کتاب مدیریت زنجیره تامین مواد غذایی به قلم مادلین پولمن و ژائو هویی وو، روشها و شرایط کنونی حاکم بر زنجیره تأمین مواد غذایی ایالات متحده و چگونگی مدیریت آن را از ابعاد و زوایای مختلف مورد بررسی قرار میدهد.
مدیریت زنجیره تأمین مواد غذایی، مقولهای است که روز به روز بیشتر مورد توجه رسانهها، افکار عمومی و سیاستگذاران قرار میگیرد. اگرچه منافع اقتصادی حاصل از صنعت مواد غذایی از دیرباز یکی از محورهای اصلی حوزه بازرگانی و تجارت بوده است، اما امروزه افکار عمومی بیشتر در پی آن است که اطلاعاتی درباره چگونگی تأثیرگذاری فعالیتهای مرتبط با مواد غذایی بر جامعه و محیط زیست و نیز چگونگی مدیریت کردن دغدغههای عدیده ناشی از امنیت و ایمنی مواد غذایی را به دست آورد.
از این رو، صاحبان و مدیران کسب و کارهای مرتبط با مواد غذایی بایستی امروزه اهتمام بیشتری نسبت به تأمین خواستههای اجتماعی، زیست محیطی و امنیتی گروههای متعدد ذینفع و نیز مسائل مربوطه، به خرج دهند. این در حالی است که سوددهی نسبتاً پایین و ماهیت رقابتآمیز حاکم بر صنعت مواد غذایی، شدت این چالش را افزایش میدهد.
یکی از مهمترین الزامات در زنجیره تأمین مواد غذایی، کارکرد شایسته و بهرهبرداری مناسب از منابع طبیعی متعدد است. به جز صنعت انرژی، هیچ صنعت دیگری وجود ندارد که به اندازه صنعت مواد غذایی، با سیل تقاضا از سوی جمعیت روزافزون جهان روبه رو باشد.
هدف مادلین پولمن (Madeleine Pullman) ژائو هویی وو (Wu Zhaohui) از نگارش کتاب مدیریت زنجیره تأمین مواد غذایی (Food supply chain management) آن است که مدیران و سیاستگذاران کنونی و آینده، درک و شناخت بیشتری نسبت به نظام، ساختار، نهادها و نیز نیروهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی فعال در هر یک از بخشهای ذیربط در این حوزه را به دست آورند.
آنها در تلاشند تا با هدف نگرشی همه جانبه به ابعاد و زوایای مختلف هر موضوع، نمونههایی بارز از شرکتها و بنگاههایی را معرفی کنند که سعی داشتهاند به منظور ایجاد توازن و تعادل بین حاصل کار و نیازهای اجتماعی، پا را از زاویه دید صرفاً اقتصادی فراتر بگذارند.
در بخشی از کتاب مدیریت زنجیره تأمین مواد غذایی میخوانیم:
حامیان الگوی کشاورزی صنعتی مدعیاند که رویکرد کشاورزی پایدار، توانایی پاسخگویی به نیازهای روزافزون مواد غذایی در جهان را نداشته و کارایی آن فقط در صورتی است که الگوهای خورد و خوراک و میزان مصرف مواد غذایی به همین شکل و اندازه کنونی باشد. گروهی دیگر، اما، بر این باورند که کاهش اختیاری مصرف [مواد غذایی]، این امکان را به الگوی کشاورزی پایدار میدهد که به اندازه کافی، نیازهای مردم جهان به مواد غذایی را برآورده سازد.
بارزترین راه برای کاهش اختیاری مصرف، آن است که خود مردم، میزان مصرف محصولات غذایی کم بازدهی مانند مواد غذایی لبنی و گوشتی فراوری شده را کاهش دهند. فراوردههای دامی مشخصاً در بخش انتهایی طیفی از یک زنجیره خوراکی طولانی قرار دارند که هرکدام از مراحل آن نیاز به دروندادهای متعددی دارد که باعث میشوند نسبت تبدیل درونداد فراوردههای دامی به انرژی، افزایش پیدا کند.
در مقابل، آن دسته از محصولات غذایی مانند غلات و سبزیجات که دارای زنجیره خوراکی کوتاهی هستند، درونداد به مراتب کمتری برای تبدیل شدن به انرژی نیاز دارند که باعث پایدارتر بودن آنها میشود. کاهش اختیاری مصرف مواد غذایی میتواند برای مقابله با اپیدمی چاقی در ایالات متحده و در هر جامعه دیگری که با این اپیدمی روبهرو است مؤثر باشد.
در نوشتار حاضر، هر دو نوع رویکرد کشاورزی صنعتی و پایدار در جریان بحث پیرامون زنجیره تأمین مواد غذایی مورد اشاره و بررسی قرار میگیرند؛ زیرا هر دو در جهان امروز ما که جمعیت آن روز به روز بیشتر میشود، اهمیت و جایگاه ویژهای دارند. این کتاب در روند بررسی و ارائه این دیدگاهها میکوشد به مصرفکنندگان کمک کند تا درک و شناخت هرچه بیشتری از تأثیرات زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی نوع غذایی که برای خوردن انتخاب میکنند، به دست آورند تا بتوانند آگاهانه در مورد نوع خورد و خوراک خود تصمیمگیری کنند.
بله


















