کتاب ده نماد صد نشان 4: حشرات نوشته پدرام حکیمزاده و حیدر شجاعی، جلد چهارم از مجموعه ده نماد صد نشان است که در آن به نمادشناسی و جنبههای سمبولیک حشرات پرداخته شده.
این کتاب با معرفی ابعاد مختلف هر نماد و انتخاب بهترین لوگوها، از میان لوگوهای بسیاری که در دنیا طراحی شده، به طراحان در دستیابی به هدفشان کمک میکند. طراحان میبایست ابعاد مختلف سمبلیک نمادها را مورد بررسی و مطالعه قرار دهند تا طراحی آرم یا لوگوی حرفهایتری داشته باشند.
«سطح» در این نوع طراحیها از اهمیت بسیاری برخوردار است. لوگوهای موفق جهان معمولاً با یکی از سه سطح اصلی یعنی دایره، مربع و یا مثلث ساخته شدهاند. برای طراحی لوگوهای حیوانی، از شکل کلی آن حیوان و یا از بخشی از آن که معمولاً سر آن است استفاده میشود. حیوان میتواند از رو به رو، سه رخ و یا نیمرخ طراحی شود که هر یک معنای متفاوتی دارند.
شکلی که دو بُعد دارد، سطح نامیده میشود. همچنین روی اجسام را نیز سطح میگویند. در طبیعت و در اطراف ما سطوح با اشکال متنوع و حالتهای مختلفی وجود دارند. سطح چیزها در طبیعت گاهی به صورت هموار و گاه ناهموار و دارای بافتها و نقشهای گوناگونی است. همه سطحها از سه شکل هندسی دایره، مربع، مثلث یا ترکیبی از آنها به وجود میآیند.
در بخشی از کتاب ده نماد، صد نشان 4: حشرات میخوانیم:
لویس هاین، عکاس بزرگ مستند که اغلب از واژهها در عکسهای خود بهره میگیرند، میگوید: اگر میتوانستم داستان را با واژهها بیان کنم، نیازی به حمل دوربین نداشتم» همواره این پرسش مطرح است که واژهها و تصاویر، مقولات متفاوتی هستند. اما هر یک از این مقولات، زبانی دارند که برخی در تفسیر آن نسبت به دیگران موفقترند. هلموت گرن شیم، مورخ عکاسی مینویسد: «عکاسی تنها زبانی است که در همه مناطق جهان درک میشود و میان همه ملل و فرهنگها ارتباط برقرار میسازد». از سوی دیگر، نظریهپرداز عکاسی، جان برجر، عنوان میدارد که «عکسها بدون زبان خاص خود، اطلاعات را در اختیار افراد قرار میدهند. عکسها به جای ترجمه واقعیت، آن را بیان میدارند».
سول ورث، کارشناس ارتباط تصویری، درباره سازشی میان دو جناح مینویسد: «تصاویر زبانی شفاهی ندارند. تصاویر، از واژگان و نحو به شکلی که مدنظر دستوریون است، برخوردار نیستند. با این حال، تصاویر دارای فرم، ساختار قاعده و قانون هستند». رویکرد نشانهشناختی به ارتباط تصویری، بر این ایده تأکید میورزد که تصاویر مجموعهای از علایم هستند که به شیوهای خاص، از سوی بیننده با یکدیگر ارتباط یافتهاند. پژوهش در مورد نشانهشناسی که به صورتی دقیق از سوی موریس انجام یافته، به سه بخش تقسیم میشود: کاربردشناسی، معناشناسی و نحو. کاربردشناسی، مطالعه ریشه، کاربردهای مشترک و تأثیرهای ارتباطی علایم است. معنیشناسی، حوزهای از نشانهشناسی است که در آن، پژوهشگران میکوشند تا اهمیت علایم در فرهنگهای گوناگون را تعیین کنند. نحو، مطالعه شیوههای ترکیب علایم با یکدیگر، به منظور ایجاد پیامهای پیچیده است.
بله




















