بن بروکس در کتاب افراد دلیر، جسور و متفاوت، داستانهایی واقعی از دختران و پسران جسور و متفاوتی مانند دکتر زوس، جان بودیگا، پیتر جکسون و... را به تصویر میکشد که با وجود موانع بسیار توانستهاند بهترینِ خودشان باشند و دنیا را با تغییراتی عظیم رو به رو کنند.
بن بروکس (Ben Brooks) در کتاب افراد دلیر، جسور و متفاوت (Stories for Kids Who Dare to be Different) به جنسیت افراد اهمیتی نداده و در واقع آن را نادیده میگیرد. او داستانهای قابل تأمل و هیجانانگیزی از زندگی دختران، پسران، زنان و مردانی را روایت میکند که سختیها و موانع را پشت سر گذاشتند و تغییراتی را در دنیا ایجاد کردند تا زیستگاهی بهتر برای آیندگان بر جای بگذارند.
افرادی که شجاعت و شهامت ابراز خود واقعیشان را داشتند و با تمامی سختیهای موجود، به خواستهها و آرزوهایشان دست یافتند.
کتاب افراد دلیر، جسور و متفاوت برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به کودکان و نوجوانانی که به داستانها و خاطرات افراد موفق و مشهور علاقهمند هستند، پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب افراد دلیر، جسور و متفاوت میخوانیم:
دوازده ساله بود که در کارخانۀ بزرگ پارچهبافی شروع به کار کرد. او قرقرههای نخ را به سرعت عقب و جلو میبرد. خانوادهاش به امید یافتن زندگی بهتر تمام مایملک خود را برای مهاجرت از اسکاتلند به آمریکا فروختند. در سال 1848 درآمد هفتگی اندرو یک دلار و چهل سنت بود.
در چهاردهسالگی منشی مردی به نام توماس اسکات شد که خود او منشی شرکت راهآهن پنسیلوانیا بود. اندرو به مدرسۀ شبانه رفت و خواندن و نوشتن آموخت. فقط چند سال بعد از آن جای رئیسش را در شرکت گرفت.
سپس در اولین شرکت ساخت وسایل نقلیۀ قابلاستراحت سرمایهگذاری کرد؛ واگنهای قطاری که مسافرانش میتوانستند به راحتی در شبهای مهآلود آمریکا بخوابند. سرمایهگذاری موفقیتآمیزی بود؛ بنابراین اندرو برای یافتن مکانی بهمنظور سرمایهگذاری جدید، به اروپا رفت.
در یک سفر با فولادسازان انگلیسی آشنا شد و دریافت که زمینۀ فلزات بسیار قابل پیشرفت است، زیرا فلزات ارزان و محکم هستند. او یکراست به آمریکا بازگشت و کارخانۀ فولاد خود را راهاندازی کرد.
طولی نکشید که اندرو علاوه بر کارخانجات فولادسازی، صاحب مواد خام لازم، کشتیها و راهآهنهای حمل کننده و معادن زغالسنگ برای تهیۀ سوخت آنها شد.
اندرو پس از فروش شرکتی 475 میلیون دلار کسب کرد که به ارزش کنونی پول، معادل سیصد و ده بیلیون دلار میشود. او با داراییاش دو هزار و هشتصد کتابخانه در انگلستان و آمریکا تأسیس کرد تا به دانشآموزان، کودکان و فقرا کمک کند. این اقدام صلحآمیز برای هماهنگسازی و گفت و گوی ملتها انجام شد.
امروزه بسیاری از این کتابخانهها همچنان پابرجا هستند. اندرو در زمان مرگ فقط سی میلیون دلار دارایی داشت. او در خاطراتش نوشت: «مرگ در عین داشتن ثروت زیاد خجالتآور است». وی معتقد بود ثروتی که برای کمک به دیگران مصرف نشود، ارزشی ندارد.
بله



















