کتاب روانشناسی خرافات نوشته علیرضا عرب بیگی و علی بیجاد، انواع خرافات و باورهایی که پایه علمی و منطقی ندارند را بررسی و تحلیل میکند.
خرافه در عصر دیروز قسمت عظیمی از اندیشهها و باورها بوده و امروزه مفهومی مجزا و منفرد است که از طریق سنت و فرهنگ از گذشتهها به ما رسیده و البته این انتقال همچنان ادامه دارد. این مفاهیم چنان با فرهنگ ما ترکیب شده که ماهیت خرافی آنها مخفی مانده است.
خرافه باور و اعتقادی غیر علمی و غیر منطقی است که در بسیاری از افراد وجود دارد. امروزه در مناطق مختلفی از کشور مشاهده میکنیم که عدهای، به درختانی متوسل میشوند و یا نزد افرادی به عنوان رمال و فالگیر میروند و بسیاری از موارد این چنین که افراد حل مشکلات و دغدغههایشان را از افراد و یا موجوداتی انتظار دارند که به هیچ عنوان پایه منطقی و علمی ندارند.
امروزه در جامعهی ما افرادی با عناوین رمال، طالعبین، فالگیر، کفبین و... کم نیستند، وجود این افراد به معنای رواج افکار خرافی در سطح جامعه است. وجود باورهایی مانند: تخم مرغ شکستن، فال نیک و فال شوم، گره زدن سبزهها جهت بخت گشایی، قفل مراد کنار قبر باز کردن و... همه معنای رسوخ و شیوع گستردهی خرافات در زندگی اجتماعی افراد جامعه دارد.
پس میتوان گفت امروزه خرافات فقط محدود به گذشتهها نمیشود، بلکه به زندگی نوین افراد هم نفوذ کرده و در بین اقشار مختلف جامعه طرفداران زیادی را دارد، در زیر نقاب به ظاهر اندیشمند و خردگرا جامعهی پیشرفتهی امروز، شور و اشتیاق فوقالعادهای نسبت به پدیدههای راز آلود غیبی موج میزند.
در بخشی از متن کتاب روانشناسی خرافات میخوانیم:
مطالعات روانشناختی خرافات نشان میدهد که معمولاً در مواقع حساس و لحظههایی که عدم اعتماد و اطمینان به آینده وجود دارد خرافات زاده میشود و رویارویی با مسائلی همچون تولد، مرگ، مرض، قحطی و فقر و حوادث طبیعی شایدهایی از این قبیل که همیشه برای بشر منبع اضطراب بودند و احساس شکست و ترس و خشم به دنبال داشتهاند و چون هیچ کدام از اینها را آدمیزاد نمیتوانسته از راه علم و منطق توجیه کند به خرافات و اعتقادات رو آورده است تا از اضطراب و تشویش درونی رها شده، تسکین خاطر پیدا کنند.
بله



























