کتاب دختران رودخانه و درخت مجموعهای از سرودههای شهرام مقدسی در قالب شعر نو است که تم و محتوایی عاشقانه دارند.
در بخشی از کتاب دختران رودخانه و درخت میخوانیم:
مرا جا گذاشتی
با قلبم تمام راه را با تو بودم
جهان کوچه کوچکی بود
و تو تنها عابر آن
تنها عابری که تب پروانهها را
پای هر درخت روشن میکرد
در انتهای کوچه
رودخانهای سبزست
صدای آب میآید
و موج عطری که از تنت برمیخیزد
صیادان جهان را گیج کرده است
رهگذران رفته زیادند
جهان کوچه باغ کوچکیست
و پروانهها
پیامبران کوچک زیبایی
بله
















