کتاب حافظیه عصر پنجشنبه نوشتهی مسیح اله فرامرزی روایتی است تلخ از عشقی که فراز و نشیبهای بسیاری را متحمل میشود.
مسیح اله فرامرزی متولد 1339 در استان بوشهر است. از دیگر آثار او میتوان به خال هندو، تنظیم دیوان حافظ جهت مشاعره و... اشاره کرد.
در بخشی از کتاب حافظیه عصر پنجشنبه میخوانیم:
علاقهمند شدنم به امور روحی روانی، با کلاسهای تندخوانی شروع شد. سال 73 بود. از سرعت مطالعهام راضی نبودم. دنبال استفادهی حداکثری از وقتم بودم. آگهی یکی از کلاسهای تند خوانی را دیده بودم. تازه مغازه را راه انداخته بودم. دست تنها بودم. گرچه مشتری چندانی هم نداشتم. بخصوص صبحها. تنها وقت خالی شان 10 تا 12 بود. بد نبود. ثبتنام کردم. هر دوره چهار هفته بود. هفتهای سه جلسه. استاد جوانی، شریفی نام بود. از تواناییهای ذهن میگفت که برایم تازگی داشت. تمرینهایی هم جهت تقویتحافظه داشتیم. آخر دوره هم آنتونی رابینز را معرفی کرد.
تا همین چندی پیش این چیزها را به سخره میگرفتم. کما اینکه هیچ وقت آیین دوستیابی کارنگی را نخواندم. دلیلش هم ذهنیتی بود که دبیر ادبیات سال سوم که خیلی هم دوستش داشتم در من ایجاد کرده بود.
“ فقر بیداد میکنه، اون وقت این آقا آیین دوستیابی مینویسه. بعضیها میگن هر کتابی به یک بارخواندن میارزد، اما این قدر کتاب خوب هست واین قدر فرصت انسان کوتاه، که بعضی کتابها به یک بار نگاه کردن هم نمیارزد!
و بعدها هم چند صباحی طبقهی کارگر ذهنم را مشغول کرده بود و ماوراءطبیعه در زندگی من جایی نداشت. کلاسهای تندخوانی سبب شد چشمهایم را بشویم و جور دیگری نگاه کنم.
بله

















