کتاب شب هزار و دوم: غزل سرودههای ا.د.م مجموعهای از غزلهای عاشقانه، با زبانی شیرین به قلم ابوالحسن درویشی مزنگی است.
در بخشی از کتاب شب هزار و دوم میخوانیم:
چون گل بخند و این زمستان را بهار کن
گر چه گلی، عیادتی گاهی ز خار کن
هر چند نیست لایق دیدن، ولی شما
آنی نظر به عاشق چشم انتظار کن
از یاد بردهای همه قول و قرار خود
گاهی به یک اشاره ما را بیقرار کن
افراسیاب غصه ما را در حصار کرد
پایی بکوب و لشکرش را تار و مار کن
دنیا قمارخانه بود و نبود ماست
گاهی برای بودن ما هم قمار کن
هر مدعی که پاکبازی، مثل من نکرد
از چشم خود بران و مثل خار، خوار کن
یک بوسه گویمت، به پای این غزل بده
تو عین رحمتی، بیا یک را هزار کن
بیدام و دانه کردهای سیمرغ را به بند
صیاد من! به این شکارت افتخار کن
بله
























بسیارعالی