عنوان کتاب جذبم کرد، ولی قسمت معرفی رو خوندم کلا منصرف شدم. من خودم بارها از اعتماد به دوستان، اشنایان، اطرافیان، خانواده ضربه خوردم و خیلیها از اعتمادم برای سواستفاده و نفع شخصیشون استفاده کردن مثل انگلی که از بیمار تغذیه میکنه، تصمیم گرفتم به آدمها سخت تر اعتماد کنم یا اصلا اعتماد نکنم. اعتماد دروازه ایه که هر دزدی بیاد و همه چیزت رو به تاراج ببره. به خودمون اعتماد کنیم خوبه ولی با اون بخش که میگه بحران اعتماد بخاطر این نیس که آدما به فکر خودشون هستن، مخالفم.
کتاب بسیار خوب و کاربردی هست. مخصوصا برگههای کاری که داره آدم رو وادار میکنه که از بالاترین سطح به درونیترین سطح افکار و وجودش رو روی کاغذ بیاره و بخونه و بهشون آگاه بشه. من توی شرایط بدی از زندگیم با این کتاب آشنا شدم و الان از خوندنش دارم لذت میبرم و کمک میگیرم.
هنوز کتاب رو تموم نکردم. با اینکه خیلی خوب تو صیح میده موارد رو ولی نمیدونم چرا فهمش برام سخت بود و بعضی جاها رو متوجه نمیشدم. شاید باید دوباره بخونم ولی در کل موضوع یکپارچگی چیزیه که خیلی وقته ذهنم رو درگیر کرده
کتابش خیلی خوبه و من برای سومین مرتبه است که میخوام این کتاب رو بخونم واقعا این کتاب میتونه نوع انتخابها و تاوان هر انتخاب رو به درستی برامون معنا کنه. بی نظیره