کتاب مشتری مداری و فرهنگ سازمانی بانک نوشتهی شعله اصلی، به بررسی فرهنگ سازمانی، تفاوت مدیریت اطلاعات و دانش، توسعه و بهبود سازمانی، مشتری مداری، بانکداری اینترنتی و... میپردازد.
سازمانها به قدری در همه ابعاد و جنبههای گوناگون زندگی شما فراگیر شدهاند که شناخت آنها نه تنها به عنوان یک موضوع علمی بلکه به عنوان یک پدیده مهم و جدایی ناپذیر از زندگی اجتماعی شما دوری میکند. شما قبل از تولد و در رحم مادر از طریق سازمانهایی مراقبت میشوید، در یک سازمان پزشکی یا خانه چشم به جهان میگشایید، در سازمانهای متعدد آموزش دیده و به موقع در یک سازمان مشغول کار شده و همزمان با سازمانهای متعددی رابطه و سر و کار داشته و نهایتا در یک سازمان با مراسم خاص تشییع و تدفین صحنه نمایش جهانی را ترک میگویید.
بنابراین سازمان و سازمان یافتگی جزء لاینفک زندگی ماست و به اقتباس از "پیتر دراکر" نسل امروز بنا به ضرورتهای زندگی، سازمانها را باید طوری بیاموزد که اجدادشان مجبور بودند کشاورزی را بیاموزند. در دنیای امروزی که عصر پسانوگرایی یا پست مدرن نامیده میشود محیط به هیچ وجه ثبات ندارد و سازمانهای این عصر متوجه محیط غیرقابل پیشبینی شدهاند. دنیایی که تغییرات سریع، پیچیدگی و شگفتیها از ویژگیهایش میباشد. مدیریت نمیتواند از طریق راههای سنتی محتوای درون و بیرون سازمان را اندازهگیری، پیشبینی یا کنترل کند. سازمان برای کنار آمدن با این فضای شناخته نشده به الگویی جدیدتری نیاز دارد تا از طریق محدودتر کردن گسترده خود به جنبههای همکاری و تعاون، در سطح افقی، توجه بیشتری کند.
در بخشی از کتاب مشتری مداری و فرهنگ سازمانی بانک میخوانیم:
اگر از مردم بپرسید بهترین تجربه زندگیشان چه بوده معمولا از تجربهای صحبت میکنند که در آن عضوی از یک گروه بودهاند. کار با گروه باعث افزایش فعالیت شده و باعث پیشرفتشان میشود. افراد کارهایی برای دیگران میکنند که برای خودشان انجام نمیدهند و در مقابل چیزهای با ارزشی هم به دست میآورند. (رابینز؛ 1386: ص 427) گروه سازی ابزاری بنیادین جهت هماهنگ سازی امور در سازمان است. مینتزبرگ چهار تاثیر مهم گروه سازی را چنین عنوان میکند: 1) برقراری سیستم نظارتی مشترک میان پستها و واحدها، 2) گروه سازی نوعا به پستها و واحدهایی نیاز دارد که در منابع سهیم باشند، 3) گروه سازی نوعا مقیاسهای مشترک عملکرد به وجود میآورد، و 4) گروه سازی سازگاری دو جانبه را تشویق میکند. (مینتزبرگ، 1983، صص47-46)
در فرهنگ سازمانی نوع تعامل نیروی کار همواره در کانون توجه مدیریت قرار دارد. و بحثهایی چون "همکاری" و "مانند گردی" در این راستا مطرح میشوند. "همکاری" یکی بودن مساعی دو یا چند شخص است برای حصول هدفی معین و مانند گردی" یکی شدن دو یا چند شخص است از جهات بسیار مهمترین جلوه "مانند گردی" فرهنگ پذیری و جامعه پذیریاست.
"فرهنگ پذیری" هماهنگ شدن شخص است با رسوم و اخلاق و سایر مظاهر زندگی اجتماعی، و "جامعه پذیری" همگام شدن شخص است با موازین زندگی اجتماعی فرهنگی، 1386، 10).
در همین زمینه رو تاکید میکند فرهنگ در روابط میان فرد و جامعه مشهود است هم چنانکه از گروه یا فرد نمیتواند جدا باشد. و توافق معنایی باید در در روابط فرد و گروه حاصل شده باشد و نه در یکی و یا دیگری. (رو،2007، ص 604) امروزه بحث علامت تجاری و برند سازمانی اهمیت خاصی برای سازمانها پیدا کردهاند. و در این راستا مطالعات خاصی به این موضوع پرداختهاند. جدیدأ بحث ارتباط فرهنگ سازمانی با علامت تجاری سازمان مطرح شده است. صفری در مطلبی تحت عنوان «هویت بصری سازمان و ارزشها» در این رابطه مینویسد: وقتی شرکتی سعی در توسعه و حفظ یک وجهه شرکتی خوب دارد باید فرهنگ مناسبی را به وجود آورد.
اگر شرکتی علامت تجاری را ایجاد و حفظ میکند، فرهنگ آن نیز باید متناسب با ماهیت علامت تجاری باشد. در حقیقت، علامت گذاری تجاری شرکتی، راهی مثبت و قابل درک از تغییر فرهنگ سازمان است.
بله
















