کتاب پرترههای گرافیکی به قلم پدرام حکیم زاده، همراه با 150 تصویر به طراحی و نمادشناسی چهره انسان پرداخته و اجزاء مختلف آن را شرح میدهد.
در بخشی از کتاب پرترههای گرافیکی میخوانیم:
واژۀ زلف که زبانزد اکثر شعرای فارسی زبان است، به صورت یک استعاره و تمثیل به کار رفته است. نزد عرفا رمز عالم کثرت و ممکنات است. صفت درازی برای زلف به عدم انحصار موجودات و کثرت تعیّنات اشاره دارد. گفته شده که زلف پردۀ روی محبوب است. زلف پرچین و شکن است و هر حلقۀ آن مثل دام برای عاشق تلقّی شده است. همچنین رمز عالم کثرت و ممکنات است. نزد شیخ محمد لاهیجی به تجلّی جلالی اشاره دارد.
صفت درازی برای زلف اشاره به عدم انحصار موجودات و کثرت تعیّنات است. زلف پردۀ محبوب است؛ در نقاب زلف است که صورت یار پنهان میشود. زلف پر چین و شکن است و هر حلقۀ آن مثل دام، هر یک از تعیّنات عالم کثرت نیز به منزلۀ حلقههای دام است که تقیّد به احکام آنها مانع رسیدن مُحب به محبوب میشود.
زلف گاهی از غایت بیقراری و عدم سکون از چهرهی معشوق کنار میرود و صبح رخسار معشوق ظاهر میشود و گاهی چهرۀ معشوق را به کلّی میپوشاند و جز ظلمت زلف نمیماند. تعیّنات و کثرات نیز گاهی از وجه وحدت دور میشود و صبح وحدت ظاهر میگردد و گاهی وجه وحدت را مستور میسازد و شام میکند و غیر از ظلمت کثرت نمیماند.
و این هر دو معنی نسبت با سالک است که گاهی نور وحدت بر دلش تابان میشود و در همۀ مظاهر، حق را ظاهر میبیند و گاهی احکام کثرت به نوعی غالب میگردد که اصلاً نمیگذارد که مشاهدۀ نور توحید نماید. از عناصر زیبا شناسانۀ روی معشوق است که خیال شاعر را برانگیخته و تشبیهات بسیاری بر آن مترتب نموده است.
بله





















