هرمز مهرانی و رضا گلنان در کتاب استراتژیهای نوآوری محصول و فرآیند، به مدیریت و بازاریابی فراوردههای جدید، مدیریت تولید و نوآوری و برنامهریزی راهبردی میپردازند.
نوآوری عنوان یک مفهوم چندبُعدی است که شامل انواع مختلفی میشود. نوآوری در محصول به صورت توسعه یا استفاده از اجزا، ویژگیها و فناوریهای جدید جهت تولید محصولات جدید تعریف میشود. نوآوری محصول توجه بسیار قابل ملاحظهای را در منابع علمی به خود جلب کرده است و مطالعات، تأثیر مستقیم آن بر روی عملکرد تجاری شرکت را نشان دادهاند. نوآوری در فرآیند به صورت بهبود فناوریها و فرایندهای تولید که برای تولید یک محصول مورد نیاز هستند، تعریف میشود.
چون نوآوری در فرآیند معمولاً در داخل عملیات داخلی یک شرکت اتفاق میافتد، در مقایسه با نوآوری در محصول، دانش اندکی درباره نوآوری در فرآیند، سوابق و پیامدهای آن وجود دارد. علیرغم این حقیقت که هم نوآوری در محصول و هم نوآوری در فرآیند تأثیر مثبتی بر عملکرد کسب و کار دارند، درک شرایط و ویژگیهای بیرونی بازار که تحت آن، این دو شکل مختلف نوآوری، سودمندی بیشتر یا کمتری دارند، محدود است.
با اینکه مطالعات درباره نوآوری، مفید بودن نوآوری به عنوان یک استراتژی رقابتی را نشان دادهاند، اما این مطالعات همچنین نشان میدهند که میزان مفید بودن توسط شرایط محیطی که در آن، شرکت کار و رقابت میکند، تحت تأثیر قرار میگیرد. این امر میتواند دلیلی برای این موضوع باشد که چرا استراتژیهایی که برای بهبود عملکرد در محیطهای مشخص، سودمند هستند، نمیتوانند در سایر محیطها سودمند باشند. در نتیجه، مدیران باید به دنبال برقراری تناسب بین استراتژیهای نوآوری شرکت و شرایط محیطی آن باشند، چراکه محیط بیرونی میتواند واسطهای برای رابطه بین استراتژیهای نوآوری شرکت و عملکرد آنها باشد.
به عبارت دیگر، عملکرد تولید شده توسط نوآوری، نتیجهای از تعامل بین محیط کسب و کار و قابلیتهای نوآوری شرکت است. با این حال، هنوز هم مطالعات زیادی روی بررسی تأثیر واسطهای محیط کسب و کار روی اثر استراتژیهای نوآوری بر روی عملکرد شرکت، تمرکز نکردهاند.
در بخشی از کتاب استراتژی نوآوری محصول و فرآیند میخوانیم:
فرآیند نوآوری محصول را میتوان به عنوان یک فرآیند تغییر شکل اطلاعات توضیح داد که در اینجا اطلاعات جمعآوری، پردازش و در یک شیوه خلاقه ارسال میشوند. اطلاعات و دانش زیادی برای تلفیق نیازمندیها، ایدهها، مشکلات و تغییرات طراحی مشتری موردنیاز طراحان و سازندگان میباشند. علاوه بر آن، مدیریت موثر و کارامد پروژههای متعدد مستلزم تلفیق و ادغام اطلاعات میباشد. اطلاعات صحیح باید در مکان صحیح، در زمان صحیح و به شکل صحیح قرار گیرد. بدون دستیابی به اطلاعات صحیح و به روز، اشتباهات یا قضاوتهای نادرست در بسیاری از جنبههای طراحی، ساخت و هماهنگی پروژه رخ خواهد داد.
علاوه بر آن، نه تنها آنها دائما به دست میآیند، ساخته میشوند و پردازش میکردند، بلکه دانش و اطلاعات را نیز باید از یک فعالیت به فعالیت دیگر و میان کارگزاران مربوطه و دخیل در فرآیند نوآوری محصول ارسال کرد. پس مشارکت گذاشتن دانش یک کار حیاتی و لازم و ضروری برای مدیریت نوآوری محصول میباشد. ارتباط همیشگی باعث افزایش یافتن میزان اطلاعات و دانش به مشارکت گذاشته شده میشود. در این دیدگاه، ارتباط و همکاری بیشتر به اطلاعات و دانش بیشتر میانجامد.
محصولاتی که برای عموم تازگی دارند و بر اساس فناوریهای نوآورانه باشند، مشخصهها و مزایایی را ارائه میدهند که در بازارهای کنونی و از طریق محصولات جاری موجود نیستند. محصولات جدید تغییرات جهشی را به فناوریها و به روش تحویل محصولات به بازارها اعمال مینمایند.
بله



















