بیندازند.
میرزا احمد خان قوام السلطنه چهل ساله بود که در دهم بهمن 1296 به فرمان مستوفی الممالک صدر اعظم، والی خراسان و سیستان شد و تا روزی که در مشهد بازداشت گردید، با جلال و اقتدار فرمان راند. انتخاب قوام به این سمت، حاصل موقعیت بحرانی خراسان و ضرورت پایان بخشیدن به اغتشاش و نا امنی و نیز ایجاد شرایطی بود که امنیت داخلی و ثبات و ایمنی مرزهای کشور با سرزمینهای بیگانه را فراهم سازد. خراسان به دور از پایتخت، زیر تیغ انقلاب نوخاستهی بلشویکی روسیه در شمال و تهدید استعمار کهن انگلستان در جنوب قرار داشت. قبایل کُرد و ترکمن نیز دست در دست اقوام دیگر، چون مانعی بر سر راه اقتدار دولت مرکزی و حکومت محلی به شمار میآمدند. دولت و حکومتی که از جلال و جبروتش در خراسان، جز مشهد که به برکت وجود آستان قدس درخششی خیره کننده داشت، نام و نشانی در میان نبود؛ نام و نشانی که آن نیز در وقف دین بود و در گرو مرحمت علما قرار داشت.
بله

















