کتاب علم کلام و مباحث کلامی نوشته آیدا چهرقانی، کلام اشعری، معتزله و شیعه امامیه را مورد بررسی و درباره فرقه اسماعیلیه، زیدیه و اصحاب حدیث نکتههای مهم و مفیدی را در اختیار شما قرار میدهد.
علم کلام، علمی است که در آن از ذات و صفات و افعال خدای تعالی، حدوث و قدم، احوال ممکنات از مبدأ و معاد، جبر و تفویض، نبوت و امامت با اقامه ادله منطقی و فلسفی بحث میشود.
علم کلام اسلامی، درباره اصول دین اسلام بحث میکند به این نحو که چه چیز از اصول دین است، چگونه و با چه دلیل اثبات میشود و جواب شکوک و شبهاتی که در مورد آن وارد میشود، چیست. همچنین درباره اعتقادات اسلامی به شیوه عقلی - نقلی بحث میکند و هدف اصلی آن استنباط عقاید اسلامی و دفاع از این عقاید است و از همینجاست که استدلال عقلی - نقلی نقش اصلی را در آن ایفا میکند بنابراین غایت علم کلام استنباط عقاید اسلامی و دفاع از آنهاست و موضوع آن، اعتقادات دینی است.
در بخشی از کتاب علم کلام و مباحث کلامی (theology and theological topics) میخوانیم:
اشاعره همان «صفاتیه» هستند، و صفاتیه همان سلفیهای اسلامند، که صفات علم و قدرت و اراده و سمع و بصر و کلام را برای خداوند ازلی دانستهاند، و چون معتزله نفی صفات کردند سلفیها را «صفاتیه» خواندند. اشاعره میگفتند که خداوند قادر به قدرت، و عالم به علم وحی و زنده به حیات و دیگر از صفات است، و این معانی قدیم است، که زائد بر ذات اوست، و قائم به آن میباشد؛ اشاعره گویند: در عقل چیزی که دلالت بر حسن و قبح اشیاء داشته باشد وجود ندارد، بلکه آنچه را که شرع نیکو داند حسن و نیکو، و آنچه را که شرع زشت شمارد، قبیح و زشت است، بنابراین تعیین حسن و قبح در اشیاء با شرع است نه با عقل.
اشاعره گویند: اختیار اصلح در مورد بندگان بر خداوند واجب نیست، و اگر چنان میبود هرگز کافر و فقیری در این جهان و آن جهان نمیآفرید، و همه کار از زشت و زیبا و خیر و شر و کفر و ایمان، به اراده خداوند است. «جهمیه» یعنی پیروان جهم بن صفوان، که جبری مطلق بودند، اصلاً برای انسان اختیاری قایل نبودند. امّا جبریه میانهرو که اشاعره باشند، به نوعی اختیار به نام «کسب» قائلند و گویند اگر آدمی اراده بر کردن کاری کند، خداوند آن فعل را برای او خلق میکند، یعنی خداوند افعال را خلق کرده و آدمی آن را کسب میکند. اشعری اراده حق را علت «قریبه» فعل، و اراده عبد را علت «بعیده» آن شمرده است. برخلاف «معتزله» که قایل به «اختیارند» و اراده عبد را علت «قریبه» دانستهاند و قایل به «تفویض» شدهاند.
بله












