صبا گلی فرهود در کتاب نگاهی به ادبیات کودک، قصد دارد توضیح کوتاهی دربارهی فرهنگ عامه و فرهنگ مدرسی ایران و اهمیت و نقش ارزشهای فرهنگی این دو عرصه در ساخت بعد فرهنگی شخصیت کودکان بدهد.
ماکسیم گورکی، نویسندهی بزرگ روس در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، میگوید: «تودهی مردم نه تنها نیروی پدیدآورندهی ارزشهای مادی جامعهاند، بلکه سرچشمهی زایندهی پایان ناپذیر ارزشهای معنوی آن نیز هستند.»
در یک قرن گذشته بسیاری از ملتهای آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتین با کشف این نیروی عظیم مردمی و استفاده از فرهنگ و ارزشهای فرهنگی این گروه انسانی، توانستهاند به پیوندهای قومی خود انسجام بخشند و رشتههای یکپارچگی وحدت را میان خود استوار سازند.
برخی از این ملتها حتی از مایههای ستیزنده و پیکارجوی فرهنگ ملی خود همچون سلاحی برنده در فروپاشی نظامهای خودکامهی سلطهگر بر جامعههای خود و گسستن روابط استثمارگرانهی اجتماعی و اقتصادی استفاده کرده و در مبارزه با فرهنگهای مهاجم بیگانه و بیاثر کردن ماهیت تخریبی آنها بهرهها گرفتهاند.
در بخشی از کتاب نگاهی به ادبیات کودک میخوانیم:
اگر بخواهیم تعریفی کمابیش جامع ولی فشرده و کوتاه از فرهنگ عامه به دست دهیم باید بگوییم که فرهنگ عامه، یا فولکلور، مجموعه معارف و رفتار عام و مشترک گروهی از مردم است که از راه تقلید و به شیوههای شفاهی انتقال مییابد؛ به عبارت دیگر، فرهنگ عامه آگاهیهایی است که از راه زبان و نشانه و ایما و حرکت و تصویر و نقاشی، از فردیه فرد و از نسل به نسل، آموخته و نقل میشود. اجزای ترکیبی هریک از موضوعهای فرهنگ عامه به اقتضای وضع و موقعیت دوره و نظامی که مردم در آن زندگی میکنند پدید میآید.
از این رو، هر موضوعی از فرهنگ عامه، در مراحل آغازین پدیداری و کاربردی ویژگی و جلوهای نو کار - ویژهای سودمند دارد؛ لیکن پس از گذشت مدت زمانی از دوره حیات و پویایی اجتماعی اش، همراه با دگرگونیهای اجتماعی جامعهای که در آن پدید آمده با حفظ یا از دست دادن سودمندی خود رنگ کهنگی و قدمت و صبغه تاریخی و سنتی میگیرد و به گنجینه میراث فرهنگی یا اجتماعی مردم افزوده میگردد. فرهنگ عامه را میتوان به اعتبار عامل یا عاملهای مشترک و عامی که میان یک گروه بزرگ یا کوچک اجتماعی وجود دارد تقسیمبندی و نامگذاری کرد.
از این رو، مثلاً میتوان فولکلور یا فرهنگ عامه ایران را به لحاظ مشابهت در شکل نظام اقتصادی و اجتماعی به فرهنگ بلوچی، ترکمنی، ترکی و گیلکی، از لحاظ حوزه مشترک جغرافیایی به فرهنگ عامه بندری، کویری و دشتی؛ از نظر وحدت دینی به فرهنگ عامه اسلامی، زرتشتی، یهودی و ارمنی تقسیم کرد.
بله

















