کتاب رابطه ایران و روسیه و تاثیر آن بر صلح خاورمیانه نوشته حسنعلی شوقی، به روابط سیاسی - اقتصادی میان این دو کشور و تأثیراتی که در منطقه خاورمیانه دارند، میپردازد.
با توجه به شرایط خاص و استراتژیک منطقه خاورمیانه و وجود مناطق ژئوپولیتیکی مانند خلیج فارس و تنگهی هرمز و وجود کشورهای پرحاشیه و نسبتاً مهمی در این منطقه باید همواره به این منطقه توجه خاص داشت.
همانطور که در طول تاریخ همواره ابرقدرتهای جهانی در دورههای مختلف زمانی به دنبال ایجاد نفوذ روزافزون خود در این منطقه بودهاند و طبق نظر بسیاری از اندیشمندان و نظریهپردازان که یکی از مهمترین آنها نظریه هارتلند است و تکیه بر مسئلهی قطب انرژی جهان بودن منطقه خاورمیانه دارد، باعث شده که این منطقه همیشه درگیر تنش و درگیرهای منطقهای و بعضاً درگیری با قدرتهای فرامنطقهای باشد و این محدوده تبدیل به عاملی برای مسابقه و ایجاد کنندهی چالش برای ابرقدرتها بوده است.
از همین لحاظ بحث امنیت و عوامل تأثیرگذار بر ایجاد و یا برهم زنندهی آن بسیار موضوع مهمی است که باید به آنها توجه داشت. چرا که در بعضی از مواقع بیش از کشورهای منطقه، کشورها و قدرتهای فرامنطقهای بر امنیت این منطقه استراتژیک تأثیر داشتهاند به این دلیل که هم امنیت این منطقه برای آنان حائز اهمیت است و همچنین عدم امنیت در بعضی مواقع زمینهساز ایجاد منافعی برای آنان بوده است.
در این میان نباید از تأثیرات دو قدرت بزرگ جهانی، یعنی ایالات متحده آمریکا و روسیه غافل ماند، زیرا ایالات متحده به دلیل وجود منافعش در منطقهی خاورمیانه همواره به دنبال ایجاد نفوذ و تأثیرگذاری در منطقه بوده است و هم روسیه که از نظر بعد مسافت نسبت به ایالات متحده به منطقه نزدیکتر است، با توجه به سیاست خارجی خود از دیرباز به دنبال ایجاد منطقهای امن و قابل بهرهبرداری در سرحدات جنوبی خود در واقع همان منطقهی خاورمیانه است. در این کتاب سعی شده که با اشارهای مختصر به خود منطقه خاورمیانه به بیان تعریف مفاهیمی در زمینه آن و سپس به عوامل تشدید کنندهی بر هم خوردن امنیت در منطقه خاورمیانه پرداخته شود و در ادامه نیز بر تأثیری که روسیه به عنوان یک ابرقدرت جهانی بر امنیت خاورمیانه و کشورهای این محدوده میتواند داشته باشد و درنهایت ایجاد صلح در خاورمیانه و فروکش کردن آتش جنگ و خونریزی در این منطقه بپردازد. بر این اساس در این کتاب تلاش شده تا به این سؤال پاسخ داده شود که روابط ایران و روسیه چه تأثیری بر صلح خاورمیانه دارد؟
در بخشی از کتاب رابطه ایران و روسیه و تاثیر آن بر صلح خاورمیانه میخوانیم:
تهدید سیاسی متوجه ثبات سازمانی دولت است. هدف از تهدید ممکن است از فشار بر حکومت در مورد سیاست خاصی گرفته تا واژگونی حکومت، جداییطلبی و برهم زدن بافت سیاسی دولت برای تضعیف آن پیش از تهاجم نظامی، متفاوت باش. ایدۀ دولت، بخصوص هویت ملی و ایدئولوژی سازمان دهنده و نهادهایی که نمود آن هستند، اهداف عادی تهدید سیاسی به شمار میروند. چون دولت اصولاً موجودیتی سیاسی است، تهدید سیاسی امکان دارد به همان اندازه تهدید نظامی هراسانگیز باشد. این امر بخصوص در مواردی که دولت ضعیف است صدق میکند، اما حتی در مواردی که دولت قوی و قدرتمند است، تهدیدات سیاسی میتواند منبع نگرانی باشند. فرانسه و ایتالیا در اولین سالهای پس از جنگ از لحاظ ملی قوی بودند، ولی از بابت ایدئولوژی سازماندهنده خود حالت متفرقی داشتند. حتی ایالت متحده از نفوذ کمونیستها در حیات سیاسی خود میترسید. در هر دو مورد، هراس از این بود که امکان دارد مداخله موفق سیاسی موجب تحول سیاسی مهمی در صفبندیها و اتحادیههای خارجی شود.
بین ایدئولوژیها، بسیار پیچیده است. این امر، تعریف دقیق تهدید جدی سیاسی در سطحی که شایسته عنوان امنیت ملی باشد را با مشکل مواجه میسازد. به عبارتی، صرف وجود دولتی که طرفدار ایدئولوژی مخالف است از دیدگاه اصل مرسوم به سیب گندهای در سبد، خود یک تهدید تلقی میشود. با این حال، جدی گرفتن این حرف مستلزم لشکرکشی نظامی پایانناپذیر و احتمالاً غیرممکنی است که هزینههایش خیلی بیشتر از ارزش اهداف آن است. تهدیدات هویت ملی، واضحتر است. این نوع تهدید شامل تلاش برای گسترش جدایی مدیریت فرهنگی و قومی بین گروهها در کشور هدف است. هدف این کار ممکن است افزایش مشکلات حکومت در کشور همسایه غیردوست، مثل کارهای آفریقای جنوبی در انگولا و موزامبیک، یا تشویق جداییطلبان مثل روابط بین سودان و اتیوپی یا آماده کردن زمینه انضمام دولت همسایه در مقام پیگیری سیاست یکپارچهسازی اجرای یک ملت باشد، مثل کاری که هیتلر میخواست در دهه 1930 انجام دهد.
بله

















