کتاب من متولد حضور توام مجموعهای از اشعار و نامههای عاشقانه نوشتهی نرگس شریفاتی است که واژه به واژه آن به عمق جان نفوذ میکند، انگار که شاعر حرفهای ناگفته دلتان را بازگو کرده است.
نرگس شریفاتی در مقدمه کتاب بیان میکند:
قصدم تنها و تنها زنده نگه داشتن عشق و دوستی است... بیایید هرگز برای هم عوض نشویم... زمین جای سختی برای زندگیست، من با تمام پوست و استخوانم حسش کردم... پس بیایید با مهرورزی به هم این سفر کوتاهمان را برای دل هم قشنگ رقم بزنیم، شاید حال زمین هم کمی بهتر شد. یگانه بمانیم برای هم و همیشگی، تا تمام دردهایمان با هم تمام شود... متولد حضور هم بشویم.
در بخشی از کتاب من متولد حضور توام (I was born in your presence) میخوانیم:
روزی میرسد که بوسههایت جای داغهایی که بر دلم نهادی را میگیرد، روزی میرسد که از یک جای درونت؛ دلتنگی برای دلی که لبریز بود از خواستنت اما تو به صُلابه کشیدی عشق و احساسش را؛ فوران میکند و به آشوب میکشاند آرامش درونت را... روزی که به آرزوهایت رسیدی؛ عشقت را به آغوش تمنایت کشیدی.
از نسل تو آدم و حوایی؛ آدم و حوایی را عاشق خود کردند... روزی که به تن گرفتن دیگری برایت جزو لاینفک احساست نبود و عشق را فراتر از هوس و جسم و تن و بوسه دیدی روزی که بهترین خاطراتت را ساختی و شور و شعف از جوانیت بردی...
و آیینه با چشمانت که من عاشق برق نگاهش بودم سخن گفت؛ جو گندمی موهایت را به یاد دل بیخبرت انداخت که: آهای آغاز فصل حسرتهاست کاری کن؛
روزی که با هر ترفندی جوانیت را از سر گذراندی؛
دلت تکانی میخورد...
از تمام دوستت دارم دروغین به دلی که بعد از تو دیگر نتوانست خودش را به کسی بسپارد؛ مرورم میکنی...
خاطرت میآید که چگونه عشق از دهانم چکه میکرد و غرق در آغوش حضورم لبریز از واژه به واژهی نگاهم میشدی و یقین میکردی که... . دوستت دارم... .
دلت هوس بوسیدنم را میکند... . میشناسمت...!
بله

















