کتاب دانهی معنی: بازخوانی داستانهای مثنوی معنوی با در هم آمیختن نظم و نثر به درک سرودههای مولانا جلال الدین محمد بلخی کمک میکند. هدف عباس به نژاد از بازنویسی داستانهای جذاب مثنوی معنوی انتقال مفاهیمی است که مولانا در این مجموعه به دنبال ارائه آن بوده است.
عباس به نژاد برای کتاب دانهی معنی، 115 داستان مثنوی را انتخاب کرده و با ترکیب نظم و نثر تلاش کرده تا به درک جدیدی از این شاهکار ادبی دست پیدا کند. داستانهای منتخب عباس به نژاد هوشمندانه هستند تا جایی که شما با مطالعهی این کتاب به راز مثنوی معنوی پی میبرید و متوجه میشوید مولانا به دنبال انتقال چه مفاهیمی بوده است.
این کتاب بر پیامهای عرفانی و اخلاقی مولانا تمرکز دارد؛ بنابراین ممکن است جلال الدین محمد بلخی (Jalal ad din Muhammad Balkhi) از یک داستان، اهداف بسیاری داشته باشد اما کتاب دانهی معنی تنها به یک نکته اصلی که جان کلام بوده، میپردازد.
درباره دیوان مثنوی معنوی:
دیوان مثنوی معنوی، شاهکار به یادماندنی مولانا (Mevlana) است که نزدیک به 26 هزار بیت دارد. این شاهکار ادبی در شش دفتر به قلم درآمده است. دیوان مثنوی معنوی، مجموعهای قطور و حجیم محسوب میشود و مطالعهی کامل آن، کار هر کسی نیست. با این اوصاف پیش از مطالعهی این دیوان نیاز به راهنمایی مناسب دارید تا با مفاهیم اصلی آن آشنا شوید و آثاری مانند دانهی معنی نیز با چنین هدفی نوشته شدهاند.
مطالعهی کتاب دانهی معنی: بازخوانی داستانهای مثنوی معنوی به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به شعر و ادبیات علاقهمندید و همچنین دوست دارید با عرفان و اندیشههای مولانا آشنا شوید، این کتاب را از دست ندهید.
در بخشی از کتاب دانهی معنی: بازخوانی داستانهای مثنوی معنوی میخوانیم:
بلال حبشی اولین اذانگوی اسلام بود. در اخبار گفتهاند که لُکنَت زبان داشت و نمیتوانست به درستی حرف شین را تلفظ کند و به جای "اَشهَدُ" میگفت "اَسهَدُ". برخی مسلمانان ظاهربین و مغرور نزد پیامبر اکرم (ص) از این ویژگی بلال شکایت کردند. پیامبر در پاسخ فرمود که سینِ بلال نزد خداوند شین است.
مولانا این داستان را با اندک تفاوتی به نظم کشیده است. به جای سین و شین، حَی علی الفلاح آورده است که بلال نمیتوانسته است "ح" را درست از مخرج ادا نماید و آن را مانند "هَی" میگفته است.
3: 172 آن بلالِ صدق در بانگ نماز
حَىّ را هَىّ همىخواند از نیاز
ظاهرِ سخن معترضان، خیرخواهی برای دین بود که نمیخواستند انحرافی پی ریزی شود:
3: 173 تا بگفتند: اى پیمبر راست نیست
این خطا اکنون که آغاز بَنیست [=بَناست]
3: 174 اى نَبىّ و اى رسول کردگار
یک موذّن کاو بود اَفصح [=فصیح تر] بیار
اما نگاه پیامبر به درون بود و نیّت ناپاکِ معترضان ظاهرگرا را میدانست:
3: 174 خشمِ پیغمبر بجوشید و بگفت
یک دو رَمزى از عنایاتِ نهفت
3: 175 کاِى خَسان [=مردم پست] نزد خدا "هَى" بلال
بهتر از صد "حى" و "خى" و قیل و قال
و هشدار میدهد که اگر شما با چسبیدن به ظاهر بخواهید، پاکان را برانید، آبرویتان را میبرم...
3: 176 وامَشورانید، تا من رازتان
وانگویم آخر و آغازتان
عطار نیشابوری نیز در تذکرۀ الاولیاء داستان مشابهی آورده و در پایان داستان چنین پند میدهد که:
«تو را سُقم [=نقص] عبارت، از صِحَّتِ نیّت باز داشت. بسی تفاوت است زبان را راست کردن تا دل.»
بله























