کتاب چهل تکنیک جادویی جهت برآورده شدن آرزوها نوشتهی حسن شریف پناهی، در قالب 40 تکنیک و تمرین به نحوهی گفتار و کلام شما جهت اجابت درخواستها، نیازها و کارهایتان میپردازد.
کلام قدرتمندترین ابزاری است که به عنوان موهبت الهی در اختیار دارید. کلام تنها یک نشانه یا یک نماد مکتوب نیست؛ بلکه یک نیروی قوی است. این کتاب در شکوفایی کلام جاری بر زبان و فهم و درک، رشد به سزایی دارد که قطعاً به دلتان خواهد نشست. تنها کاری که همه شما موظف به انجام آن هستید، این است که راه را بر تردید، دودلیها و آشفتگیهای خاطر ببندید.
همهی شما خیلی وقتها تصمیم گرفتهاید فکر بد نکنید، اما یک مرتبه به خودتان میآیید و میبینید یک عالم فکر بد و منفی در ذهن دارید. در حالی که میدانید کارتان درست نیست، اما در طی سالها خودتان را شرطی کردهاید که اختیار افکار و کارهای شما دست خودتان نیست!
این اتفاق برای هر کسی یک شکلی دارد؛ برای یک نفر فکر و رفتاری گناهآلود است (که هر چیزی میتواند باشد)، برای دیگری موضوع عشقی است که نمیتواند آن را فراموش کند، در حالی که از عشقش جدا شده و باید او را فراموش کند و برای شخصی دیگر تمام استرسها و نگرانیهایی است که دارد و ... بنابراین همهی شما یکسری افکاری دارید که میدانید نباید آنها را در ذهن پرورش دهید ولی با داشتن آنها شرطی شدهاید.
جملات برگزیدهی کتاب چهل تکنیک جادویی جهت برآورده شدن آرزوها:
- فقط آنچه را که میخواهید برداشت کنید، بکارید.
- اولین کار در ارتباطات شکستن حوزهی مقاومت است.
- ابتدا تصمیم بگیر چه میخواهی، نه اینکه چگونه میخواهی به آن برسی. راهکارها به محض هدفگذاری، پدیدار میشوند.
- تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند، آنهایی هستند که در قلبمان به جست و خیز مشغولند! فقط در آنجاست که باید جنگید.
- پس وقتی چیزی رو میخوای هر چی که هست باید بگی: خدایا این آرزو یا چیزی بهتر از آن، به من عطا کن. در جهت خیر و صلاح همگان. این یعنی توکل به خدا و پذیرفتن این که خداوند بهترین خیر را برای ما میخواهد. خداوند همون طبیبیه که میدونه ما در هر زمان به چه دارویی نیاز داریم.
در بخشی از کتاب چهل تکنیک جادویی جهت برآورده شدن آرزوها میخوانیم:
طبق علم روانشناسی، ما صفاتی رو که در خودمون انکار میکنیم، به دیگران فرا فکنی میکنیم! در واقع " من" صفاتی رو که در درون خودم قایمش کردم تا خودم و دیگران ازش با خبر نشیم، رو، به دیگران نسبت میدم، تا در ته وجودم احساس آرامش کنم که "آن صفات متعلق به دیگریست نه من!"
دبی فورد در کتاب نیمهی تاریک وجود میگه که:" ما نمیتونیم صفتی رو که در خودمون نداریم، در دیگران، تشخیص بدیم! یعنی ما تمامی آنچه که میبینیم و از آن خوشمان یا بدمان میآید، هستیم! وقتی با انگشت اشاره به طرف کسی نشانه میروی، به یاد بیار که در همون حالت، سه انگشت دستت، خود تو رو نشونه گرفتن!"
یادتونه که توی تمرینات قبل، قرار گذاشتیم تا با هم تمرین کنیم و ببینیم که چه خصوصیاتی در دیگران ما رو عصبانی یا غمگین میکنه؟ و ما چه خصوصیاتی رو به دیگران نسبت میدیم؟ حالا به لیستتون رجوع کنین!
همهی صفاتی که به دیگران نسبت دادین، همون صفاتیه که سالها قبل یه جورهایی به این نتیجه رسیدین که نباید در شما وجود داشته باشه! و اون رو توی یه اتاق ازذهنتون، قایمش کردین و اینقدر جلوی دیگران انکارش کردین که دیگه خودتون هم یادتون نمیآد که واقعا" یه زمانی اون صفت در شما بوده!
پس آنچه که به دیگران فرا فکنی میکنیم، خود ما هستیم!
بله














