کتاب قصههای روزمره - جلد اول نوشتهی غلامحسین آذریمهر، متشکل از قصههای کوتاه با مضامینی عاشقانه، معمایی، جنایی و... است که پیشتر بین سالهای 1368 تا 1395 با نامهای گوناگون و به صورت مجموعههای کوچکتر به نگارش درآمدهاند.
حکایت و داستان عبارت از تصویر و بازتاب رفتار و حرکات جامعهی انسانهاست که در ضمیر شارح و نویسندهی مقال به صورت دیدهها و شنیدهها باز آفریده میشود. نامهای نول و رمان معانی دیگر آنهاست که حاصل ابداعات ناشی از انقلاب فرانسه میباشد که ابتدا در اروپا و سپس در همه جهان متداول گردیده است.
داستان کوتاه به شیوهی مدرن آن بعدها در اروپا آغاز گردید. گرچه در ایران سابقهی طولانی دارد منتها حکایات قدیم کوتاهتر بوده است. بهترین نمونهی داستانهای کوتاه پارسی همان کتاب معروف گلستان سعدی میباشد که در طول هفتصد سال متمادی بر همه پارسی زبانان شناخته شده و مورد استفادهی ایرانیان و مردم بعضی از کشورهای همجوار ایران بوده است.
نویسندهی داستان کوتاه مختار است که بخشهای متفاوت از زندگانی افراد مختلف را در یک واحد مربوط به هم وارد کند و به شیوهی مورد نظر که همان داستان کوتاه است به شما تحویل دهد. البته برداشت شما از حکایات در هر مورد امکان دارد با توجه به تفکر شخصی او متفاوت باشد.
نکتهی دیگر اینجاست که قهرمان یا نقش آفرینان داستان یا سرگذشت به هر شیوهای که مورد برداشت نویسنده باشند جلوه میکنند. چرا که قابلیت استفادهی آنها در عالم خارج از ذهن با هم فرق دارد. شکی نیست که در یک واقعه مستند نویسنده ناگزیر است که حقایق را به شیوهای که اتفاق افتاده بدون تغییر به شما ابراز کند.
در بخشی از کتاب قصههای روزمره - جلد اول میخوانیم:
کم اتفاق میافتد که یک دانشجوی دانشکده افسری و یا دانشآموز مدرسه عالی درجهداری با افسر مربوط دوست شود. رابطه این افراد شبیه رابطه معلم و شاگرد است با این تفاوت که دوران آموزش مانند مدارس محدود به چند ساعت در روز نیست که شاگرد پس از پایان ساعت تحصیل به زندگی شخصی بپردازد و از آموختن و دیدار معلم فارغ باشد. یک دانشجوی نظامی شب و روز در حال فراگیری میباشد. درست است که کلاسهای درس روزانه او چند ساعت است، ولی اوقات استراحت او هم به طور غیرمستقیم صرف یادگیری میشود. او دائماً میآموزد. اعمال و رفتار خود را با ارزشهای نظامی تطبیق میدهد.
از طرف دیگر افسر و دانشجو یک نوع رابطه آمر و مأمور، بالادست و زیردست، حاکم و محکوم، قدرتمند و فاقد قدرت در مقابل هم دارند. این ارزشهای متضاد ممکن است که در شخصیت ذاتی یک دانشجو نباشد ولی لباسی که بر تن دارد و محیطی که در آن زیست میکند شخصیت او را با ارزشهای نظامی پرورش میدهد. چه بسا افرادی که به سبب تعلیم و تربیت مناسب با روحیه نظامیگری در دوران کودکی و یا حمل قابلیتهای ارثی به ارزشهای نظامی بیشتر میچسبند. در این صورت خدمت نظام و محیط پادگانهای ارتش برای آنها کاملاً مناسب و رضایت بخش خواهد بود. شخصیت آنها پایه به پایه همگام با ترقیعات مربوطه در طول زندگی شکل میپذیرد. در هر مرحله که فرد ستاره پنج یا هشت پر درخشان فلزی را بر دوش میچسباند، وارد مرحلۀ نوینی از زندگی میگردد. شغل جدیدی به او سپرده میشود که شادی میآفریند و شخصیت فرد را بیشتر صیقل و رنگ نظامی میدهد. غالباً از میان همین افراد است که فرماندهان برجسته نظامی ساخته میشوند.
بله



















