کتاب اگر این پنجره را باز کنی، میفهمی... نوشتهی دانا محمودزاده کوهی، مجموعهای از اشعار کوتاه اجتماعی و عاشقانه است که بیانی ساده و روان دارند.
در بخشی از کتاب اگر این پنجره را باز کنی، میفهمی... میخوانیم:
زندگی شاید بوسهایست بر لب سرخ
که به دروغ مینهانندش، عشقبازان، در تاریکی
نمیدانند، آتش دل خود پناهیست بیشبهه و ترس
بر اضطراب چشمهایی بلورآگین
عشق
روزی از پس قلبی فروخفته چو خاکستر
که آتش داردش دل سرختر
خواهد رسید
در شبانگاهی پر از ابهام
به آغوشی پر از مهروارهی آبید!
در آنگاه، آسمان هم سقفی از بودن کنار توست
ای که وسعت میدهی، دل را به پروازی رها
عشق روزی فراخواهد رسید
بالهایت بکران
و نفس در نفس پنجرهها
آسمان را بگذر...
بله


















