کتاب بازار گوشت قرمز ضمن بر شمردن ضرورت سیاستگذاری و برنامهریزی دولت در مورد گوشت قرمز به بررسی سیاستهای حمایتی و تنظیمی کشورهای منتخب در تنظیم بازار و آثار سیاستهای اتخاذی دولت بر مؤلفههای مهم بازار پرداخته است.
در سالهای اخیر تنظیم بازار مواد پروتئینی با هدف جلوگیری از افزایش قیمت و زیان مصرف کننده یا کاهش قیمت و زیان تولیدکنندگان مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس با افزایش تولید گوشت قرمز، مرغ و تخم مرغ و کاهش نسبی قیمت در بازار، دولت با خرید و ذخیرهسازی مواد پروتئینی مازاد نیاز بازار و ذخیرهسازی آن و همچنین عرضهی آن به هنگام افزایش تقاضا و سیر صعودی قیمت، ایجاد تعادل در بازار را دنبال میکند. با وجود این همچنان در بازار کالاهای پروتئینی نوسان وجود دارد.
بخشی از این نوسانات به دلیل شرایط خاص حاکم بر بخش تولید این کالاهاست که نمیتوان به آسانی برآورد درستی از وضعیت آیندهی آن نمود و به همین سبب است که نمیتوان برنامهریزی منطقی برای آینده این بازار کرد. از سوی دیگر دخالتهای مقطعی در بازار مواد پروتئینی موجب شده حمایتهای دولت از این کالاها سازمان یافته نباشد. از این رو بررسی بازار این محصولات و به ویژه گوشت قرمز از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در این کتاب ابتدا بازار جهانی گوشت قرمز به لحاظ مؤلفههای مهم تشکیل دهندهی عرضه و تقاضا، قیمت، تعرفه، ساختار بازار، پیشبینی مؤلفههای مهم بازار، ضایعات محصول و... مورد بررسی قرار میگیرد. سپس در قسمت بعد بازار داخلی گوشت قرمز به تفصیلیترین وجه مطالعه میشود. این بخش مشتمل بر مطالعهی روند تولید، مصرف، تجارت، سرمایهگذاری داخلی و خارجی، پیشبینی روندهای آتی مولفههای بازار، وضعیت مصرف کالا در دهکهای مختلف خانوارها، بررسی روند قیمتها، بررسی وضعیت بازارهای هدف، بررسی تعرفه و سیاستهای حمایتی از صادرات است.
بخش سوم این مطالعه به بررسی تنظیم بازار داخلی و خارجی گوشت قرمز میپردازد. در این بخش ضمن برشمردن ضرورت عملکرد دولت در بازار گوشت قرمز به بررسی سیاستهای کشورهای دیگر در تنظیم بازار پرداخته میشود و سپس نهادهای دخیل در امر تنظیم بازار داخلی مطالعه میگردد. در بخش آخر نیز ضمن برشمردن چالشها و مشکلات تنظیم بازار گوشت قرمز، بستهی سیاستی تنظیم بازار آن ارائه میشود.
در بخشی از کتاب بازار گوشت قرمز (The red meat market) میخوانیم:
زمانی در کشورهای در حال توسعه، بخش دام فعالیتی چند منظوره محسوب میشد. علاوه بر نقش غذایی دام، استفاده از قدرت کششی دام، چرم و پوست، کود و سوخت و نظایر آن از جمله این اهداف بود. امروزه بخش دام به عنوان قسمتی از فعالیت ائتلاف جهانی تولید غذا در آمده است. درک اثر این تغییرات بر مردم ساکن کشورهای فقیر نه تنها به فهم نیروهایی که موجب مصرف بیشتر گوشت میگردد نیاز دارد بلکه ضرورت دارد ماهیت تغییر بازار جهانی برای تولیدات گوشت قرمز نیز بررسی گردد.
تغییرات در سازمان صنعتی تولید گوشت قرمز با ادغام عمودی و قراردادها در سطح جهان همراه گشته است. مارتینز (2002)، در ایالات متحده آمریکا به ارزیابی انگیزهها برای این ائتلافات پرداخت و در نهایت نشان داد که قراردادها و ادغامهای عمودی میتوانند روشی برای کاهش هزینههای مبادلاتی باشند. مخصوصاً در نواحی که تولید در حال گسترش است، قراردادها میتوانند مانعی برای رفتارهای فرصت طلبانه ایجاد کنند و ادغامها در مجموع رابطه مبادلهای را حذف میکنند. تحلیل مشابهی میتواند برای کشورهای در حال توسعه انجام پذیرد.
از آنجا که به علت وجود بازارهای غیر رقابتی در مورد اطلاعات و داراییها، هزینههای مبالداتی بالا هستند، ادغام عمودی به طور بالقوهای از طریق کاهش هزینههای مبادلاتی مبادله اجازه کاهش هزینههای انجام داد و ستد را مهیا میکند. سیستمهای بزرگ تجاری تولید گوشت قرمز معمولاً به صورت قراردادی کار میکنند. این واحدها تمایل دارند در مجاورت زمینهایی که فرآوری در آنها انجام میگیرد، مستقر گردند. این عمل باعث کاهش هزینهها، همکاری بهتر، کنترل مدیریت و در نهایت نیل به درجه بالای کارایی عملیاتی است. درجه خاص ادغام بین کشورها و بنگاهها متفاوت است.
بله

























