جلد کتاب کتاب مثل کشمشپشت جلد کتاب کتاب مثل کشمش
۵۹,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب مثل کشمشپشت جلد کتاب کتاب مثل کشمش
کتاب الکترونیک
39 صفحه
EPUB
نشر عطران

برای خواندن کتاب مثل کشمش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب مثل کشمش

کتاب مثل کشمش نوشته‌ی مجید محمدی فر، داستانی کوتاه است که با بیانی ساده اما جذاب به رشته تحریر در آمده.

در بخشی از کتاب مثل کشمش می‌خوانیم:

بابا... بابا..

باربُد پسر خوب و موفرفری بابایی روی سرم بود و داشت به آرومی طوری که ناراحت نشم با تکان دادن شانه‌ام مرا بیدار می‌کرد و بعد از بیدار شدن از شاداب بودن او خوشحال شدم و با نگاه به ساعت دیواری فهمیدم 7 صبح است.

به خنده‌های زیبا و بی دندان باربد نگاه کردم و گفتم:

چشم پسرم الان بلند میشم و معلوم شد که در پی ماموریتی به سروقت من آمده بود چون بسرعت به آشپزخانه رفت تا حاصل نتیجه این جریان موفقیت‌آمیز رزم صبحگاهی را به سمع و نظر اعلی حضرت همسر گرانقدر که در حال جمع و جورکردن وسایل و بسته بندی کردن کوله مسافرتی بود برساند.

غلتی دیگه زدم و با خودم فکر کردم چرا تازگی‌ها اینقدر خوابهای عجیب غریب می‌بینم... . . خدایا چه خبره! چرا نمی‌تونم خوب بخوابم؟ و یا حداقل این خواب‌هایی که هر شب به سراغم میاد که اکثرا نظامی و با ضرب و شتم و کشتن و اینجور چیزا همراهه... باورتون نمیشه واضح توی خواب حرف میزنیم، می‌خوریم، راه می‌ریم و... . روشن عین آفتاب داد می‌زنیم... حتی نصف شب از خواب بیدارم می‌کنه... اما چرا نمی‌تونم بخاطر بیارم که چه دیدم و آخرش چی میشه؟

هرجور بود بواسطه حرفی که زده بودم که منم میخوام در این تور ورزشی شما شرکت کنم باید بلند میشدم.

خدایا می‌بینی چقدرهمسرم بابت اینکه دوست داره به مسافرت بره و یا برای حفظ اندام و سلامتی‌اش در اینگونه تورهای ورزشی شرکت کنه، بلند میشه و به کارها سر و سامان میده و همه چی آماده ست.

بالاخره با هزار زحمت و با وجود خواب بودن دختر و پسرم بوسیله خودروی درب و داغونِ ژیانِ همسرم در پرتوی تابش آفتاب آخرای فصل پاییز با تاخیر حرکت کردیم.

بنا به گزارش سازمان هواشناسی برای روز جمعه احتمال بارش باران خفیف بود اما هرطور بود با سرعت و در خلوتی صبح مختص به جمعه‌ها در خنکی هوا به محل هماهنگی که در کنار میدان دانشجو بود رسیدیم و همسرم برای قفل کردن خودروی عزیزش به تنهایی دست به کار شد و ما هم با باربُد وسایل کوهنوردی که در اصل پیاده‌روی در دشت و دمن بود را برداشته و به سمت اتوبوس زرد قناری با راننده‌ای باقد متوسط نسبتا جوان اما سبزه صورت که پشت فرمان نشسته بودو با تی شرتی مشکی که حروف برجسته لاتین داشت و از دورقیافش داد می‌زد یارو جوادیه!!! حرکت کردیم و آقای راننده از ابتدای امر نشان می‌داد که بی خیال تازه واردها بود و داشت با موهایش ور می‌رفت.

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب مثل کشمش
نویسندهمجید محمدی فر
ناشر چاپینشر عطران
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات39
زبانفارسی
شابک978-622-6201-72-8
قیمت کتاب الکترونیک
۵۹,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان کوتاه ایرانی

کتاب مثل کشمش بر اساس قرارداد رسمی با نشر عطران در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب مثل کشمش

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟