زهرا بانو عزیز رمانتان بسیار زیبا و جالب بود در عین حالی که اجتماعی بود اما احساساتی هم بود اینکه یک دختر خود ساخته پر رنگ چگونه احساساتی برای آینده اش تصمیم گرفت و چگونه راضی شد بخاطر یک نفر از همه خانواده خود بگذرد و اما این که آیا قبول دارید که انسان در حین خوشبختی خوشحالی هیچوقت از درجه عقلی بزرگ نمیشود و نمتواند درست فکر کند بلکه در سختی و غم و غصه هست که انسان به درجه عقلی می رسد و الهه در مرحله گرفتاری و سختی بیش از اندازه بود که از نظر عقلی بزرگ شد و توانست درست فکر کند همچنان یزدان در تنهایی و سختی بود که پی به اشتباه خود برد و هر دو توانستند که به یک زندگی خوب برسند زهرا بانو خسته نباشی به امید موفقیت های بیشتر و بهتر ممنون
کتاب بسیار زیبا و خواندنی بود با فراز و نشیبهایی که در زندگی وجود داره به بهترین صورت به تصویر کشیدند و اینکه چقدر سخت ولی شدنی قهرمان داستان به یک زندگی خوب و ایده آل رسیدند و اینکه دخالت مادر شوهر چقدر میتونه مخرب باشه و اینجا درایت مرد رو میطلبه وخیلی موضوعات جالب دیگر که قلم توانای نویسنده پیش روی خواننده باز کرده و خلاصه اینکه پیشنهاد میکنم حتما بخونید و سرسختی و مبارزه یک زن رو که میخواست از زندگی خودش و دخترش دفاع کند و در واقع فداکاری مادر و گذشت از خود را برای مراقبت از فرزندش را ببینیدممنون از نویسنده محترم
سلام
تا اواسط کتاب، داستان و حتی نگارش کتاب خیلی سرد و بی روح بود تا جایی ک گاهی از خوندنش منصرف میشدم ولی به مرور کتاب روال نسبتاً جذابی ب خودش گرفت و هر لحظه منتظر ادامه داستان و تصمیمات الهه بودم. ب هرحال بد نبود. ن اونقدر گیرا و جذاب که همهی وقتمو براش بذارم و نه آبکی بی محتوا ک کلا بیخیالش بشم.
کتابی که مطابق با حقایق گذشته ایران بود. که پدرها متعصب، طلاق واژهای منفور و سنگین و ترک خانه همسر کاری بسیار عجیب و غیرقابل قبول. قلم نویسنده جذاب و گیراست. طوری که نمیشه کتابو زمین گذاشت. داستانش شباهت زیادی به کتاب بامداد خمار داره. نیم ساعت آخر کتاب رو من با هق هق گریه میخواندم. واقعا زیبا بود و آموزنده.
سلام...
ما زنها ظاهری بسیار خروشان و مغرور داریم ولی درباطن بسیار شکننده وضعیف هستیم...
داستان این کتاب به من درسهای زیادی آموخت که قطعأدر زندگیام بکارخواهم برد، بسیارمفید بود، حتما پیشنهاد میکنم بخونید، ممنون از اپلیکیشن کتابراه
سلام خیلی داستان سیاهی بود خوب نوشته شده بود
ولی الهه خیلی کتک بد جوری میخورد ادم اون طوری زنده نمونه بعد. شوهرش هم تحصیل کرده بود استاد دانشگاه همچین حرکاتی خیلی عجیب بود روانی بود
اخرش همهی دفعه خوب میشن 😱😱😱
اینک شخصیت اول داستان یکدفعه دل و جرات پیدا میکند بنظرم خیلی غیر واقعیست و همینطور در رفتار پدر شخصیت اول داستان بیش از حد اغراق شده اما در مجموع ارزش یکبار خواندن را دارد